اختصاصی طرفداری- بی تردید عملکرد دون آنتونیو در فصل نخست فوتبال جزیره را نه تنها باید تحسین کرد بلکه باید ستود. این ستایش به باور من فقط ناشی از بدست آوردن قهرمانی در نخستین فصل حضور او در جزیره آن هم در حالی که اکثر قریب به اتفاق کارشناسان رقابت اصلی را برای پپ و ژوزه قائل بودند، نیست بلکه بیشتر متوجه نقش اصلی یک سرمربی در قهرمانی تیم است، نقشی که شاه‌بیتش تغییر سیستم خارق العاده ای بود که توانست فصل را برای آبی های لندن به ارمغان بیاورد، تغییری که به زعم بسیاری از تحلیل گران یکی از مهم ترین دگروگونی های تاکتیکی تاریخ لیگ برتر بود. کار به جایی رسید که کونته که پیش از شروع فصل قرار بود در کسوت یک تیمِ در دستِ ساخت صرفا حضوری قابل احترام داشته باشد بدل به قدرت بی چون و چرای یکی از فرسایشی ترین لیگ های فوتبال اروپا شد جایی که نه تنها با اقتدار و پیش از پایان فصل قهرمانی را به ارمغان آورد  و با 93 امتیاز به رکورد خود نزدیک شد، بلکه با نمایش های موفقیت آمیز مقابل بزرگان جزیره نظر منتقدین فوتبال را به خود جلب کرد و در اصطلاح حجت را تمام کرد، با این همه فصل سراسر شیرین چلسی برای هوادارانش در آخرین روز فوتبالی این فصل بدل به طعم گس شکست مقابل همشهری در فینال اف ای کاپ شد، نه فقط فرصت دوگانه داخلی از بین رفت، به نظر می رسد پالس های منتشر شده از کیفیت آن چه در این بازی رخ داد توانسته زنگ ها را برای این ایتالیایی خوشتیپ به صدا در آورد.

نگاهی به فرآیندی که ورژن ایتالیایی چلسی در این فصل پشت سر گذاشت به باور من حاوی نکات جالبی است که می تواند نقشه راه دون آنتونیو برای تکرار قهرمانی باشد، مهمی که از فصل 2008-2009 و آن هم توسط سر الکس توسط هیچ تیمی تکرار نشده. مهم ترین مسئله ای که در ساختار تیم کونته به چشم می آید میزان چرخش و Rotation  ترکیب اصلی اوست. این مسئله که موفق ترین تیم این فصل یعنی رئال مادرید با استفاده از حداکثر بازیکن های خود توانست یکی از موفق ترین فصول تاریخ خود را در فصل جاری رقم بزند بیان گر اهمیت غیر قابل کتمان این واقعیت است که برای حضور موفقیت آمیز در فصلی که تیم شما قرار است در حدود 60 بازی رقابتی را به نمایش بگذارد شما به ترکیبی قدرتمند و متنوع نیاز دارد. در فصلی که گذشت چلسی فرسایش حضور در لیگ قهرمانان را نداشت، نقطه ضعفی که البته به حضور قدرتمند تر چلسی در پرمیر لیگ کمک شایانی کرد ولی اضافه شدن حداقل 8 الی 10 بازی به برنامه فصل بعد کونته نشان از آن دارد که چلسی نیاز به افزودن مهره های نسبتا زیادی به ترکیب خود دارد. در این فصل چیدمان و مهره های اصلی تیم کونته کمترین واریانس ممکن را میان بزرگان جزیره داشته اند و  چالش اصلی در ترکیب بازی دادن به ویلیان به جای پدرو و فابرگاس به جای کانته بوده باشد. با اندکی اغماض می توان اینگونه برداشت کرد که چلسی با چیزی در حدود 13 بازیکن اصلی لیگ جزیره را بدست آورده که این تعداد بازیکن اصلی برای فصل بعد چلسی ابدا کافی نخواهد آن هم در حالی که می بینیم در نخستین روزهای فصل نقل و انتقالات رقبای چلسی نظیر سیتی چگونه در حال شخم زدن بازار هستند.

این ادعا که چمپیونزلیگ یکی از نقاط سیاه کارنامه سپید مربی گری دون آنتونیو است ادعایی واهی نباشد، یووه کونته هر اندازه که در سری آ توانا بود در عرصه اروپایی شکننده و متزلزل بوده، این مساله اصلی ترین چالش آنتونیو برای فصل بعد خواهد بود جایی که انتظار می رود جوانتر هایی مثل زوما، کندی، آکه و باتشوایی بیشتر مورد استفاده باشند. خط میانی چلسی که پس از رفتن اسکار جایگزین قابل اعتمادی به خود ندیده نیازمند ترمیم خواهد بود و مسئله کوستا نیز بهتر است هر چه سریع تر جواب داده شود. آنالیز فنی در فوتبال مدرن در چنان سطحی قرار دارد که یک ایده توان موفقیت در دراز مدت را ندارد، سوئیچ کردن سیستم 2-5-3 به 1-3-2-4 توسط آلگری پس از شکست مقابل جنوا و فیورنتینا و رقم زدن این فصل رویایی، یا بازگشت به سیستم سه دفاعه ونگر و بردن اف ای کاپ و پیروزی 90% در بازی های اخیر نشان از آن دارد که کنار گذاشتن سیستم های اولیه ای که ناکارآمدیشان در طول فصل اثبات می شود تا چه اندازه می توانند کلیدی باشند، اما از کجا معلوم 3-4-3 کونته در فصل بعد کِرَک نشده باشد و همین دفاع سه نفره تبدیل به پاشنه آشیل دون آنتونیو نشود.

شاید اینکه به خاطر افت نسبی کیفی چلسی پس از ژانویه نسبت به آغاز فصل (و مشخصا بعد از شکست مقابل آرسنال) تا به امروز بگوییم دست آنتویو برای رقبا رو شده و 3-4-3 او دیگر زهر روزهای نخست را ندارد غیر منصفانه باشد، اما واقعیت این است که رقبا نیز چلسی را به خوبی آنالیز کرده و تا انتها همه راه های منتهی به توقف چلسی را خواهند رفت، قرار نیست یک ایده آن هم در روزگاری که فاصله شکل گیری یک پارادایم تا بحرانش چند سالی بیشتر نیست، برای همیشه جوابگو باشد. مثلا در همین فصل و پس از ژانویه چلسی در یازده بازی پیاپی نتوانست هیچ کلین شیتی داشته باشد. آزپلیکتا به عنوان یکی از سورپرایز های ترکیب اولیه کونته در این اواخر به یکی از نقاط ضعف او تبدیل شده و اکثر رقبا از کوتاه نسبی قد او در مقابل فوروادهای بلند قد خود او استفاده کرده اند، مارکینگ شدید هررا با هازارد یکی از منفعل ترین و عاری از هر گونه خلاقیت ترین نمایش های تیم کونته در سراسر فصل را رقم زد و نشان داد تا چه اندازه بستن هازارد می تواند برای او گران تمام شود. همچنین نقش مدافعین چلسی در فاز حمله نیز بر کسی پوشیده نیست. لوییز به واسطه دی ان ای برزیلی خود در کار هجوم همیشه حاضر است و آزپلیکتا در حین چنبره تهاجمی چلسی به عنوان یک یار کناری اضافه می شود، ارسال 4 پاس گل، 19 سانتر، 13 شوت از پشت محوطه جریمه در طول فصل همگی حاکی از این امر است و یادمان بیاید که چگونه پرس سنگین ولبک بر روی دفاع چلسی این خط را از جریان خارج کرد و درحین پرس متقابل چلسی، فقدان انسجام و فشردگی تیمی ابتکار عمل را در اختیار توپچی هایی داد که بین خطوط به دنبال فضاها بودند.

پیشگویی در قوتبال غیر ممکن است ولی چندان عجیب نیست که انتظار داشته باشیم کونته در فصل بعد دست به بازنگری اساسی در تئوری پشتیبان تاکتیک های خود بزند، بعید نیست که برای آزادتر کردن هازاردی که حفظ او از اوجب واجبات است، کونته نقش محوری تری به او بدهد و از او به عنوان یار آزاد در 1-1-5-3 استفاده کند، حتی بعید نیست که باتوجه به توان موزس و آلونسو برای بازی در وینگ بک شاهد استفاده از سیتسم های 4 دفاعه در ترکیب چلسی باشیم بویژه آنکه در همین فصل کونته هم 1-4-1-4 و هم 1-3-2-4 را به قول معروف مزه مزه کرد، رقبا تا دندان مسلح اند و شمشیر را از رو بستند، با خریدن برناردو سیلوا و مورائس پپ نشان داده با کسی شوخی ندارد، فن دایک هم انگاردر یک قدمی آنفیلد است، باورش سخت که یونایتد نیز کمتر از 150 میلیون پوند هزینه کند همه اینها دیواری که آفتاب از پشت آن بر صورت کونته می تابد را بلند تر می کند، جهان در انتظار دون آنتونیو دوست داشتنی است تا ببنید شانه های این ایتالیایی پرجنب و جوش تحمل چه میزان فشار را دارد و خورشید امپراطوری او تا کجا قرار است در بریتانیا غروبی نداشته باشد.