قرصهای سردرد علیرضا روزگار ****** منو وادار نکن بشکنه بغضم من از سنگینی این بغض میترسم من از اطرافیانم روزی چند بار جای قرصای سردردو میپرسم بعد یه عشق چند ساله ی مبهم تو چشمام بی کسی فریاد میزد عشقم به خاطر عشق جدیدش وقت رفتن سر من داد میزد هی غریبه جای من نشستی پاشو خیلی دست و پا زدم واسم بمونه هی غریبه دنیامو ازم نگیر اون همه دار و ندارمه میدونه هی غریبه جای من نیستی بفهمی تو نبودش من روزی چندبار شکستم . . .