تازه کریس سر کوچه بود گفتم ها کریس کوکا اینجایی؟ گفت خوبی سعید چه خبر و از این حرفا... گفتم کریس بکش ببرون از تو رکوردا گفت نه ناموسا نمیشه این چن وقت رضا رودندو جابر میلاد ی خیلی پشت سرم حرف زدن گفتم بزار یکم حالشونو بگیرم گفت میخوام رکورد علی دایی رو بزنم گفتم جون مادرت این یکی رو بیخیال شو گفت انصافا را نداره باید بزنم گفتم خو بیا خونه حداقل گفت نه باید برم داییم هم بود خلاصه با موتور بردش به زور روشن شد بنزین نداشت کریس پیاده شد هی هل میداد هر جوری بود روشن شد موتور پلاک نداره حالا دم در منتظرم تا داییم بیاد میترسم پلیس موتورشو بگیره دو ساعت مونده به اذون بیاد سحری بخوره طفلی . . کاش اینو نزنه...