اختصاصی طرفداری- همه چیز از شوت مهار نشدنی بهترین بازیکن جهان آغاز شد. لیونل مسی، نمی دانست چقدر آن گل دل ملتی را رنجاند. نمی دانست که ایرانی ها، بعد از هشت سال، دوباره در جام جهانی حاضر هستند و دلشان به همان تساوی خوش. آن ها یک رویا داشتند. رویای توقف تیمی بزرگ. ضربه پای چپ لئو که گل شد، امید میلیون ها ایرانی بر باد رفت. بازی تمام شد و خیابان ها اما شلوغ. ملت جشن می گرفتند. برای چه؟ برای باختی که دوستش داشتند. تیم ایران، با هدایت کارلوس کی روش باخت اما از آوردگاهِ سخت جام جهانی سربلند بیرون آمده بود. حداقل در دیدار مقابل آرژانتین مردانه باخته بود. 

ایران و آرژانتین - جام جهانی فوتبال 2014 - لیونل مسی

جام ملت های 2015 که شروع شد، بازی به بازی، قدم به قدم، امیدمان به درخشش ستاره های کی روش بیشتر می شد. فکر بردن جام آسیایی را بعد از مدت ها، در ذهن داشتیم. کار را با برد های سه گانه، مقابل همسایگانِ همیشه پر سر و صدا، آغاز کردیم. دوباره یک چهارم نهایی و دوباره توقف پشت دیوار این مرحله. مرحله ای طلسم شده برای ملی پوشان فوتبال ایران. دست تقدیر پلنگِ فوتبال ایران، نرسیدن به ماهِ نیمه نهایی هاست. دیدار با عراق به پنالتی کشید. این ضربات مرگبار سرنوشت. دوست داشتنی ترین تیم این چند سال اخیرمان، باز هم مغلوب بخت و اقبالش در پنالتی ها شد. ضربه وحید امیری که به تیر دوازه عراقی ها خورد، گویی پنالتی های از دست رفته فوتبال ایران جلوی چشمانمان رژه می رفتند. پنالتی از دست رفته مهدوی کیا به کره جنوبی در جام ملت های 2007، چیپ بد موقع یحیی گل محمدی به دروازه چین در جام ملت های 2004 و حتی پنالتی های از دست رفته محمد خاکپور و علی داییِ همیشه پنالتی زن، مقابل عربستان در جام ملت های 1996

ایران و عراق - جام ملت های آسیا 2015 - تیم ملی ایران

جام ملت ها تمام شد. دوباره سودای صعود به جام جهانی را در سر داشتیم. این بار برای اولین بار می خواستیم دو بار پشت سر هم به بزرگترین جشن فوتبال دنیا برویم. کی روش حالا محبوبیتی دو چندان بدست آورده. قلب های ما را ربوده و مال خود کرده. دلمان قرص است که تیمی خواهد ساخت دلربا. ستاره هایش جوانان لژیونر هستند. بازی به بازی، قدم به قدم، دوباره مقتدرانه پیش می روند. گل نمی خورند. نمی شکنند. میان تیم های آسیایی، بی رقیب هستند. وقتی کره جنوبی را در تهران در چنگال خود گرفتیم و بیرانوند را در دروازه از حتی یک ضربه به سمت چهارچوبش محفوظ نگه داشتیم، آن روز به جام جهانی رفته بودیم. روی کاغذ، بازی های زیادی مانده بود. ولی این تیمِ دلربای کی روش، دلمان را قرص می کرد.

دیگر نیازی به حماسه ملبورن نداشتیم. خداداد عزیزی نیازی نبود عزیزدردانه یک ملت شود. احتیاجی نبود رضا قوچان نژاد از فرنگ بیاید و سر برسد و اولسان را در بهت و اندوه فرو ببرد. حتی حضور جواد خیابانی هم در آخرین بازی، کم ترین شباهتی به جوادِ ملبورن نداشت. حالا یک تیم شده بودیم. آسوده خاطر و لم داده پای تلویزیون منتظر پیروزی مقابل ازبکستان و صعود دوباره به جام جهانی بودیم. سردار آزمون را که تک به تک شده با لوبانف ازبکستانی دیدیم، یک لحظه گل خداداد عزیزی به استرالیا را در ذهنمان مرور کردیم. ولی نمی توانستیم خودمان را گول بزنیم. خیالمان از بابت صعود راحت بود. نمی شد به دنبال صعودی حماسی بگردیم. ترک عادت می کردیم. می دانستیم که قرار است آسان تر از قبل پا به جام جهانی بگذاریم. آسان تر از ملبورن، آسان تر از اولسان، حتی خیلی آسان تر از تهرانِ 2005 و رقص با پرچم سه رنگ خودی مقابل بحرین ماتم زده.

ایران و ازبکستان - مقدماتی جام جهانی 2018 - سردار آزمون چقدر با این واژه صعودِ آسان بیگانه هستیم. ضربان قلبمان عادت به تند زدن دارد. حالا اما با کارلوس دوست داشتنی، می خواهیم کاری کنیم کارستان. می خواهیم در جام جهانی از گروه مان صعود کنیم. این بار منتظر تندی ضربان قلبمان نه برای صعود به جام جهانی بلکه در خودِ جام جهانی هستیم.

آیتم ویژه طرفداری برای این یادداشت