طرفداری- شاید نامش مانند بارسی و باجو ماندگار نباشد، اما او ستاره یک نسل بود، کسی که برای یک دهه در فوتبال اروپا درخشید.

دو تن از بهترین مهاجمان آن دوره در آخرین روز فصل 2001/02 برای اینتر میلان در میدان بودند تا با گل‌هایشان در برابر لاتزیو، برای نخستین بار از سال 1989 قهرمانی را برای نراتزوری به ارمغان بیاورند. کریستین ویری در کنار رونالدوی برزیلی کار را آغاز می‌کرد. این زوج توان‌مند خط حمله، به علت مصدومیت‌ها به ندرت فرصت بازی در کنار یکدیگر را پیدا می‌کردند. آن روز گل ویری اینتر را پیش انداخت، اما شرایط به‌گونه‌ای بود که که دفاع متزلزل اینتر به لاتزیو اجازه داد تا در نهایت بازی با نتیجه 4-2 به سود بیانکوچلستی به پایان برسد. با این نتیجه، هم رم و هم تیم قهرمان، یوونتوس، فصل را بالاتر از اینتر به پایان رساندند. اشک‌های رونالدو درحالی که روی نیمکت مشغول تماشای برچیدن صحنه بود، پایدارترین تصویر از آن بعد از ظهر دردناک است.

رونالدو - اینتر

اگرچه بازیکن برزیلی خیلی زود با آقای گلی در جام جهانی، همراه با تیم ملی کشورش، برزیل،  پنجمین عنوان قهرمانی را به خانه برد. اما اوضاع برای ویری چندان خوب پیش نرفت. این دومین حضور او با ایتالیا در جام جهانی بود و یک بار دیگر صحنه نمایش قدرت او در بزرگ‌ترین رقابت فوتبالی جهان فراهم بود. هرچه در اواخر دهه 90 میلادی، اوضاع  ویری در رقابت‌های باشگاهی رو به پیشرفت و موفقیت بود اما شرایط در تیم ملی تعریف چندانی نداشت. او درحالی نخستین بازی ملی خود را انجام داد که بازیکن یوونتوس بود و در جام جهانی 1998 فرانسه، خود را به عنوان پسر باهوش آتزوری معروفی کرد. او در کنار باجو در خط حمله ایتالیا بازی می‌کرد و در تورنمنتی که ایتالیا تا مرحله یک چهارم نهایی آن پیش رفت، پنج گل به ثمر رساند. 

گل‌های ویری در جام جهانی 1998، توانایی او در تمام‌کنندگی به عنوان بهترین مهاجم نوک در بزرگ‌ترین صحنه‌ها را نشان می‌دادند. او با یک ضربه پای چپ تمیز دروازه شیلی را باز کرد و سپس با چیپی بی‌نظیر، کار کامرون را تمام کرد. گل دوم او در برابر کامرون، غریزه شکارچی بودن او را نشان داد، آن‌جا که از غفلت مدافعان استفاده کرد و در نهایت با یک ضربه سر از فاصله‌ای نزدیک، دروازه اتریش را هم باز کرد. مهم‌ترین گل ویری اما در دور دوم در برابر نروژ به ثمر رسید. او از سرعت، قدرت و زهردار بودنش استفاده کرد و با فرار از خط دفاعی، از زاویه بسته با یک ضربه بغل پا، دروازه فروده گرودوس را باز کرد. در مرحله یک چهارم نهایی، بازی با نتیجه بدون گل مساوی به ضربات پنالتی کشیده شد و در آن‌جا بود که ایتالیا در برابر تیم میزبان و قهرمان رقابت‌ها، فرانسه، شکست خورد. اما ویری بدون شک یک تورنمنت فوق‌العاده را پشت سر گذاشته بود.

چهار سال بعد، ایتالیایی‌ها مسلماً ترکیب قوی‌تری در کره و ژاپن داشتند و ویری یکی از ستاره‌های آن ترکیب بود. مانند جام جهانی 1998 که این مهاجم از همان دور گروهی شکوفا شد، در جام جهانی 2002 هم با یک ضربه فوق‌العاده پای چپ دروازه اکوادور را باز کرد و بیست دقیقه نگذشته بود که گل دوم هم وارد نماینده آمریکای جنوبی شد. ویری در برابر کرواسی هم برای ایتالیا گل زد و اگرچه آن‌ها در این دیدار با نتیجه 2-1 شکست خوردند، اما راه خود برای رسیدن به مرحله یک هشتم نهایی را پیدا کردند، جایی که باید با میزبان رقابت‌ها، کره جنوبی، روبه‌رو می‌شدند.

بازی‌ای که در ایتالیا به‌خاطر افتضاحات داوری به بازی ننگ مشهور است. اما ویری در آن بازی هم به عنوان یک قهرمان و هم یک فرد ناکام در زمین تاثیرگذار بود. در آن بازی بوفون با مهار ضربه پنالتی جونگ هوان در همان اوایل بازی، مانع عقب افتادن ایتالیا شد و سپس درحالی که مدافع کره‌ای سعی داشت با کشیدن پیراهن ویری، تعادل این بازیکن را برهم زند، او با یک ضربه سر آتزوری را پیش انداخت. در ادامه همه‌چیز همان‌گونه که می‌دانیم باب میل میزبان پیش رفت تا این جام هم برای ایتالیایی که امثال بوفون، پائولو مالدینی، آلساندرو دل پیرو و فرانچسکو توتی را داشت، به پایان برسد. سه نفر از آن‌ها چهار سال بعد در آلمان قهرمان جهان شدند. اما با وجود اتفاقات عجیب و غریب با داوری غیر عادی و گل مشکوک کی هیئون در فاصله دو دقیقه مانده به پایان بازی، ایتالیایی‌ها توسط ویری در وقت معمول بازی فرصت داشتند پیروز میدان شوند، فرصتی که در فاصله شش یاردی توسط ویری از دست رفت.

ویری - مالدینی - ایتالیا - کره - جام جهانی 2002

ضربه‌های نهایی ویری معمولاً کشنده بودند، اما این‌بار مهاجم تراز اول ایتالیا نتوانست بر اوضاع مسلط باشد و ضربه‌ای زد که توپ با اختلاف بسیار زیاد به بیرون رود. در وقت‌های اضافه بازی، زمانی که توتی به خاطر گرفتن کارت زرد دوم - که کاملاً سخت‌گیرانه بود - اخراج شد، چند دقیقه بعد هم گل طلایی آن از راه رسید تا کار ایتالیا در جام جهانی 2002 تمام شود. رسانه‌های ایتالیایی انگشت اتهام را مستقیماً به طرف داور کلمبیایی، بیرون مورنو گرفتند و در نتیجه آن فرصت طلایی و درخشانی که ویری از دست داد، چندان که باید دیده نشد. دو هفته بعد، هم‌تیمی او در خط حمله اینتر با زدن دو گل در فینال همان جام جهانی، باعث پیروزی برزیل در برابر آلمان شد تا سلسائو به پنجمین قهرمانی جهان خود برسد. چهار سال بعد نیز درحالی که بعضی بازیکنان آن تیم، در آلمان به قهرمانی جام جهانی رسیدند، مصدومیت زانو باعث شد ویری فرصت حضور در ترکیب ایتالیا و به رستگاری رسیدن را از دست بدهد، اما وزن کردن دوران حرفه‌ای ویری با اتفاقاتی که برای او روی نداده‌اند، کمی سخت‌گیرانه است.

زمانی که تعداد گل‌های شما در جام جهانی با پائولو روسی و روبرتو باجوی افسانه‌ای برابر است، احتمالاً کارتان را درست انجام داده‌اید. اگر شما برای یوونتوس، اتلتیکو مادرید، اینتر میلان و آث میلان بازی کرده‌اید، برای بهترین باشگاه‌های فوتبال اروپا و جهان به میدان رفته‌اید. اگر شما برای 9 تیم حرفه‌ای در ایتالیا و فرانسه بازی کرده‌اید، دوران حرفه‌ای شما همواره در حرکت بوده است. اگر شما در لیست 100 بازیکن برتر پله قرار دارد، اگر در میان 125 بازیکن برتر زنده جهان قرار دارید، قطعاً نظر بهترین فوتبالیست تاریخ را به خود جلب کرده‌اید. 

میراث ویری شاید مانند برخی از ستاره‌های هم‌وطنش مانند باجو و بارسی ماندگار نشده باشد، شاید نامش آن نوستالژی‌ای که نام بارسی و مالدینی دارند را نداشته باشد. کارنامه دوران حرفه‌ای ویری پر از احساس ناخوشایند نشده‌هاست، درست مانند ستاره‌ طلایی هم‌نسلش، آلن شیرر؛ ویری با وجود حضور در برترین باشگاه‌های جهان، تنها یک‌بار در لیگ کشوری به قهرمانی رسیده است. اما برای یک دهه کامل، او یکی از گرسنه‌ترین و ترسنا‌ک‌ترین مهاجمان اروپا بود. در اوج دوران بازی‌اش او برای بهترین مدافعان جهان یک تهدید بود. این درحالی است که با توجه به سابقه بزرگ شدن او در استرالیا، ستاره آتزوری ممکن بود به خاطر کریکت‌بازی هیچ‌گاه پایش به دنیای فوتبال باز نشود تا بتواند ستاره‌ای درخشان در آسمان فوتبال ایتالیا باشد.

پوستر کریستین ویری

زمانی که ویری کودک بود، آن‌گاه که شرایط برای پدر فوتبالیست‌اش خوب پیش نرفت، مجبور شد از بولونیا به سیدنی برود. پدر او در سن 31 سالگی با سابقه قهرمانی در کوپا ایتالیا با بولونیا و فیورنتینا مجبور به ترک ایتالیا شد و در نهایت هم کار خود را در ورزشگاه فیرفیلدِ باشگاه مارکونی استالیونزِ سیدنی به اتمام رساند. و همان‌جا بود که کریستین اولین قدم‌هایش را برای آغاز سفری برای گرفتن جای پدر برداشت. در زمانی که آن‌ها در استرالیا بودند، عشق ویری به کریکت افزایش یافت و این علاقه تا امروز هم باقی مانده است. او در یک مصاحبه که در 30 سالگی‌اش آن را انجام داده است، می‌گوید: «هفته پیش به یک دوست می‌گفتم که اگر بتوانم قراردادی مانند قرارداد فوتبال در کریکت هم به دست آورم، فوتبال را کنار می‌گذارم تا کریکت بازی کنم.»

اما ویری نهایتاً به ورزش کشور خودش (ایتالیا) وفادار ماند و در این راه، بردارش مکس هم او را همراهی کرد. کسی که حتی شش‌بار هم برای تیم ملی استرالیا به میدان رفته است. خانواده کریستین در سال 1988 به ایتالیا بازگشتند و خیلی سریع، راه فوتبالی او آغاز شد. به عنوان یک پسر 18 ساله، او اولین‌ بازی خود را در کوپا ایتالیا برای تورینو انجام داد و به عنوان یار ذخیره‌ای که به میدان نرفت، در شکست یوفا کاپ سال 1992 این تیم به آژاکس، همراه آن‌ها بود. جایی که امثال دنیس برکمپ و فرانک دی بوئر به همراه ادوین فن در سار هم در طرف مقابل روی نیمکت نشتسته بودند. 

اما ناگهان ویری در فوتبال یک گام به عقب رفت، زمانی که به تیم پیتسا در سری بی فروخته شد و سه سال در سری بی با باشگاه‌های متفاوت را گذراند. پس از پیتسا، به تیم موفق‌تری به نام راونا رفت و از آن‌جا هم توانست به ونتزیا راه پیدا کند. این درحالی است که هم‌چنان نشانی از شکوفا شدن او وجود نداشت. 11 گل در 29 بازی اما برای سرمربی وقت آتالانتا کافی بود تا به او پیشنهاد بازگشت به سری آ را بدهد. «بوبو»  از دومین فرصت خود استفاده کرد و با زدن 9 گل در 21 بازی در لا دئا، توانست به تیم قهرمان لیگ قهرمانان اروپا، یوونتوس،  راه یابد. در سن 23 سالگی، بازیکن آکادمی مارکونی استالیونز کاملاً به عصر شکوه خود وارد شد و در کنار ستاره‌ای چون آلن بوکشیچ در یوونتوس موفق به کسب اسکودتو شد. اما در همان سال، بانوی پیر در برابر دورتموند در فینال لیگ قهرمانان اروپا شکست خورد تا دست او از جام لیگ قهرمانان اروپا کوتاه بماند.

بازگشت با 8 گل در سری آ، اگر فوق‌العاده نبود، حداقل رضایت‌بخش بود. اما رابطه ویری با یوونتوس ادامه پیدا نکرد و او بار دیگر مجبور به جابه‌جایی شد. در این قسمت، بار دیگر کشور را ترک کرد تا در گوشه‌ دیگری از دنیا، در اتلتیکو مادرید بدرخشد. انتقال از تیمی که برای دو فصل پیاپی به فینال لیگ قهرمانان اروپا رسیده بود و به تازگی در سری آ قهرمان شده بود به تیمی که در سال 1996 دبل کرده بود، اما نشانی از برتری در آن دیده نمی‌شد، عجیب بود. ویری در نهایت در کتاب زندگی‌نامه‌اش که در سال 2015 منتشر شد، انگیزه‌اش از ترک یوونتوس به مقصد اتلتیکو مادرید را افشا کرد. او با ابراز پشیمانی می‌نویسد: «باید بگویم هدفم از این انتقال، کاملاً مالی بود. اگر می‌توانستم زمان را به عقب بازگردانم، در تورین می‌ماندم.»

با این‌حال ویری در مادرید اوقات خوبی داشت و از نظر فردی به درجات والایی رسید، هرچند اوضاع برای تیم خوب پیش نرفت. پسر ایتالیایی با زدن 24 گل، درحالی که تیم با اختلاف زیاد نسبت به تیم قهرمان، بارسلونا، هفتم شده بود، به عنوان آقای گل لیگ شناخته شد. بوبو اما خیلی زود به کشورش بازگشت تا عادت هر سال یک باشگاه را حفظ کند. لاتزیویی‌های جاه‌طلب آن زمان برای آوردن او به رم، 20 میلیون پوند خرج کردند. یک‌بار دیگر ویری به روند گل‌زنی خود بازگشت و درحالی که هم‌بازی مارسلو سالاس بود، در هر دو بازی یک گل به ثمر می‌رساند. ویری در آخرین فینال جام برندگان گل زد تا لاتزیو با پیروزی 2-1 در برابر مایورکا به قهرمانی برسد، اما تیم رمی پس از شکست در بازی رو در رو، در سری آ دوم شد، آن هم فقط با اختلاف یک امتیاز نسبت به میلان؛ پس از چند سال موفقیت در امر گل‌زنی و درخشش در جام جهانی، ارزش ویری بیش از همیشه شده بود. او با شکستن رکورد ترانسفر جهان، از لاتزیو به اینتر میلان رفت تا به نراتزوری کمک کند از زیر سایه سنگین همشهری خود، میلان و رقیب سنتی‌اش، یوونتوس، بیرون بیاید. آن‌ها می‌خواستند با کمک مربی پیشین یوونتوس، مارچلو لیپی موفقیت را به ارمغان بیاورند.

کریستین ویری - رونالدو

در اینتر بود که ویری خانه خود را پس از هفت سال باشگاه عوض کردن شناخت. مهاجم بلند آوازه اگرچه به موفقیت چشم‌گیری نرسید، اما شش سال را در اینتر گذراند. علی‌رغم سال بد 2002 که با  اتفاقات جام جهانی و از دست رفتن قهرمانی برای اینتر گذشت، ویری به حضور در باشگاه ادامه داد و در فصل 2002/03  با زدن 24 گل، به عنوان آقای گلیِ سری آ دست یافت. در همین فصل بود که اینتر پیشرفتی چشم‌گیر داشت و موفق شد به نیمه نهایی لیگ قهرمانان اروپا صعود کند، جایی که در برابر قهرمان آن دوره، آث میلان، شکست خوردند. ویری در برابر والنسیا گل حیاتی‌ای به ثمر رساند، اما بار دیگر مصدومیت نگذاشت او در دو دیدار در برابر میلان حاضر باشد و جای خالی او در تیم به شدت احساس شد.

دو فصل دیگر در اینتر ماند و گل‌زن مطمئن تیم بود. اما فقط بحث درخشش او مطرح نبود، مصدومیت‌ها گریبان‌گیر ستاره شده بودند و پس از شش سال حضور در یک باشگاه، زمان آن بود که جست‌وجوی باشگاه برای ویری ادامه پیدا کند. در نهایت، او با مدال کوپا ایتالیای سال 2005 که تنها دست‌آورد او از اینتر بود، باشگاه را ترک کرد، اما میلان را نه؛ اینتر یک سال پیش از اتمام قراداد، او را بازیکن آزاد اعلام کرد و بوبو هم به تیم رقیب یعنی میلان رفت. از آن‌جایی که او 32 ساله شده بود، استقبالی که دو یا سه سال قبل احتمالاً از او می‌شد، انجام نشد. 

بداقبالی بود که ویری روزگار خوبی در روسونری نداشت و نتوانست خود را در این باشگاه اثبات کند. پس از تنها یک گل در شش ماه، راهی موناکو شد. ویری حضور در فرانسه را به عنوان آخرین فرصت برای اثبات خود می‌دید تا بتواند برای ایتالیا در جام جهانی 2006 به میدان برود. در کوت دازور ویری خارج از فرم بود، اما زدن دو گل در برابر رن اعتماد به نفس او را افزایش داد و به بازیکن اصلی تیم برای دو ماهِ پیش رو تبدیل شد. اما یک مصدومیت زانو در برابر پاری سن ژرمن باعث شد تا فصل برای او به پایان برسد و رویای جام جهانی از بین برود. ویری در مجموع آماده خداحافظی نبود و به ایتالیا بازگشت تا برای آتالانتا و سپس فیورنتینا به میدان برود، قبل از آ‌ن‌که برای سومین‌بار هم به آتالانتا بپیوندد. 

در سن 36 سالگی، او توسط آتالانتا به عنوان بازیکن آزاد اعلام شد و تصمیم به آویختن کفش‌هایش گرفت. او دورانی پر فراز و نشیب را پشت سر گذاشت. نشیب‌هایی مانند شکست در فینال لیگ قهرمانان اروپا، از دست دادن یورو 2000، شکست در نیمه نهایی لیگ قهرمانان 2003 و از دست دادن حضور در جام جهانی 2006 به علت مصدومیت. در عین‌حال حسرت یک قهرمانی سری آ در روز آخر و شکست در برابر کره جنوبی هم برای او باقی ماند. در طرف دیگر آمار گل‌های ویری در جام جهانی هم موضوعی غلط انداز است. هم‌تیمی قدیمی او، رونالدو، درحال حاضر دومین گل‌زن برتر تاریخ جام جهانی است، درحالی که ویری با 9 گل در رتبه چهاردهم قرار دارد. اما اگر نرخ گل‌زنی نسبت به هر بازی را ارزیابی کنیم، ویری با زدن یک گل در هر بازی در مقایسه با 0/79 گل در هر بازی برای رونالدو، آمار بهتری دارد.

این یادداشت گوشه‌ای کوچک از دوران حرفه‌ای مردی بود که یک زمان گران‌ترین بازیکن تاریخ فوتبال بود، اما فوتبالش با به درازا کشیدن و هماهنگی ترکیب شده است. ویری تلاش خود را برای حضور در تیم‌های مطرح اروپا انجام داد و همراه با یوونتوس در سن 23 سالگی، اسکودتو برد. قطعاً لحظات ناراحت‌کننده‌ای هم برای او وجود دارند که شانس عامل مهمی در عدم توفیق بوبو است. اما به هر روی، او خود را به عنوان یک برنده مطرح کرد و همیشه در فهرست مهاجمان برتر تاریخ ایتالیا باقی خواهد ماند.

برای پسری بزرگ شده در استرالیا که یک زمان ممکن بود دوران حرفه‌ای‌اش به سمت کریکت کشیده شود، این عملکرد چندان هم بد نیست.

کریستین ویری▬ یادداشتی که خواندید، نوشته پل مرفی بود برای وب‌سایت فوتبال تایمز (برای خواندن نسخه انگلیسی یادداشت، کلیک کنید.)