این مطلب توسط کاربران طرفداری ارسال شده است و دیدگاه طرفداری نیست.
سال 98 و اینا که رئال بعد سی سال قهرمان شد( البته بیست سالش من تو این تو دنیا نبودم) شاید نقطه ی اوج هواداری من برای رئال بود تیمی که به ظاهر پرافتخارترین تیم اروپا بود ولی اون روزا مثل قهرمان زمین خورده ایی بود که هرکی از راه میرسید یه لگد بهش میزد. با این تفاسیر طرفداری کردن تو اون شرایط از رئال خیلی بیشتر از الان حال میداد. باشگاه را برای خودش دوست داشتی برای روح درونیش حتی ده سال بعد وقتی دوباره تو اوج افت بود و همه کنایه میزدن هواداری رئال لذت بخش بود.
هواداری رئال تو اون شرایط مثل این بود که آدم اهل تورین باشه و طرفدار تورینو بشه به جای یوونتوس. حرف فقط عشق بود. دوران دبیرستان و اول دانشگاه دو، سه بار رئال بدجور به بارسا باخت و جالبیش این بود که فرداش من یا فوقش دو نفر دیگه بیشتر رئالی پیدا نمیکردی. حتی سال 2006 طرفدارای والنسیا از ما 3-2 زیاد تر بودند.
بعد از دسیما به صورت فضایی طرفدار رئال زیاد شده خیلیشاون هم حرمت و گذشته حالیشون نیست ، دقیقا همونطوری که بعد 2009 طرفدار بارسا زیاد شد یا 2005 چلسی
ولی به بارسا بیشتر شباهت داره.
اینجور افراد همیشه طرفدار تیم برنده هستن نه اینکه تیمشون برنده بشه. میخام تا زمانی که دوباره رئال بمونه و عاشقاش از هواداری تیم دست بردارم.