شاید اوایل خیلی به من مربوط نمی شد ولی وقتی دیدم این حجم از توهین و تهدید به زینب موسوی عزیز بعد از استندآپش توی خندوانه شد، دیگه نتونستم ساکت باشم و تصمیم گرفتم از همینجا یه سری از افکارم رو براتون بنویسم.
نمیدونم کسایی که زینب موسوی یا همون امپراطور کوزکو رو تهدید به مرگ یا چیزای دیگه میکنن، کل خندوانه اون روز رو کامل دیدن یا نه! فکر کنم ندیدن. چون استندآپ آخر خیلی منشوری تر از مال زینب بود و خیلی راحت و واضح هر چی دلش میخواست رو میگفت. البته من مخالفش نیستم و به نظرم به قول خانم دهقان شوخی حد و مرز نداره! ولی همون افراد دلواپس اگه واقعا به فکر شکسته شدن قبح و این حرفا بودن، چرا به اون آقا و بقیه آقایون کوچکترین چیزی گفته نشد؟! شاید چون ایشون جنس "مذکر" بودن و خب این جنس هرکاری که دلش خواست میتونه بکنه ولی جنس "مونث" فقط باید بشینه خونه و ظرف بشوره و بچه داری کنه؟!
اینجا دو تا مسئله طرح میشه:
1- اگه این افراد مسلمونن و به خدا و پیامبر اعتقاد دارن، باید به اسلام و اینکه برابری زن و مرد در اون تاکید شده هم اعتقاد داشته باشند.
2- اگه به اسلام اعتقاد ندارن و اصلا آتئستن، که دیگه باید بدونن همه جای دنیا (به جز ایران) و با هر دینی به برابری حقوق زن و مرد اعتقاد دارند و یا اگر هم ندارند حداقل در اکثر کشورهای پیشرفته سعی میشه این اصل رعایت بشه!
به هر حال به نظرم دیگه وقت اون رسیده که خودمون حقوق زن و مرد رو برابر بدونیم.
اگه یه دختر دیدیم فکر نکنیم صرفا برای ارائه خدمت به مرد ها آفریده شده. فکر نکنیم فقط باید بشینن خونه و غذا بپزن. بهتره از خودمون شروع کنیم.
من خودم به اجراهای زینب خیلی خندیدم و فکر میکنم داشتن شایستگی یک کار چیزی فراتر از جنسیته. نذاریم دخترها و زنهای کشورمون بخاطر "زن بودن" احساس ناراحتی و شرم کنند!!