بعد از صعود به جام جهانی تمامی اهالی فوتبال از یک صعود بی دردسر خوشحال بودند. تمام به به چه چه ها روانه این تیم و علی الخصوص سرمربی تیم ملی کارلوس کی روش بود. همگان به این اذعان داشتند که کی روش با نظمی که به تیم فوتبال و به طور کلی فدراسیون فوتبال داده بود موجبات این صعود را فراهم کرده بود. اما به یک باره با بیانیه تندی که نسبت به دشمن دیرینه اش، دبیر کل فدارسیون فوتبال داد، ورق را برگرداند. حالا همه آن خوبی به بدی تبدیل شده است! او یک خارجی بی دین است که تیشه به ریشه فوتبال ایران زده و تمام توان خود را برای نابودی نه تنها فوتبال بلکه سرزمین مادری و اسلامی مان به کار برده و خواهد برد. تاسف برانگیزتر آنکه اصحاب رسانه که خود را قشری روشنفکر می دانند نیز به مخالفت از اینگونه اقدامات کی روش پرداخته اند. اما یک سوال ایا براستی سیستمی، مدیریتی، نهادی، سازمانی، فرهنگی در این جامعه به درستی پای ریزی شده است؟؟ اینک که میبینیم شخصی متعهد برای رساندن فوتبال ما به یک سیستم صحیح و عاری از بی دانشی و بی لیاقتی، عمل میکند، باید با انتقادات بی جایمان بازهم به گذشته نچندان لذت بخش خود باز گردیم؟؟؟ کی روش یک انسان نیست. یک تفکر است... تفکری که میگوید برای درست انجام دادن هرکاری، دانش و استعداد و فرهنگ لازم است، نه دین و ریا... ای کاش ذره ای به خودمان بیاییم و با همین تفکر نه تنها فوتبالمان بلکه سیستم و فرهنگ جاری در کشورمان را بهبود ببخشیم...