اختصاصی طرفداری- به لحاظ آماری به سختی می توان ایرادی را متوجه آنها دانست، اگر چه در دو سال گذشته بارسا نتوانسته به جمع 4 تیم پایانی چپمیونزلیگ برسد اما در سه سال اخیر آنها دو بار دو گانه داخلی را برده اند و همین سال برای سومین سال پیاپی کوپا را از آن خود کرده اند آن هم در رقابت با رئال و اتلتیکو دو تیم از 4 تیم برتر دنیای فوتبال در سال های اخیر، مسی می درخشد و در کنار او نیمار و سوراز، همه چیز ظاهرا تحت کنترل است اما رصد دقیق تر شرایط بارسلونا نشان از تکثیر ویروسی خطرناک در زیر پوست موفقیت های این تیم دارد. ویروس خطرناکی که در زیر درخشش خیره کننده مثلث جادویی بارسلونا پنهان مانده و به مرور در حال سرباز کردن و انتشار هر چه بیشتر خود است. طرفدارانِ رئال مادرید رقیب دیرینه آن ها که تا همین چند سال پیش دست مایه تمسخر کولزها بودند که قهرمانی های خود را در تلوزیون رنگی ندیده اند، به فاصله چهار سال سه بار قهرمان سی ال شدند و از آن بدتر در همین فصل قهرمانی لیگ را هم بدست آوردند. آن هم در حالی که مقایسه رفتار مدیریتی دو تیم در سال های گذشته به وضوح نشان دهنده تغییر معنی داری می باشد که تداوم آن می تواند درخشان ترین سال های بالقوه فوتبال بارسلونا تبدیل به بزرگ ترین فرصت سوزی تاریخ این باشگاه کند.

آنچه بارسلونا به معنی جدید آن برای همه ما با آن شناخته شده بود، تولیدِ فوق ستاره های غیر قابل خریدی بود که رئال مادرید مشخصا از داشتنِ آن عاجز بود. اگر پرز درکهکشانی های یک می کوشید تا با خریدن بزرگترین ستاره های بازار ترکیبی کهکشانی به وجود بیاورد، بارسلونا با تکیه بر مخترعین بی نام و نشان خود توانست از دریای آن سال های لاماسیا جواهراتی را صید کند که به زحمت می توان لنگه آنها را در هیچ اقیانوسی پیدا کرد: پویول، بوسکتس، ژاوی، اینیستا و صد البته مسی. در کنار این سیستم بی نظیر تولید کننده، مدیریت وقت بارسا با رصد درستِ نقاط ضعف خود توانسته بود با خریدهای درستی نظیر دنی آلوز و ساموئل اتوئو به خوبی نقاط خالی را پر کند و مجموعه ای رشک آور را بسازد. حال آنکه به فاصله چند سال شاهد غروب هر چه بیشتر خورشید لاماسیا در سرزمین بارسلونا هستیم. اولین دگرگونی منفی بارسلونا در این سال ها حرکت از تولید به مصرف است تا جایی که به وضوح مشخص است که میزان حضور بازیکنان پایه در ترکیب تیم در هر سال با شیب نزولی در حال افت است. در حالی که والدز، پویول و ژابی و به زودی اینیستا از ترکیب تیم خارج شده اند نفرات جایگزین نه از آکادمی که از بازار مکاره فوتبال اروپا به تیم تزریق شده اند و از آن اکادمی با صلابت تنها سرجی روبرتو و آلنیا باقی مانده اند که به لحاظ کیفی نیز قابل قیاس با محصولات پیشین نیستند، حضور هر چه بیشتر در بازار البته تصمیم آزادانه است و هیچ ایرادی به آن وارد نیست اما همین تصمیم بارسلونا را تبدیل به تیمی نظیر هر تیم دیگری کرده و خاصیت متمایز کننده اش را از این تیم گرفته است.

همچنین به نظر می رسد عدم حضور فعالانه بارسلونا در بازار نیز باعث شده تا مدیران این تیم نسبت به راه و رسم بازار آشنایی کمتری با همتایان دیگر خود داشته باشند. پرداخت 40 میلیون یورو برای فرمائلن و متیو، 40 میلیون برای آردا و رقمی مشابه برای آندره گومز نشان از سردرگمی مدیران بارسلونا در بازار دارد. رقم های پرداخت شده نه با کیفیت این بازیکنان انطباق خاصی دارد و نه با نیاز بارسلونا به آن ها. اصولا در مواجهه با اجناس به درد بخور بازار نیز با برچسب "گران است" بارسا خود را از رقابت کنار کشیده و صد عجب که با همان رقم بازیکنانی با کیفیت پایین تر را به نیوکمپ آورده ناتوانی در جلب نظر مثبت گابریل ژسوس (علی رغم رانت وجود نیمار و ...) و خرید آلکاسر نمونه ساده ای از این قضیه است، در سمت دیگر همچنان ارتباط فلسفه فوتبالی این نام ها با بارسا نیز نامشخص است، به عنوان مثال همچنان برای بسیاری از کارشناسان این سوال مطرح است که ایده فوتبالی آردا چه دخلی با منطق فناتیک بارسلونایی دارد که حتی از ژوزه مورینیو پرسیده بود ایده هایش را چگونه می خواهد با 3-3-4 بارسلونا هماهنگ کند. به عبارت ساده تر بارسا نه تنها هر روز از لاماسیا بیشتر و بیشتر فاصله گرفته و به سمت بازار روانه شده که در بازار هم راه را گم کرده و نتواسته بر حسب نیازش خرید کند.

مسئله جایی برای بارسلونا خطرناک تر می شود که می بینیم با چرخشی 180 درجه ای رئال مادرید در درست ترین مسیر ممکن قرار دارد، پاشیدن گرد عقلانیت روی تک تک تصمیمات پرز مشهود است. آسنسیو، اودگارد، وینسیوس، تئو هرناندز، مارکوس یورنته و شاید امباپه همگی استعدادهای تثبیت شده ای هستند که بدنه فردای رئال را تشکیل می دهند و آنها با شناخت درست از مجموعه خود با واگذری زمان رشد به سایر تیم ها ستاره های کم سن و سال خود را به خوبی به تیم تزریق می کنند مسی در دهه سوم زندگی خود کم کم به آخر خط نزدیک می شود و دیر نیست روزی که سوارز کفش ها را بیاویزد. بارسلونا چه فکری به حال فردای بدون مسی داشته است و آیا همچنان با چسباندن برچسب "گران است" بر روی تک تک گزینه های ضروری به دنبال تکیه بر مثلث جادویی است که دیر یا زود به سال های پایانی خود نزدیک می شود؟

در حالی که مدیریت رئال مادرید روز به روز استراتژیک تر می شود به نظر می رسد سکان داران بارسلونا روز به روز به ورطه روزمرگی دچار شده اند. این تابستان داغ ترین تابستان بارسلونا است. نیمکت کاتالان ها خیلی ضعیف است و هنوز پاسخی به جای خالی ژاوی و دنی آلوز داده نشده است. اشتباه و کم کاری در این تابستان صرفا اشتباه و کم کاری در یک تابستان ساده نیست، بلکه تداوم حرکت به سمت ناکجا آباد و انبوه تر کردن علف های هرزی است که فرصت سبز شدن مهم ترین دوران بارسلونا را از آن می گیرد.