پس از سوگواری استقلالیها و سکته و آنفاکتوسهای هواداران این تیم از شنیدن خبر فرار کاوه رضایی، افتخاری مدیر عامل تیم نامهای آغشته به خون و اشک برای این بازیکن نوشت که گوشههایی از آن را به حضورتان میرسانیم:
ای کاوه رضایی که جانم فدای تو
قربان مهربانی و لطف و صفای تو
کاوه جان سلام، خبر رفتنت آتش به جانمان افکند. دلمان میخواست یک فصل دیگر ایستگاهت را بگیریم اما نشد. چرا و چگونه این فصل گولمان را نخوردی؟ مرحبا به این همه ذکاوت! آفرین بر این همه درایت! با نصف حقوقت در ایران رفتی اروپا قرارداد بستی که نشان دهی برای پول که نه، برای پیشرفت عزم سفر کردهای. وگرنه میتوانستی پول کلفت بگیری بروی الخور قطر! اما در اینجا چند سٶال برایمان پیش آمده که از تو پاسخ میخواهیم:
اولاً، تو که داشتی مذاکره میکردی پس چرا میگفتی پیشنهاد ندارم؟ ثانیاً، چرا ۵۲٨ زنگ و ۷۴۱ پیام ما را پاسخ نگفتی تا ما که نزد هواداران سنگ روی یخ بودیم، سنگ روی یختر نشویم؟! ثالثاً، مدیر برنامههایت چرا ما را اوشکول گیر آورد و تا ۱۰ دقیقه قبل از پست رفتنت در اینستاگرام به ما میگفت کاوه تمدید میکند؟ رابعاً، میشود بگویی: به جان مادرم به خاطر آمدن بیت سعید و شهباززاده نرفتم؟! خامساً، یک جفت جورابت یک ماه است توی رختکن جا مانده و هیچکس توان برداشتنش را ندارد، می شود به یکی بگویی بیاید بردارد؟ و در پایان از راه دور میبوسمت و لطفاً از آن ضربه آزادهایت بزن فیلمش را بفرست کیف کنیم. خداحافظی نمیکنم خداحافظی نکن.
دمت گرم.