"مردم". کلید واژه اصلی‌ جریان ۸ ساله پوپولیسم کشور. نماد آن در مساجد می‌‌شود هفت تیر کشان، ٔبر روی پرده نقره‌ای می‌‌شود "رسوایی" و "یوزارسیف" و در فوتبال به گل نشسته ما هم می‌‌شود "محمد مایلی کهن". جریانی که اگر ۲۰ سال پیش دست کودکی را گرفتند و از خیابان رد کرده اند، هنوز هم منتش را بر سر جوان تر‌ها می‌‌گذارند. در فرهنگ آنها ریا می‌‌شود" امر به معروف" و زبان سرخ و دشنام می‌‌شود" نهی از منکر". بالا رفتن از فنس‌های کنار زمین در دایره لغات آنها" غیرت" معنا می‌‌شود و لول کاری خود را در سطح پوریا ولی‌ می‌‌دانند. همواره در وصف پهلوانی‌های آقا تختی صحبت می‌‌کنند اما فرزند تختی در خیابان انقلاب آنها را از نزدیک ندیده. چون دوربینی آن اطراف نچرخیده. یک روز لباس عشایر، یک روز توپ فوتبال و امروز هم لباس شهرداری می‌‌شود وسیله‌ای که، با هدفشان آن را توجیه کنند. لابد در خلوت خود این را هم "تقیه" می‌‌دانند.

حاج محمد جنجالی این روز‌ها هیچگاه بازیکن درجه یکی‌ نبود. حداقل در پرسپولیس کهکشانی آن دهه نبود. نه شم گلزنی فرشاد را داشت و نه هوش محمد خانی. صحبت بر سر استعداد وی نیست. او به مانند هم جریانی‌هایش در خود وظیفه‌ای بزرگ می‌‌دید. وظیفه "اصلاح". البته این وظیفه از روز ازل با وی بود. همانطور که فنس‌های ورزشگاه بالا رفت. او هیچگاه هقهقش را برای دشنام‌ها ننوشت. همواره فریاد زد. از جریان‌های کثیف گفت و همواره در دادگاه محکوم بود. از کار با جوانان گفت و به المپیک نرفت. در اوج شکوفایی نسل جوان کشور. همه شکست‌هایش را در درگیری‌هایش با موفق تر از خودش پنهان کرد. روزی با سرمربی آبی‌ها و روزی با کاپیتان تیم ملی‌. 

مربی‌ اصلاح ورزش کشور دو کلام بیانه را نتوانست محترمانه بنویسد. هنوز هم نمی‌‌تواند. چون از کوزه همان برون تراود که در آن است. وی شب و روز دشنام می‌‌دهد به از خودش بهتر. چون "بیت المال" گرفته اند و اعتصاب می‌‌کنند. اما پول "بیت المال" در تیم‌های که وی با آنها سقوط کرد و فرستاد به لیگ ۱ وجود ندارد و باید حرفه‌ای باشیم. سوفسطائیان رومی هم به خوبی‌ این جماعت سفسطه نکردند. آنجا که احساس می‌‌کنند اخلاق در خطر است، فیلم‌ها را از پرده پایین کشیدند. بی‌خیال آنکه بینندگان آن فیلم‌های ناجور موجوداتی هستند که از بد حادثه هم عقل دارند و هم شعور. موجوداتی که البته به وقت نیاز از آنها با واژه "مردم" و "ملت" هم می‌‌شود یاد کرد.

لباس شهرداری پوشیدن حاج مّمد عجیب ما را یاد جریان ۸ ساله کشور می‌‌اندازد. راه رفتن روی خطوط پوپولیسم. وی حال که تنور داغ است باید بچسپاند و سکوت جایز نیست. این وسط کارگران شهرداری از یک طرف از شهریار "توهین" شنیدند و از طرف جریان به ظاهر حامی‌ آنها مورد استفاده ابزاری قرار گرفتند.