آنچه "دنیس لاو" 39 سال قبل در دربی منچستر تجربه کرد، برای کمتر فوتبالیستی اتفاق افتاده است؛ تجربه او چنان برایش تکان دهنده بود که بعد از نزدیک به چهاردهه هنوز او را رها نکرده..
لاو ابتدا در دو راهی منچستریونایتد و منچسترسیتی، آبی ها را انتخاب کرد.اما تنها فصل او در "من سیتی" خیلی خوب پیش نرفت؛ با ناکامی در لیگ و بدبیاری در FA Cup. فصل که تمام شد، تصمیم گرفت به یک لیگ خارجی برود.به تورینو رفت. اما بازی در سری A هم او را راضی نکرد.به جزیره برگشت.دو فصل ناکامی در منچسترسیتی و تورینو هم به لاو نشان داد که از همان اول باید منچستریونایتد را انتخاب می کرد؛ جایی که سر مت بازبی(سرمربی وقت من یونایتد) مانند یک پدر مهربان در انتظار او بود. سال بعد با افتخارات پیاپی همراه بود؛ با دو قهرمانی در لیگ، یک قهرمانی در FA Cup و در نهایت فتح جام باشگاه های اروپا. در سال 1964 توپ طلای بهترین بازیکن اروپا را به دست آورد تا کلکسیونش تکمیل باشد. اما با رفتن مت بازبی، مهره مار شیاطین هم گم شد.. بعد از 11 سال، لاو دیگر در الدترافورد جایی نداشت؛ بعد از 404 بازی و 237 گل زده؛ اینچنین بود که هواداران به او لقب "شاه الدترافورد" را دادند.
لاو به منچسترسیتی برگشت..بدون او و دیگر ستاره های باتجربه تیم منچستریونایتد به زمین سفت خورد؛ با 7 شکست در 12 دیدار اروپایی، تیمی که 5 سال قبل قهرمان اروپا شده بود، در بین گزینه های سقوط قرار گرفت.
اما وقتی دو تیم در آخرین دیدار فصل در الدترافورد مقابل هم قرار گرفتند، همه نگاه ها به دنیس لاو بود. این اولین بار بود که بعد از 12 سال، او با پیراهن تیمی دیگری در این ورزشگاه به میدان می رفت؛ آن هم در شرایطی که یونایتدها برای فرار از سقوط، به پیروزی نیاز داشتند؛منچستریونایتد باید پیروز می شد تا به دسته پایین سقوط نکند...حمله پشت حمله، اما خط دفاع سیتی نفوذناپذیر بود. بازی به 10 دقیقه پایانی رسید اما هواداران منچستریونایتد همچنان امیدوار بودند که یک گل تیم شان را در لیگ نگه دارد اما دقیقه 82...با یک ضد حمله سریع، توپ به محوطه جریمه منچستریونایتد می رسد؛ پاس فرانسیس لی، دنیس لاو...و گل.دنیس لاو با یک پشت پای زیبا دروازه ی منچستر یونایتد را گشود.. برای خود لاو باورکردنی نبود؛ با گل او، منچستریونایتد داشت سقوط می کرد؛ دنیا دور سرش چرخید. دیگر نمی توانست در زمین بماند؛ سرش را پایین انداخت و در همان دقایق به یکباره بدون اینکه به کسی نگاه کند از زمین بیرون رفت و دیگر هیچگاه در رقابت های باشگاهی به میدان نرفت.....شیاطین سقوط کردند.........و لاو هیچگاه خودش را نبخشید
*عکس مربوط به لاو بهنگام خروج از بازیست*