سقوط و ویران شدن نینوا در مشرق زمین مبداء یک تاریخ جدید گردید. اگر جمشید نینوا را ویران نمی کرد و آشور برای همیشه از پا در نمی آمد تاریخ دنیای قدیم طور دیگری نوشته می شد و سلسله هخامنشی به وجود نمی آمد.
آشوری ها مدت 200سال مردان ایران را کور کردند و به گاوآهن و سنگ روغن کشی بستند اما پادشاه جوانمرد ایران بعد از اینکه بر آشور غلبه نمود هیچ کس را کور نکرد و آنقدر باتقوا بود که او و سربازانش دست تجاوز به ناموس زنها دراز نکردند ولی از بین بردن نینوا برای هووه خشتره و ایرانیان ضرورت حیاتی داشت.
هووه خشتره یزدان پرست بود و آشوریها بت پرست ، با این وجود بت های آشوریان را از بین نبرد بلکه به آنها احترام گذاشت . از آشوری ها گذشته تمام اقوام اطراف ایران بت پرست بودند و هووه خشتره این پایه را در تاریه ایران گذاشت که سلاطین بعد از جمله کوروش مذاهب ملل دیگر را محترم بشمارند.
وی بعد از غلبه بر آشور شروع به ساختن شهر کرد و به تعداد سال های عمر خود (بعد از 612 قبل از میلاد) در ایران شهر ساخت و چون در سال 584 قبل از میلاد زندگی رو بدرود گفت 27 یا 28 شهر بنا کرد و این علاقه و عشقبه آبادانی در دنیای قدیم جز از طرف کوروش سابقه نداشته است.
بعد از اینکه هووه هشتره زندگی را بدرود گفت «ایش تو ویگو» چهارم که یونانیان وی را «آستیاک» خوانده اند پادشاه ایران شد.
تازه ایرانی ها از خطر آشوری ها آسوده شده بودند که در دوره سلطنت ایش تو ویگوی چهارم گرفتار خطر «هپتال» ها شدند. هپتال ها مردمی بودند کوتاه قد و فربه و سفید و دارای اشتهای فراوان و هرچه قابل خوردن بود یعنی میتوانستند وسط دندان ها خورد کنند می خوردند حتی انسان را!
هر سال همین که برف زمستان ذوب میگردید . هوا گرم میشد و بهار فرا میرسید افراد طایفه هپتال از طرف شمال وارد ایران میشدند و در سر راه خود هرکس را که میدیدند می کشتند و هرچه را که قابل بردن بود می بردند و اگر جلوی آنها گرفته نمی شد تا فصل پاییز به قتل و چپاول ادامه می دادند و در آن موقع از ایران مراجعت می کردند تا زمستان را در کشور خود بسر ببرند. دوره قتل عام هپتال ها 42 سال طول کشید یعنی از زمان مرگ هوه خشتره تا سه سال قبل فتح بابل توسط کوروش. در این مدت به خصوص در دوره ای که مردی به نام «زی آک» پادشاه هپتال ها بود ایرانیان بیشتر از حملات هپتال ها رنج می بردند. زی آک مثل افراد قوم خود همه چیز می خورد حتی انسان را و از خوردن مغز سر اطفال بیشتر لذت میبرد!
همین مرد است که در افسانه های کهن ایران و در شاهنامه فردوسی به اسن ضحاک یا «اژی دهاک» خوانده شده و گفته اند که دو مار بر دوش او روییده بود.
حقیقت این است که فقط این مرد مار بر دوش نبود بلکه تمام افراد قوم هپتال مار بر دوش داشتند. یعنی لباس پوشیدن آنها طوری بود که دو برآمدگی مثل دو مار از دو شانه آنها آشکار می گردید.1
تهاجمات 42 ساله هپتال ها که زنان و مردان را هزار هزار به قتل می رسانیدند باعث شد مغرب ایران خالی از مردان جنگی شود و شماره نفوس را به حداقل تقلیل داد و در نتیجه روزی که کوروش خواست مغرب ایران را اشغال کند لشکر بزرگی وجود نداشت تا جلوی آن مرد بزرگ را بگیرد.
ایش تو ویگو چهارم قبل از اینکه توسط کوروش شکست بخورد یم خدمت بزرگ به ایرانیان کرد و آن ساختن سد دربند بود برای جلوگیری از تهاجم هپتال ها. ساختن سد مذکور را به کوروش نسبت میدهند و بعضی هم میگویند داریوش . ولی تردیدی وجود ندارد که ایش تو ویگو ساختن آن سد را شروع کرد وکوروش آن را به اتمام رسانید و پس از به تخت نشستن قانونی وضع کرد که خلاصه اش این است که اقوام بیگانه اگر ایران را مورد هجوم قرار بدهند هرگاه اسیر شوند برده خواهند شد.
کسانی که رسم مذکور را مورد انتقاد قرار داده اند خوب است بدانند که از سال 1100 قبل از میلاد تا سال612 (سال سقوط نینوا) میلیون ها ایرانی به دست آشوری ها اسیر شدند و در مزارع آشوریان جان سپردند. همچنین در طی 42سال هجوم هپتال ها به ایران صدها زن و مرد و کودک کشته شدند و صدها شهر و روستا ویران شد.
اگر در نظر بگیریم که در دو جنگ اول و دوم جهانی در قرن بیستم اسیران جنگی را به کار گماشتند و در جنگ دوم جهانی 2میلیون سرباز اسیر فرانسوی تا پایان جنگ در مزارع و کارخانه های آلمان به رایگان کار کردند و جز غذا و لباس نزد دیگری به آنها داده نمی شد ، برده کردن مهاجمین در ایران قدیم با وضعی عادلانه بوده است و در بیست و پنجمین کنگره دانشمندان شرق شناس که در سال 1960 میلادی در مسکو تشکیل شد از طرف دانشمندان شرق شناس شوروی راجع به این موضوعاسنادی به کنگره تقدیم شد که وضع بردگان که همه افراد مهاجم بودند در دوران هخامنشیان را روشن می نمود و نشان می داد سلاطین هخامنشی با بردگان به شرافت رفتار می کردند و به آنها غذای کافی میدادند و لباس مناسب میپوشاندند.
______________________________________________________________________________
1- زی آک پادشاه هپ تال ها را نباید با آستیاک پادشاه ایران اشتباه مرد چون دیده شده که بعضی از نویسندگان تصور کرده اند که ضحاک افسانه های قدیم ایران آستیاک است. در صورتی که آستیاک پادشاه ایران که اسم اصلی او ایش تو ویگو بوده مردی است که درصدد برآمد جلوی ضحاک را بگیرد تا این که اک ایران را مورد قتل و غارت قرار ندهد.
ادامه دارد...