پرده اول:دوناروما دروازبان جوان و آیندهدار میلان ایتالیا برای تمدید قرارداد طاقچه بالا میگذارد.برای باشگاهی که اورا به فوتبال حرفهای معرفی کرده و فرصت چهره شدن به او داده.نتیجه این میشود که در دل اروپا،روسونریها ناز و ادایِ دست پرورده خود را بر نمیتابند و در سنسیرو،بنری کنایه آمیز با شعار" دلاروما "پشت دروازه او نصب میکنند
پرده دوم:کریس رونالدو،بازیکنی که انواع و اقسام عناوین فردی و گروهی را در فوتبال درو کرده و به عنوان یک ستاره به رئال مادرید پیوست،برای تمدید قرارداد،امروزو فردا میکند.نتیجه این میشود که هواداران رئال در نظرسنجیها بشکل قاطعانهای دربهای خروج را به فوق ستاره تیمشان نشان میدهند
پرده سوم:به ایران میآییم.جایی که هواداران در برزخ بین دنیای آماتور و حرفهای گیر کردهاند.نتیجه میشود دو دستگی در قبال یک موضوع واحد.پرسپولیس بازیکنی ناشناخته را تحویل گرفته و یک ستاره تحویل فوتبال ایران داده و انواع و اقسام رفتارهای ناپسند وآماتور آقای ستاره کنار آمده اما آقای ستاره کمترین سپاسگزاری را در قبال پرسپولیس و هوادارانش دارد.فیل آقای ستاره هر ساله یاد هندوستان میکند و نقشه فرار از پرسپو میکشد و این وسط،ظاهراً تنها چیزی که مهم نیست پایبندی به قرارداد است
مشمئزکنندهتر از ادا و اطوارهای آقای ستاره،توجیهات دستهای از هواداران به اصطلاح روشنفکر است.به خصوص اینکه این توجیهات با نقاب حرفهایگری هم صورت بگیرد.افرادی که اولین اصل حرفهایگری،یعنی پایبندی به قرارداد،برایشان تعریف نشده،دم از حرفهای شدن فوتبال میزنند و دیگران را نیز دعوت کنند تا مانند آنها به جرگه حرفهایها بپیوندند
در این جرگه هر نوع حاشیهسازی و بی اخلاقی و لگدمال شدن حرمتِ پیراهن باشگاه،قابل توجیه است چراکه بازیکن برای تیم زحمت کشیده و گل زده و پاس گل داده و ما باید سپاسگزار باشیم.گویا دوناروما و کریس رونالدو واصولاً سایر بازیکنان جهان به صرف چایی و قلیان با تیمهای خود قرارداد بستند تا اینکه دل آسمان باز شده و بازیکن محبوب این دسته از هواداران به زمین افتاده و برای تیم زحمت کشیده
فوتبال،دنیای عشق است.فلسفه دارد.تاریخ دارد.اگر عشق و حرمت را ازش گرفتید چیزی جز کاغذ پاره از آن نمیماند.در مهد فوتبال دنیا و در دل اروپا هم که باشی،بی تعصبی محکوم است.این اصل را هواداران پر افتخارترین تیمهای اروپا یعنی رئال و میلان درک کردهاند.اما اینجا در دل خاورمیانه،از مادریدیستا و روسنریها هم حرفهایترند.آماتورهایی با ژست حرفه ای