حدود یک سال و خرده ایه توی این سایت عضو شدم،این اولین مطلبیه که میفرستم و امیدوارم کسی که اینو میخونه ازش لذت ببره در حدود نیمه های جام جهانی 2006 بود،1385 شمسی،که جرقه های کالچوپولی جدی شد...من ی پسر بچه نهایتا 8 ساله توی حال و هوای اون جام بودم،ایتالیای محبوبم پر بود از بازیکنای باشگاه موردعلاقم یوونتوس و هر چند تو مرحله گروهی به عقیده ام تیم ضعیف عمل کرد،اما دفاع قاطعی داشتیم که رهبرش کاناوارو بود،کسی اون روزا چیزی شبیه محبوبیت بوفون الان رو(هر چند کم تر)برام داشت،خبرای این اتفاقو از اخبار ورزشی شنیدم،اون موقع اینترنت به صورتی که الان هست اصلا نبود و ما خانواده ای نبودیم که تو اون زمان اینترنت داشته باشیم،اوایل توجهی نکردم،اخبار ورزشی رو هیچ وقت جدی نمیگرفتم و مجله های اون زمان(که حکم طرفداری الان رو بازی میکرد)موثق ترین منبعم بودن،اما اونا هم چنین چیزی رو تایید کردن...من باور نمیکردم،نمیخاستم باور کنم،تیمی که عاشقش بودم،مگه میشد؟؟ب نظرم تیم محبوبم انقدر خووب بود که نیازی به داور نداشت اما....روزی که حکم قطعی اومد خونه ی خالم بودم،وضع مالی خوبی داشتن و اینترنتی که با بوق های خاص خودش وصل میشد،نگران بودم...خیلی زیاد،توی گوگل نوشتم یوونتوس و اونجا به این خبر رسیدم،http://article.tebyan.net/18688،یادم نمیره چجوری وسط اون مهمونی خونوادگی گریه میکردم...چیزی که پسرخاله هام هنوز باهاش منو مسخره میکنن،بگذریم....یووه رفت به سری بی و تازه شوک های اصلی شروع شد...از زلاتانی که با 90 ملیون نتونسته بودن بخرنش تا تورام و امرسون و...و در آخر هم کاناوارو...چی؟؟؟کاناوارو؟؟؟مگه میشه؟؟؟چرا؟؟؟کسی که عاشقش بودم،کسی که میخواستم اسطوره ازش بسازم....منتظر خبرای بد تر شدم...بوفون..ترزگل...تو اون روزا اگه بهم میگفتن کاپیتان دلپیرو هم میره تعجب نمیکردم...اما موند و اون مصاحبه معروفشو کرد"یه جنتلمن هیچ وقت بانوشو ترک نمیکنه" اوضاع بهتر شد...5 تا ستاره حاضر شدن بمونن و تیمو دوباره برگردوندن سری آ،اما...هیچ وقت خفت اون روزا رو فراموش نمیکنم...هر جا میرفتی مسخرت میکردن...هیچ فوتبال دوستی حاضر نشد اندازه نخود واسه کسی احترام قاعل بشه که عاشقانه تیمشو دوست داشت... کم کم فراموش شدیم...بد ترین جنبه ی سقوط که از مسخره کردنا هم بیشتر اذیت میکرد،صحبتای بچه های کوچیک فامیل(که تازه فوتبالی شده بودن)هنوز تو گوشمه "طرفدار کدوم تیمی؟؟؟یوونتوس؟؟!!!(خنده های مکرر)اصن مگه تیمه؟؟؟!!!" "بابا...عکس کامپیوتر امیرحسین چیه؟؟؟یوونتوس؟؟؟همون تیم بیخوده که تو ایتالیاس؟؟؟؟اه!مگه دیوونس؟؟" گذشت...گذشت..ایتالیا رو بالاخره بردیم،کاش نمیبردیم و اله میموند...دلپیرو رفت و بازم من موندم و اشکام.... 3 سال از رفتن دلپیرو گذشت...حالا ما سلطان ایتالیا بودیم...بعد از مدت ها سرم رو بالا میگرفتم...حداقل جلوی کالچو دوستایی که حالا یک دهم قبل بودن...102 امتیاز هم گرفتیم...اما نه،هنوز مهم نبودیم،102 امتیاز نه تنها اعتبار ما رو تو جنبه جهانی بالا نبرد بلکه پایین هم آورد "102 امتیاز؟؟!!!یوونتوس؟؟!همون که همش تو گروهی حذف میشه؟؟؟عجب لیگ بیخودی دارن که یوونتوس داغون توش 102 تا گرفته...!!!" بالاخره مکس الگری اومد تو تیم...اوایل فقط انتقاد میشنیدم...اون سال اولین بار وارد طرفداری شدم و اکانتی نساختم اما شاهد کامنتای ناامید بودم...سال اولش تا فینال CL رفتیم اما چه فینالی؟؟؟ی تیم که به عقیده اکثریت فقط خوش شانس بود،بدون هیچ اعتماد به نفسی جلوی بارسایی رفتیم که همه ی دنیا میدونستن قهرمان میشه... و حالا امسال به اینجا رسیدیم،به لطف مدیریت خوب و قوی قدرت اروپایی حساب میشیم،حالا دیگه سرمو بلند میکنم ومیگم یوونتوسیم...درست مثل 10 سال گذشته،اما اینبار به جای تحمل پوزخند ها،نگاهای احترام آمیز رو میبینم...و لذت میبرم... اما...یک قدم دیگه مونده،قدمی که باهاش نشون بدیم ما بالاخره برگشتیم،ما دوباره روی قله اروپاییم وقتشه نشون بدیم که ما دوباره رییسیم... FORZA JUVE