طرفداری- پل پوگبا- ستاره منچستریونایتد، تیم ملی فرانسه و گران قیمت ترین فوتبالیست حال حاضر جهان- در مصاحبه ای مفصل درباره موضوعاتی مختلف همچون کسب 3 جام با یونایتد، مرگ پدرش، مسلمان بودن و روبرویی با حادثه تروریستی منچستر که داعش مسئولیت آن را پذیرفت، جدایی از منچستریونایتد در سال 2012 و اولین ملاقاتش با سر الکس فرگوسن در سال 2009 صحبت کرده است. بخش کوتاهی از صحبت های پوگبا ساعاتی پیش در طرفداری منتشر شد. ادامه صحبت های این بازیکن 24 ساله را به نقل از سایت MEN می خوانید: در توضیح ادعای مورینیو مبنی بر این که "با منچستریونایتد همچون بدترین تیم دنیا برخورد می شد" :
من قبول دارم که ما خوب بازی نکردیم، فلان کار را نکردیم، بصار کار را نکردیم. من می دانم که چه کردیم- 3 جام آوردیم. این تمام چیزی است که می دانم؛ تمام چیزی که اهمیت دارد. چون شما می توانید بهترین تیم دنیا باشید، بهترین فوتبال را ارائه دهید و [با این حال] صِفر جام را به دست بیاورید. چه کسی آن ها را به یاد خواهد آورد؟ هیچ کسی. درست است؟
در توضیح مرگ پدرش:
وقتی کسی را از دست می دهید که عاشقش بودید، دیگر مثل قبل نمی توانید فکر کنید. به همین دلیل است که می گویم من از زندگی لذت می برم، زیرا زندگی خیلی سریع پیش می رود. به یاد دارم که زمانی با پدرم صحبت می کردم و او حالا دیگر اینجا نیست. پدر من مردی بسیار قوی بود، همینطور مردی بسیار سرکش و خیره سر. او با بیماری اش جنگید، اما این کار در سن او امر راحتی نبود. نه، پدرم مرد بسیار خوبی بود، و یک پدر خیلی خوب، و من از اینکه پسر او هستم احساس غرور می کنم. او یکی از شوخ ترین آدم هایی بود که دیده ام؛ خیلی شوخ. هر موقع که زمانی را با او می گذراندید، در حال خنده کردن بودید. همچنین بسیار باهوش بود، چون او یک پروفسور بود. باید چیزهای شاد و خوشحال کننده را به یاد داشته باشیم.
درباره مسلمان بودنش و اتفاقات پس از حادثه منچستر آرنا:
در دوران خیلی سختی قرار داریم، ولی نمی توان تسلیم شد. نمی توانیم به آن ها اجازه دهیم که وارد مغز ما شوند، باید برای آن بجنگیم. اتفاقات غم انگیز در زندگی رخ می دهند، اما نباید از زندگی کردن دست برداشت. نباید یک انسان را به قتل رساند. کشتن یک انسان... این چیزی دیوانه کننده است! بنابراین نمی خواهم دین را وارد چنین چیزی کنم. این اسلام نیست و همه این موضوع را می دانند. من تنها کسی نیستم که این جمله را می گوید.
درباره ترک کردن منچستریونایتد در سال 2012:
من منچستریونایتد را ترک کردم تا بتوانم بازی کنم. این تمام چیزی بود که می خواستم. با وجود این که کم سن و سال بودم، حس می کردم می توانستم در آن زمان بازی کنم و نمی خواستم منتظر بمانم. بنابراین اگر با منچستریونایتد نمی شد، این اتفاق با تیم دیگری رخ می داد. با این حال در ذهنم این را می دانستم: "کار تمام نشده است، شاید روزی برگردم". مادرم این را به من گفت: "تو روزی به اینجا باز خواهی گشت". و حالا در اینجا هستم: در حال کوتاه کردن موهایم به مدلی جدید.
درباره دوران کودکی اش:
من در جایی بزرگ شدم که، به آن چه می گویید؟ در HOOD [اصطلاحی انگلیسی به معنای بدترین محله یک شهر، جایی پر از جرم و جنایت و فقر]. با دوستانم فوتبال بازی می کردیم. من واقعاً از سنین کم عاشق فوتبال بودم و تنها فکرم، تنها هدفم در زندگی، تبدیل شدن به یک بازیکن حرفه ای بود.
درباره اولین باری که با سر الکس فرگوسن صحبت کرد [در سال 2009]:
نه، نه نمی توانستم متوجه حرف هایش بشوم. در ابتدا واقعاً نمی توانستم. حتی نمی توانستم صحبت های آن دسته از هم تیمی هایم که لهجه منچستری داشتند را متوجه بشوم. آن ها تند صحبت می کردند و من می گفتم: "آرام صحبت کن، آرام". نمی توانستم حرف بزنم. دوستانم حالا به من می خندند و می گویند: "یادم هست که آن روزهای اول نمی توانستی حرف بزنی و حالا از ما هم بهتر حرف می زنی. تو با لهجه منچستری حرف می زنی". بنابراین کلاً ماجرای خنده داری است.



