افنبرگ در دورانی از فوتبال المان ظهور کرد که ستارگان بزرگ ان در حال پیر شدن بودند و سبک بازی خاص و پرستیژ و قدرت رهبری او نوید یک بازیکن بزرگ دیگر را میداد. (لقب ببر از انجایی است که افنبرگ پشت سرش طرحی از ببر را روی موهایش داشت) اما از همان ابتدا افنبرگ جا پای بازیکنانی مانند شوستر گذاشت، او نیز به طور کلی با تمام فدراسیون فوتبال المان مشکل داشت و اوج این مشکلات در گروهی جام جهانی 1994 بود، جایی که در یک بازی ضعیف از المان در برابر کره جنوبی و زمانی که افنبرگ تعویض میشد به شکل ناگهانی به تماشاگران المان انگشت ف-ا-ک را نثار کرد! این حرکت او به حدی بد بود که ووکس مربی المان او را از تیم کنار گذاشت و این کار باعث شد افنبرگ این بار ووکس را موش ترسوخطاب کند! ووکس بعد ها عنوان کرده بود: افنبرگ بسیار عصبی بود و هیچ کس را حساب نمیکرد، زمانی که همه سرپا بودند او مینشست و زمانی که همه نشسته بودند او سرپا بود! در یک جلسه که اعضای مربیگری برای تیم ملی برگذار کرده بودند افنبرگ به توالت رفت و تا انتهای جلسه برنگشت!!! همین مسائل باعث شد تیم ملی المان نیز به مشکل بزرگی برخورد کند، یکی از بهترین هافبک های جهان که نمیشد از او استفاده کرد. در نهایت در سال 1998 او دوباره و از سر اجبار دعوت شد و در نهایت خود افنبرگ چند بازی بعد از بازی های ملی کناره گرفت. اما در سطح باشگاهی افنبرگ یکی از نوستالوژیک ترین بایرن های تاریخ را تشکیل داد، او در ان چند سال سبکی بسیار جالب از خود نشان داد، قدرت بدنی و گلزنی هایش و فراتر از تمام اینها پاس های طولی بدون نقص و بدون مکثش برای همیشه در ذهن طرفداران بایرن خواهد ماند. افنبرگ پس از فوتبال نیز خصوصیات شخصیتی عجیب خود را نشان داد، او مدتی به عنوان یک مارگیر فعالیت کرد! سپس به چتربازی پرداخت و مدتی نیز به شعبده های خطرناکی مشغول شد اما به نظر میرسد بالاخره افنبرگ کمی ارامش درونی یافته است.