بر خلاف اسمش این آهنگ به آهنگ احساسی هست و ربطی به مذهب نداره در آمریکای جنوبی losing my religion یعنی از دست دادن آرامش خاطر مایکل استیپ رهبر گروه در مصاحبه ای با رولینگ استون می گوید: فقط یک آهنگ پاپ درباره اعتراف به عشق است، من فکر می کنم بهترین آهنگ ها آنهایی هستند که هر کس با شنیدنش بگوید ” آره این منم “. تر جمه آهنگ : ترجمه متن و بررسی: Oh, Life is bigger It’s bigger than you And you are not me زندگی بزرگتر است بزرگتر از تو و تو من نیستی ( در این قسمت خواننده سعی می کند به خود بقبولاند که فردی که از آن صحبت می کند مهمترین چیز در دنیا نیست، و نباید اجازه دهد او رویش تاثیر بگذارد. ) The lengths that I will go to The distance in your eyes طولی که من به آن می روم فاصله ی درون چشمانت ( در این قسمت با لغات بازی شده، دو اصطلاح در اندازه گیری مقابل هم قرار گرفته اند (length به معنای طول و distance به معنای فاصله ) او هر کاری می کند تا با فرد مورد نظرش ارتباطی عاطفی برقرار کند حتی اگر این فرد مقاومت کند. ) Oh no, I’ve said too much I set it up آه نه، بیشتر از آنچه باید گفتم مقصودم را لو دادم ( ناگهان متوجه می شود اشتباهی انجام داده، نمی خواسته به عشقش اعتراف کند اما این کار را کرده. شاید این اعتراف همه چیز را بین او و عشقش بهم بریزد. ) That’s me in the corner That’s me in the spotlight این منم اون گوشه این منم که زیر نور قرار گرفتم ( کسی که پنهانی عاشقش بوده حالا از احساساتش خبر دار است، و خواننده جایی برای پنهان شدن از واکنش او ندارد. در گوشه ای گیر افتاده و نور رویش است ( مانند دزدی که پلیس به دامش انداخته ) ) Losing my religion خونسردی و کنترلم را از دست می دهم (Losing my religion در بیان مردم آمریکای جنوبی به معنای از دست دادن خونسردی و کنترل است و religion اینجا به معنای دین نیست. عشقش برای کسی که پنهانی دوستش داشته رو شده و حس می کند نمی تواند احسساتش را کنترل کند. ) Trying to keep up with you And I don’t know if I can do it Oh no I’ve said too much I haven’t said enough سعی می کنم پا به پای تو بمانم اما فکر نمی کنم بتوانم موفق شوم آه نه، بیش از آنچه باید گفتم به اندازه کافی نگفتم ( این چهار خط همه درباره شکی است که به خود دارد، می خواهد نشان دهد که عاشق این فرد است، اما نمی خواهد عجیب و غریب جلوه کند. وسواسش باعث شده به هرچه می گوید یا هر حرکت خود شک کند. ) I thought that I heard you laughing I thought that I heard you sing I think I thought I saw you try فکر کنم شنیدم که خندیدی فکر کنم شنیدم که چیزی خواندی فکر کنم خواستی کاری بکنی ( تمام حرکات کسی که دوستش دارد را زیر نظر دارد، دوست دارد بداند حس او چیست، آیا اصلا شانسی هست؟ حتی یک حرکت کوچک، شعری زیر لب، یک لبخند. اما در ادامه ی آهنگ اعتراف می کند همه اینها گول زدن خودش بوده ) Every whisper Of every waking hour I’m choosing my confessions Trying to keep an eye on you Like a hurt lost and blinded fool Oh no, I’ve said too much I set it up هر زمزمه ای که داشتم تمام ساعاتی که بیدار بودم در حال انتخاب اعترافاتم بودم سعی می کنم چشم از رویت بر ندارم مانند کسی که قلب خود را باخته و احمقی که کور شده آه نه، بیش از آنچه که باید گفتم مقصودم را لو دادم ( این فرد تمام فکر و وقتش را گرفته است. همچنان تمام حرکات شخصی که دوستش دارد را زیر نظر گرفته، کاملا مات او شده. احساس ضعف، رقت انگیز بودن، رنجش، و نفرت از خود پیدا کرده، اعتماد بنفسش از هم پاشیده، نمی داند چکار کند و فقط می خواهد از دردسری که به تازگی برای خود ایجاد کرده پنهان شود. ) Consider this Consider this The hint of the century Consider this The slip that brought me To my knees failed What if all these fantasies Come flailing around Now I’ve said too much این را ( اعترافی که کرده ) در نظر بگیر به عنوان اشاره قرن در نظر بگیرش اشتباهی که شکستش مرا به زانو درآورد اگر همه این افکار بیهوده باشد چه حالا دوباره بیش از حد گفتم ( این اعتراف را بزرگترین اشاره به عشقی که نسبت به دلبرش دارد می داند ( اشاره قرن ) طوری که برای کل عمر او را به زانو در آورده، اما همچنان واکنشی از سوی او دریافت نکرده. از اینکه افکارش در مورد کسی که دوستش دارد بیهوده و بی ثمر باشد احساس وحشت می کند. ) I thought that I heard you laughing I thought that I heard you sing I think I thought I saw you try ( تکرار شده ) ( همچنان به یک گوشه چشم امیدوار است ) But that was just a dream That was just a dream اما فقط یک رویا بود فقط یک رویا بود ( این دو خط را می توان جوابی به قسمت بالا دانست ( جایی که حرکات دلبرش را زیر نظر دارد و حس می کند او هم متوجهش است ) متوجه می شود آنچه در رفتار های کسی که دوستش دارد می دیده فقط یک رویا بوده ( از dream استفاده شده چون این فکر برایش شیرین است ). ) That’s me in the corner That’s me in the spotlight Losing my religion Trying to keep up with you And I don’t know if I can do it Oh no I’ve said too much I haven’t said enough I thought that I heard you laughing I thought that I heard you sing I think I thought I saw you try ( تکرار شده ) But that was just a dream Try, cry ?Why try That was just a dream, just a dream, just a dream Dream اما فقط یک رویا بود تلاش، گریه تلاش برای چه؟ فقط یک بود، فقط یک رویا، فقط یک رویا رویا ( ترجیح می دهد دست از تلاش برای پیدا کردن عشق بردارد، و با شرمندگی و غمی که باید تجربه کند روبرو شود. وقتی همه این افکار تنها یک رویا و ساخته ی ذهن بوده دیگر گریه و تلاش برای چه؟ )