تعدادی از بازیکنان با استعداد به دلایل زیادی حتی در کشور خود نیز ناشناخته میمانند. یکی از این بازیکنان گیدو بوخوالد بود. بدون شک بهترین بازی تمام دوران او در فینال جام جهانی 1990 بود که به شکلی عجیب مارادونا را از جریان بازی خارج کرد. بعد ها مارادونا درمور د او گفته بود که از همان لحظه ی اول از دیدن او وحشت کردم، قدی بلند و هیکلی عضلانی و چهره ای که ذره ای ترحم در آن دیده نمیشد. همین مسئله باعث شد بوخوالد را سایه ی مارادونا بنامند. بوخوالد هرگز به جایگاهی که لیاقتش را داشت نرسید، حتی در زمانی که در اشتوتگارت یکی از بهترین مدافعان المان بود بکن بائر او را برای جام جهانی 86 دعوت نکرد و او درنهایت تلافی این کار را 4 سال بعد و در جام جهانی ایتالیا انجام داد. بوخوالد به طور کلی در عرصه ی باشگاهی به شدت بی حاشیه و ارام بود و به همان سرعتی که امده بود نیز رفت. سبک بازی بوخوالد کاملا کلاسیک بود و او را میتوان مدافعی مادرزاد نامید، قدی بلند، قدرت فیزیکی بسیار مناسب و تکل هایی عالی اما شاید مهم ترین نکته درمورد بوخوالد را خود بکن بائر فهمیده بود. پس از قهرمانی المان بکن بائر در مورد او گفته بود که بوخوالد جز معدود مدافعانی است که هیچ وحشتی از درگیری با هیچ بازیکنی ندار د و این نکته در واقعیت نیز درست بود. بوخوالد در دوران فوتبالش سه مرتبه دچار شکستگی بینی و ده ها مصدومیت دیگر شد که اکثر ا این اسیب ها در شدید ترین حالت و به علت ذات نترس این بازیکن بود و با این حال تنها 8 مرتبه اخراج شد که برای مدافعی با این سبک بسیار عالی است. گیدو بوخوالد جز ستارگانی بود که تعداد کمی از طرفداران فوتبال ارزش بازی او را درک کردند.