طرفداری- پس از ده سال حضور در جمع قرمزها، لوکاس لیوا به لاتزیو پیوست و حالا استیون جرارد، اسطوره لیورپول از این بازیکن تمجید کرده است.

به گزارش وب‌سایت رسمی باشگاه لیورپول، شماره 21 پیشین لیورپول که رابطه نزدیکی با کاپیتان لیورپول، استیون جرارد داشت، به لاتزیو پیوست. جرارد نیز پس از این انتقال مصاحبه‌ای با شبکه باشگاه لیورپول داشته است که این مصاحبه را در ادامه مرور خواهیم کرد.

* استیون، اولین احساست پس از این‌که لوکاس لیوا را در لیورپول دیدی، چه بود؟

خب، من در مورد او از رافا بنیتز شینده بودم. می‌دانستم که رافا طرفدار بزرگ اوست و با تمام وجود تلاش می‌کند که انتقال او به باشگاه نهایی شود. یادم می‌آید که پسری بود با موهای بلند آمد. بازیکن بزرگی نبود، اما آن‌چنان لاغز هم نبود اما من فقط یادم می‌آید که بسیار دوست‌داشتنی بود. در درخت‌کن بسیار مؤدب بود و برای همه افراد احترام قائل بود. کمی نگران و هیجان‌زده به نظر می‌رسید و می‌توانید تصویر کند، خیلی سریع به کاری که او انجام داده است فکر می‌کنید. از خانواده‌اش و همسرش در سن بسیار پایین دور ماند تا به این‌جا بیاید. کار بزرگی کرد، تصمیم سخت و قابل احترامی بود که به یک کشور خارجی برای ادامه دوران حرفه‌ای خود آمد. خیلی خوب انگلیسی صحبت می‌کرد که قطعاً در سال‌های اخیر بهتر هم شده است. بنابراین به‌نظرم او به خاطر باری که  در سنین جوانی روی دوش خود حمل کرد، شایسته احترام است.

* اولین بازی او برای لیورپول در گودیسون پارک به عنوان بازیکن تعویضی بود، او به جای چه کسی وارد میدان شد؟

به جای من! صادقانه بگویم در آن زمان اگر شما در هر بازی لیورپول تعویض می‌شدید، یک احساس ناامیدی داشتید. مخصوصاً این‌که یک بازیکن جوان‌تر که تجربه ندارد جای شما را بگیرد. اما او در یک بازی خارج از خانه در دربی مرسی‌ساید واقعاً عالی بود. به بازی به بهترین شکل جهت داد و کارش را به خوبی انجام داد. آن‌جا بود که نظر من را جلب کرد و فهمیدم که چرا رافا تا این اندازه به این پسر علاقه دارد. پسری که نگرش فوق‌العاده، تکنیک خوب و جنگندگی مثال‌زدنی‌ای برای توپ داشت.

حالا این‌جا در آکادمی نشسته‌ام و بزرگ‌ترین تعریفی که می‌توانم از لوکاس بکنم، این است که حالا من در آکادمی حاضرم و بازیکنان با استعداد زیادی در این‌جا داریم حرکات بسیار خوبی را با توپ انجام می‌دهند. بخش بزرگی از کار من این است که آن‌ها پیشرفت کنند و به بازیکنی مانند لوکاس لیوا تبدیل شوند. کسی که بدون توپ فوق‌العاده بود. بازیکنان آکادمی از نظر کار با توپ مانند لوکاس لیوا هستند، اما نمی‌توانند در بازی بدون توپ مانند او باشند. بازیکنی که در طول 90 دقیقه فوق‌العاده می‌دوید و بسیار جنگنده بازی می‌کرد. او بازی حریف را خراب می‌کرد. فکر می‌کنم می‌توانیم چیزهای زیادی از لوکاس لیوا به کودکان آموزش دهیم و آن‌ها برای بازی‌های فیزیکی آماده کنیم. 

 

 

 

* زمانی که او در ابتدا به تیم آمده بود، به نظر می‌رسید برای جایگاه‌اش در تیم می‌جنگید. درحالی که مومو سیسوکو، خاویر ماسکرانو، خود شما و ژابی آلونسو در تیم حضور داشتند. آیا به یاد می‌آوری که شرایط برای او چگونه بود؟ آیا دوران سختی را پشت سر گذاشت؟

فکر می‌کنم اوضاع برای همه ما سخت بود چراکه رقابت برای جایگاه در تیم واقعاً دشوار بود. نه تنها برای لوکاس، بلکه برای خود من هم در آن زمان کار سخت بود. چراکه من خارج از پست تخصصی‌ام بازی می‌کردم تا سایر بازیکنان مطرح بتوانند در تیم باشند. فکر می‌کنم این بخشی از روند بازیکن لیورپول بودن است و رقابتی سالم است. اما برای بازیکنان جوان یک مقطع یادگیری و پیشرفت است. من مطمئنم که او چالش بزرگی در پیش داشت و سعی کرد تا خود را ثابت کند. لوکاس حالا بازی‌های بسیار زیادی را برای لیورپول انجام داده است که توانایی او را نشان می‌دهد. در ابتدا کار برای او سخت بود و برخی رسانه‌ها هم از او شکایت می‌کردند، هواداران هم گه‌گاهی گله‌مند بودند اما حالا که می‌بینید او چه جایگاهی در لیورپول و در میان هواداران دارد، می‌فهمید که چقدر از نظر روانی قدرت‌مند بود که توانست برای یک دهه در باشگاهی مانند لیورپول دوام بیاورد. برای چنین چیزی، استعداد به تنهایی کافی نیست. من بازیکنان بااستعدادی را دیده‌ام که نتوانسته‌اند در باشگاه بمانند. 

* و در نهایت، لوکاس لیوا را تا چه اندازه لیورپولی (از نظر اصالت شهری) می‌دانید؟

فکر می‌کنم او حالا 49 درصد لیورپولی باشد. به بازیکنان خارجی که می‌آیند و برای مدت طولانی در باشگاه می‌مانند نگاه کنید، آن‌ها به نوعی خلق و خوی منطقه را می‌گیرند. فرزندان او قطعاً نیمه‌لیورپولی هستند. برای من او تنها 49 درصد لیورپولی است و دلیل این‌که نمی‌گویم 50، این است که خودش می‌گوید 51 درصد بزریلی است! بازیکن بسیار شو‌خ‌طبع و جالبی است، همیشه در رختکن لحظات فوق‌العاده‌ای را رقم می‌زد و یک هم‌تیمی عالی برای من بود.