معنویت در قلب و ذهن همه افراد و در عادات مذهبی و در همه جا وجود دارد. هر کس روحانی است زیرا هر کس وابستگی های دوری دارد بعضی مردم تصور نمی کنند که خودشان یا تعلقاتشان معنوی باشد. معنویت شبیه عاطفه، دارای درجات عمق و گسترش مختلفی است. معنویت ممکن است هوشیار یا ناهشیار ، توسعه یافته یا توسعه نیافته ، سالم یا آسیب دیده ، بی ریا یا مصنوعی ، مفید یا خطر آفرین باشد. تعریفات متداول معنویت به صورتهای زیر خلاصه می شود:
الف)معنویت شامل سطح بالای هر مسیر توسعه یافته است برای مثال بالاترین سطح شناختی ذهن، عاطفی و شخصیتی . به طور مثال در سطح شناختی به بالاترین حد برسیم که رسیدن به این سطح معنویت رو در پی دارد .
ب)معنویت تجربیات به اوج رسیدن را شامل می شود نه مراحل آن را ، اغلب اصطلاح معنویت مفاهیم مذهبی را نیز در بر می گیرد لازم است گفته شود که اغلب افراد معنوی مذهبی می باشند اما افراد مذهبی کمی معنوی می باشند چرا؟چون مذهب مجموعه ای از احساسات سازمان یافته است و تمایل دارد افراد را به مجموعه باورهای بیرونی تشویق کند در حالی که معنویت فرد را به باورها و تشخیص اینکه چه چیزی درست است تشویق می کند وقتی شخصی معنوی است مذهب آرامش است. این امکان پذیر نیست مگر اینکه در سیستم عقیدتی و باورها باشد. در زیر مقایسه ای از تمایلات بین مذهب و معنویت را بیان می کند تمایل در این جا به معنا فراوانی است اما شاید در هر موردی نباشد. مایل مذهب و معنویت :
1)مذهب به تشویق مناسک روزمره تمایل دارد. نماز ، روزه در حالی که معنویت سطوح جدید معنی ورای تمام عملکرد ها را جستجو می کند.
2)مذهب دانش را به دیگران منتقل می کند و باورها را تشویق می کند در حالی که معنویت دانش شخص را آسان و تجربه را تشویق می کند.
3)مذهب محصول باورها و آداب و رسوم و اصول اعتقادی می باشد در حالی که معنویت برای کشف هویت درست و ماهیت نقش درونی دارد.
4)مذهب درمورد اقدامات و نمودهای بیرونی است در حالی که معنویت در مورد اقدامات درونی وآگاهی فردی است.
5)مذهب بالاترین در جه آگاهی را می پرسد در حالی که معنویت برای برانگیختن والاترین حالت آگاهی است.
6)مذهب می گوید شما باید و نمی گوید شما می توانید در حالی که معنویت می گوید من می خواهم و نمی گوید من هستم.
7)مذهب برای کنترل پیروان سیستم عقیدتی اش تلاش می کند اما معنویت تشخیص می دهد کنترل دیگران غیر ممکن است و هر کس ذاتاً یک روح آزاد است.
8)مذهب به معلمان و کشیشان احترام می گذارد و حکومت نخبگان ایجاد می کند اما معنویت شخص را می پذیرد و به او احترام می گذارد و احترام شخص فرد را می پذیرد و احساس خانواده بودن ایجاد می کند.
9)مذهب هویت غلط و موقتی ایجاد می کند من هندویم ، من مسلمانم اما معنویت هویت دائمی و درستی می بخشد (من روح صلح طلب هستم).
10)یک شخص مذهبی اغلب از مذاهب دیگر احساس تهدید می کند اما یک شخص معنوی تنوع گستره ای از باورها ار می پذیرد در حالی که در اقدام خود محکم هستند.
11)یادگیری مذاهب بر اساس تجربه قلبی دیگران است ، برای مثال آیا موسی از قرض دهندگان پول عصبانی بود ، من نمی دانم و آبها بخورم اما یادگیری از داستان های معنوی بر اساس تجربه فردی است (من عصبانیم از خشم رنج می برم ، به علاوه من آگاهم که خالق خشم خود هستم.) ویژگی افراد دارای هوش معنوی بالا :
خصوصیاتی از قبیل انعطاف پذیری، خودآگاهی، همدلی، بخشش، ایثار و تواضع ویژگی افرادی است که دارای هوش معنوی بالا هستند. بنابراین شرط رسیدن به موفقیت در زندگی فقط داشتن iq بالا نیست بلکه آنچه ضروری است داشتن sq و eq بالاست. داشتن نمره ی هوش معنوی بالا ویژگی افرادی است که از حد جسم و ماده فراتر رفته حالات اوج هوشیاری را تجربه می کنند، تجربیات روزمره را مطهر کرده و از منابع معنوی برای حل مسائل استفاده می کنند و تواضع، بخشش، حق شناسی و ترحم یا گذشت ویژگی منحصر به فرد آنان است .
از نظر جرین هوش معنوی بالا شامل 8 نشانه ذیل است:
1- برخوردار بودن از حس انعطاف پذیری بالا
2- بالا بودن خودآگاهی در این افراد
3- توانایی روبرو شدن با مشکلات و رنج ها و تحمل آنان
4- توانایی الهام گرفتن توسط یک رویا
5- توانایی دیدن ارتباط چیزهای مختلف(تفکر کلی)
6- علاقه و ظرفیت
7- علاقه به جستجو کردن و پرسیدن سوالات بنیادی و اساسی
8- توانایی کار کردن بر خلاف جریان حاکم