به عنوان یک هوادار فوتبال و البته ریال مادرید دیدن شش فهرمانی تیم محبوبم در زمان حیاتم شاید تمام انچه که خواسته ام را برآورده کرده اما هر روز و هر فصل که میگذرد رفتن یکی از آن نسل طلایی بیشتر حس گذشت بی رحم این سالها را یادم می آورد.دیروز رایول و پویول و جرارد امروز نوبت به گلادیاتور رسیده.راستش بیست سال فوتبال دیدن و چندسال طبیب بودن باز هم باعـث نشد بتوانم جلوی بغض فروخفته ام را در روز خداحافظی گلادیاتور بگیرم درست مانند ان ده ها هزار نفر حاضر در استادیوم المپیکو مثل همان پیرمردهایی که برای رفتنش اشک ریختند نمیدانم چرا اما شاید انها بهتر از ما ندیدن گلادیاتورها و خداحافظی اخرینشان را درک می کنند... برای نسل من حالا جام دیدن و ندیدن برایمان خاطره شده و کم کم به ان عادت کرده ایم اما می دانم مثل همان پیرمرد گریان همانطور که به ندیدن رایول و جرارد عادت نکردیم این بار هم... آدت نمیکنیم...