گاهی بهانه هوسی باشم یا پشت میله قفسی باشم من راضی‌ام به هر چه تو می‌خواهی ترجیح می‌دهی چه کسی باشم؟ من خام بودم وتو پرم کردی با اینکه از تو خاطره‌ام خالیست مردی که روبه‌روی تو می‌خواند جز یک نوار پر شده چیزی نیست دیوار دور خانه من چینی‌ست دار و ندارم آنچه که می‌بینی‌ست غیر از خودت که واقعیت داری هر آنچه دیده‌ام همه تزئینی‌ست من یوسف‌ام که برای تماشایت با حبس، با توطئه می‌سازم هر روز پیش چشم برادر‌ها خود را درون چاه می‌اندازم من سال‌های سال از این خانه بیرون نرفته‌ام که تو برگردی یکبار هم آمده‌ای ما را مهمان به قهوه‌ی قجری کردی دیوار دور خانه ما چینی‌ست دار و ندارم آنچه که می‌بینی‌ست من عاشق تویی شده بودم که تنها، تنها، تنها ... از هر شب بدون تو بیزارم از وهن‌ها و این همه انکارم این حرف‌ها نشانه سودا نیست من حدس می‌زنم که جنون دارم