درست نزدیک به هفت هشت سال پیش بود که بارسلونا تاج و تخت فوتبال اروپا و جهان را تحت سیطره خود قرار داد و هر تیمی را با وحشتناک ترین نتایج بدرقه میکرد.آن زمان پپ گواردیولا و لاپورتا با نسل طلایی لاماسیا همچون ژاوی و مسی و اینیستا و والدس و پیکه و غیره در اوج آسمان ها قرار داشتند و فقط یک معجزه یا یک شب بد باعث میشد که آنها به اهدافشان نرسند.تیمی که شش گانه را برد و در الکلاسیکو ها مجالی به رقیب دیرینه نمیداد.آبی اناری ها در آن سالها آنقدر خوب بودند که فرگوسن افسانه ای در کتاب زندگینامه اش افشا کرد برای مقابله با آنها روزها و ساعتهای بسیاری را در کمپ کرینگتون و در دفترش سپری میکرد تا به فرمولی جادویی برای مقابله با بلوگرانا برسد. شاید برای طرفداران بارسا اولین نشانه از نزول و افتشان رفتن لاپورتا از مسند قدرت در بارسا بود.لاپورتا که همانند رقیب با تجربه ترش یعنی فلورینتینو پرز قمار بازی در شرایط حساس و بحرانی را میدانست.شاید خیلی ها بزرگترین اشتباه ساندرو روسل ,مدیر عامل پیشین بارسا که هم اکنون در زندان به سر میبرد را عدم اشتیاق فراوان به کار با گواردیولا میدانند.خیلی ها هم اشتباه بزرگ او را کم رنگ کردن نقش کرایوف کبیر که در ساختن این بارسلونا به نوعی حرف اول میزد را میدانند.شاید روسل و همکارانش در این فکر بودند که هیچ چیز و هیچ کس جلودارشان نیست. مدیریت ضعیف روسل و مجموعه اش در این چهار پنج سالی که زمام امور را در دست داشت آنقدر ضعیف بود که لاماسیا قدرت اصلی بارسلونا را فلج کردند.آنها به سان شوهری که از روی اجبار همسری را گرفته سعی در زدودن و نادیده گرفتن این استعدادها گرفتند.ستارگانی همچون تیاگو آلکانترا ,هکتور بلرین,مائورو ایکاردی و غیره مجبور شدند سرنوشت خود را در تیمهای دیگر جستجو کنند و در آن تیمها به ستارگانی بی جانشین تبدیل شدند.آنها با قیمت های نازل به دیگر تیمها رفتند و حالا بارسلونا برای بازگشت بلرین مجبور است نزدیک به 50 میلیون هزینه کند.یا همین اواخر جوردی امبولا و اریک گارسیا با قیمتهای بسیار ناچیز راهی موناکو و سیتی شدند.کسانی که این جور که میگویند بارسا برای بازگشتشان تا چندسال دیگر مجبور است تا نزدیک به هفتاد برابر قیمت فروششان هزینه کند. بارتومئو که بعد از رسوایی روسل رئیس شد در اولین فصل ریاستش موفق شد همراه با انریکه سه گانه بگیرد و به نوعی ضعف پنهان بارسا را بپوشاند ولی آنها در دو سال بعد در مرحله یک چهارم لیگ قهرمانان درجا زده اند و شاهد قهرمانی دشمن شماره یکشان رئال مادرید بودند.اوضاع بارسا آنقدر در این دو سه سال وخیم شده است که بر سر بازیکنانی همچون ایسکو و آسنخیو و وایخو و وینسیوس جونیور قمار را به مادریدی ها باخته و بازیکنان جوان ترجیح می دهند به قهرمان بلامنازع اروپا در دو سال گذشته بروند.حتی اخباری مینی بر ترجیح رئال به بارسا از سبایوس پدیده این فصل لالیگا به گوش میرسد تا حیرت اینکه چطور بارتومئو و زیرمجموعه اش حتی نتوانسته اند حتی یکی از اینها را به خدمت بگیرند.تازه فقط باخت محض به رئال نیست و کسانی که اخبار بارسا را دنبال میکنند میدانند که چطور گابریل خسوس و دمبله و مارسیال و گابیگل بترتیب سیتی و دورتمند و یونایتد و اینتر را بر بارسا ترجیح دادند. اوضاع به قدری برای آبی اناری ها بغرنج هست که آنها نمیتوانند وراتی و بلرین و کوتینیهو را به خدمت بگیرند ولی خریدهای بی مصرفی همچون گومز و توران و دینیه و حتی آلکاسر را با ارقامی سرسام آور به خدمت میگیرند و حتی مانند متیو که اخیرا با انتقال آزاد از بارسا جدا شد با ارقامی کم و یا حتی آزاد به تیمهای دیگر می روند تا بارسا ضرری هنگفت کند.امثال دنی آلوس که چندین سال عنوان بهترین دفاع راست جهان رو قبضه کرده بود و ساندرو که همین فصل پیش بهترین گلزن اسپانیایی لالیگا شد مفت و مجانی راهی تیمهای دیگر شدند و از قضا مانعی سخت برای دستیابی بارسا به لالیگا و لیگ قهرمانان شدند. در آن سوی جبهه یعنی مادرید اوضاع به قدری آرام هست که ستارگانی همچون امباپه و دوناروما سعی بر پیوستن به رئال را دارند و رئال با یک پیشنهاد خوب میتواند آنها را به خدمت یگیرد ولی مدیریت بارسا آنقدر در این چندوقته هواداران را اذیت کرده که حتی خبر رسمی یک خرید هم آنها را باور ندارند. از اسامی همچون بلرین و کوتینیهو و وراتی به کسانی همچون سری و سمدو و پائولینیهو رسیدن یعنی فاجعه.این آخری به جز تجربه ناموفق با تاتنهام که اصلا سابقه حضور در اروپا را ندارد و صرفا ملی پوش سلسائو هست.شاید بارسایی ها هم خودشان میدانند حتی آخر سر ممکن هست همچین بازیکنانی را در تیمشان ببیند ولی شاید امیدی باشد که شاید ممکن هست آنها را در چند سال با شکست روبرو کند ولی پشتوانه ای خوب برای آینده میگذارد و آن لامسیا است... برای مدیری همچون بارتومئو که در مصاحبه اخیرش دروغ سیزده را زودتر گفته[ او در مصاحبه اخیرش گفته دلیل اصلی شکست نقل و انتقالی اش از رئال این است که بازیکنان به دنبال فیکس بازی کردن هستند در صورتی که آسنخیو و ایسکو نیمکت نشین مادریدی ها بودند و هر زمان به بازی می آمدند سرنوشت بازی را عوض میکردند] لاماسیا فقط یه اسم افسانه ای باشد و شاید خرید هایی که میتوانستند با قیمت های کم انجامشان دهند مانند کروس یک چیز معمولی باشد ولی این روش مدیریت فقط میتواند رقبای بارسلونا را خوشحال کند. کلام آخر اینکه جای رئال و بارسا باهم بدجوری عوض شده...تیمی که بدنبال خریداری جوانهای خوش آتیه و تقویت آکادمی و ترکیب سالهای آتی خود میرود و تیمی که صرفا برای چشم بازار کور کردن و خرید های نجومی برای فقط چندسال بدنبال درمان سطحی زخمهای خودش هست...