وقتی معاویه و یارانش شریعه را گرفتند ، امیرالمومنین کوشش داشت که از جنگ پرهیز کند و از طریق مذاکره به حل مشکل بپردازد. اما معاویه که سودایی دیگر در سر دلشت از مذاکره خودداری کرد.کار بر یاران علی سخت شد و یاران علی ناامید بودند " و این جا بود زبان برنده و حق ایشان" ایشان به یاران خود فرمودند: ***همانا دشمن گرسنه جنگ است و از شما نبرد میطلبد، اکنون دو راه در پیش دارید یا تن به ذلت و پستی و عقب ماندگی دادن یا تیغ ها را با خون سیراب کردن و سپس سیراب شدن. "مرگ اینست که زنده باشید اما مقهور و مغلوب ، زندگی ان است که بمیرید ، اما غالب و پیروز. همانا معاویه گروهی ناچیز از گمراهان را به دنبال خود کشانده و حقیقت را بر ان ها پنهان داشته است تا انجا که گلوی خویش را هدف تیر های شما که مرگ را همراه دارد قرار داده اند.**** این جمله ها کار خود را کرد ، خونها را به جوش و غیرتها را بهدخروش اورد، شام نشده شریعه به طور اعجاز اوری در اختیار یاران علی قرار گرفت و یاران معاویه به عقب رانده شدند. داداشی های گل من به راستی که علی یک بشر نبود او فوق بشر بود او بود که هنگام غسل پیامبر صدای فرشتگان را که می امدند و به پیامبر درود میفرستادتد میشنید دوستان علی بود که مواعظش دل ها را میلرزانید و اشکها را جاری میساخت. دوستان به حق سخن علی از سخن خالق فروتر و از سخن مخلوق فراتر است