رونالدو:
آیا بدون تو ممکن بود؟ سن وسال زیادی نداشتم، اما از همان روز های اول با شنیدن نامت در دلم قند آب میشد؛ همان تیم سفید پوش آن سوی مرز ها همان تیمی که برترین تیم قرن انتخاب شد ، همان تیمی که ستاره های دنیا برای بازی در آن سرو دست میشکنند! همان تیمی که ازخیلی وقت پیش آرزوی داشتن پیراهنش را داشتم!
رویا ممکن شد، آلا مادرید ، این جمله را یادت هست؟ همان روز که ورزشگاه یک صدا نامم را فریاد میزد ؛همان روز فراموش نشدنی لعنتی، همان روزی که دی استفانو واوزه بیو هم آمده بودند تا ورود مرا خوشامد گویند، باورت میشود؟،همه ی بزرگانت برای من آمده بودند! روز رسیدن من به تو باشکوه ترین روز زندگیم بود، آن روز آن جمله را از ته دل گفتم، از عمیق ترین عمق وجودم!
با تو رویا پردازی شروع شد، باتو اعتماد به نفسی داشتم که هرگز حس نکرده بودم، اگر تمام دنیا به من پشت میکرد بازهم میتوانستم با یک دنیا شادی از داشتن تو به زندگی ادامه دهم ، با تو من همه چیز را یافتم، شادی، احترام ، غرور وافتخارات بی پایان!
نه، هرگز بدون تو ممکن نبود، این احساس این غرور واین چیزی که حالا من هستم هرگز بدون تو ممکن نبود،بدون پیراهن سفیدت، بدون احترام وحمایتت من هرگز این که هستم نبودم ، اینکه با آن غرور وافتخار وبزرگیت همه چیز را برای من آماده کردی وهمه متحد شدند برای من این هرگز بی تو ممکن نبود! تو بالاترین دستاورد زندگیم بالاترین حس غرور منی!احساس من عوض نشده است، هنوز هم روز های قبل بازی بی قرار میشوم و با فکر پوشیدن دوباره ی پیراهنت دیوانگی جنون آمیز سر تا پایم را فرا می گیرد... .
رئال مادرید:
آیا بدون تو ممکن بود؟تو که آن زمان ها به دنیا نیامده بودی، آن روز های باشکوه، آن روز ها ما دی استفانو را داشتیم،چه قدر شبیه تو بود!او هم می گفت میخواهد تا 40 سالگی در مادرید بازی کند، می گفت این پیراهن همه چیزش است! او رفت روز های سختی بود، اما ما باز هم پیش میرفتیم.یک نفر دیگر هم بود که شبیه تو بود، درست است رائول، او برای ما همه کار کرد، همه چیز را برد، کسان دیگری هم بودند، بزرگترین های عصرشان، اما راستش را بخواهی هیچکس برای ما تو نمی شد!
با آمدن تو خون به رگ های خشکیده ی شیر پیر برگشت، دوباره زنده شدیم، تو تعاریف و قاعده های بازی را عوض کردی ، انگار که قبل از تو فوتبال یک چیز بود وبعد از تو یک چیز دیگر، با تو همه چیز ممکن شد، حتی یک لحظه نمی توانم تصور کنم اگر نبودی الان ما چقدر متفاوت بودیم، آن لحظه را یادت هست که با ابروی پاره بازی کردی؟یادت هست گل هم زدی؟ یادت هست آن شب در مونیخ یا شب جادویی در لیسبون!خاطرات ما با هم یکی دوتا نیست، وبه راستی همه اش بی نظیر بود.واقعا که این ها بدون تو ممکن نبود ،تو آمدی تا علاوه بر افتخارات گروهی یک تک ستاره داشته باشیم تک ستاره ای سیری ناپذیر که نماد ما باشد،
هیچ چیز بدون تو ممکن نبود ، چه بخواهی چه نخواهی ، تو پرچمدار رئال مادرید، وبزرگترین ستاره ی کهکشان مایی، پادشاه تخت ما، تو میدانی چه هستی؟شب هر چقدر پر ستاره باشد بدون مهتاب تاریک است !تو برای آسمان پرستاره ی ما مهتابی!مهتاب!
بدون تو ممکن نبود،هیچ کس برای ما تو نشد ونمی شود!