دیشب تو توالت فرنگی نشسته بودم. نمی دونم چی شد که یه دفه ذهنم از میان دهها فکر و ایده ای که میشه در این لحظه زیبا بهشون فکر کرد، رفت سمت نقل و انتقالات منچستر. با نگرانی به این فکر میکردم که رئال داره منچستر رو می چاپه. موراتا با اون هیکل و قیافه ی سوسولش قطعا تو لیگ برتر له میشه. تو همون پنج هفته اول دفاع های گولاخ کریستال پالاس یا وست برومویچ میزنن ناکارش می کنن. بعد این اومد تو ذهنم که تو این سه سال منچستر انقد واسه بنجل ها خرج کرده دست رو هر کی میذاره قیمتشو سه برابر میگن... قیافه نفرت انگیز ونگال تو ذهنم اومد و اینکه انگار مدیر هر باشگاهی که یه پیشنهاد از منچستر تو ایمیلش می بینه فکر می کنه که الان وقت چاپیدنه... این فکر دومیه خیلی ناراحت ترم کرد و دیگه کم کم داشتم به سمت یبوست پیش می رفتم. به اومابیانگ فکر کردم و بلوتی، اما تصویر هیچکدومشون راضیم نکرد...در اوج نا امیدی یه دفه یاد لوکاکو افتادم و گفتم چرا اخه نمیرن سراغ این؟؟؟ این گولاخ با اون هیکل و سرعتش خوراک لیگ برتر ه. اصلا ساخته شده واسه انگلیس...هی فکر کردم و سعی کردم به یاد بیارم که جایی خونده باشم که لوکاکو به یونایتد لینک شده باشه...چیزی یادم نیومد. با اون سابقه افتضاحش با مورینیو تو چلسی، و با این وضعیت منفعل منچستر تو نقل و انتقالات ، تصور همچین اتفاقی حتی در نیمه های شب و روی توالت فرنگی هم بنظر دور از ذهن میومد... کمتر از دوازده ساعت بعد لوکاکو به منچستر پیوست، و من ایمان اوردم که از طریق توالت فرنگی خونم، می تونم با خوزه و اد تله پاتی داشته باشم... امشبم می خوام از بین فابینیو، داگلاس کوستا و خامس به یکیشون فکر کنم، و البته زیراب ماتیچ رو هم بزنم. منتظر خبرای فردا باشید.