این دست نوشته توسط دوست عزیز و یکی از مانشافتی های دو آتیشه چند وقت پیش اومد رو سایت متآسفانه این دوست عزیز مسدود شده دوست داشتم یادو خاطرش زنده باشه//"بدون شک پیشرفت چشمگیر بوندس لیگا در سالهای اخیر بر چشم های هیچ ببینده منصف و صدالبته بینایی پنهان نمانده است درخشش و حضور بایرن مونیخ در مراحل پایانی لیگ قهرمانان تقریبا به عادتی برای هواداران آلمانی و کابوسی برای سایر تیمها مبدل گشته است فروغ گاه و بیگاه و البته روز افزون تیمهایی نظیر دورتموند و شالکه و حتی لورکوزن در رقابتهای اروپایی موجب افزایش قدرت مالی و علاقمندی بیشتر مردم آلمان به فوتبال در این کشور شده است.ولی آنچه بیش از نظم و برنامه ریزی خاص آلمانی مورد توجه کارشناسان گردیده است استقبال و حمایت جالب و کم نظیر هواداران تیمهای بوندس لیگا از تیمهای محبوب خود است که ورزشگاه هایی نظیر سیگنال ایدونا پارک،ولتینز آره نا،آلیانز آره نا و حتی فرانکن اشتادیون را در صف مخوف ترین مکانهای ورزشی دنیای فوتبال قرار داده است،به واقع این همان قدرت اصلی تیمهای آلمانی است که با اتکا به پشتیبانی مستمر و دلگرم کننده هواداران خود با هزینه های به مراتب کمتر از رقبای اروپایی خود نتایج جالب و درخور توجه ای کسب نموده اند!آنچه این روزها بعنوان قانون 51% بدان پرداخته میشود در واقع جزیی از قوانین حمایتی اقتصاد اول اروپا از ورزش فوتبال است،پس از هجوم افسار گسیخته سرمایه داران شرقی و بویژه آسیای جنوب غرب به حوزه پردرآمد فوتبال این تنها قوانین مدون و سخت آلمان بود که سدی بزرگ در راه سیطره جاه طلبانه سرمایه داران خارجی برای استیلای فرهنگ فوتبال آلمان و تغییر آن به سبک دلخواه آنان بشمار می آید،در آلمان از سالها پیش برای تبدیل شدن به قدرت اول اقتصادی اروپا و حتی دنیا متخصصان اقتصادی کار را به بخش خصوصی(به زبان ساده مردم واقعی و نه بخش شبه دولتی)سپردند تا آلمان را به غول تولیدی دنیا مبدل سازند در تمام بخشها و بویژه ورزش این مسله به طور جدی مورد حمایت قرارگرفت ابتدا زمینه ها فراهم شد منابع مالی بصورت تسهیلات مالی و پولی در اختیار باشگاهها قرار گرفت اسپانسرها به سرمایه گذاری ترغیب شدند و باشگاها عملا مستقل از بودجه های دولتی درآمدند سپس با تدوین قوانین بورس و معاملات سهام،زمینه حضور و مشارکت دایمی مردم در اداره باشگاه ها را فراهم نمودند.به زبان ساده در آلمان هیچ فرد گروه و بخش سرمایه داری قادر به تملک بیش از 49% از سهام باشگاهای ورزشی را ندارد و حتما باید 51% سهام آن موسسه در اختیار هواداران باشد.معنی واضح این قوانین احترام به نقش مردم در شکلگیری این بنگاه های ورزشی و حمایت آنان در راه پیشرفت آینده باشگاه هاست.نکته حایز اهمیت این است که تصمیم گیرنده اصلی باشگاهای آلمانی مردمی هستند که با خرید سهام آن باشگاه باعث تضمین بقای باشگاه هستند نتیجه آن را به سادگی میتوان در همین بحرانهای اخیر اقتصادی اروپا وجهان دید که بسیاری از باشگاهای بزرگ دنیا ازجمله لاتزیو پارما دچار مشکلات بزرگی شدند و ورشکستگی تیم لیگ برتری پورتموث و تیم محبوب گلاسگو رنجرز و سقوط به دسته چهارم از آن جمله است.بدون شک ضرر مالی تیمهای بزرگ اسپانیایی و انگلیسی در سایه حمایت سرمایه داران خارجی و بانک های بزرگ رسانه ای نشدولی افول تیمهای بزرگ ایتالیایی در سالهای اخیر به دلایل اقتصادی را میتوان نشانه ای از موفقیت بوندس لیگا در اجرای موثر این قوانین حمایتی دانست.اگر بخودی خود این قانون را سختگیرانه و سدی در راه سرمایه گذاری بدانیم تنها دستاورد دلگرم کننده آن حفظ زبان آلمانی فوتبال آلمان است که جامعه آلمان بدان میبالد تغییر زبان فوتبال اروپا از انگلستان تا فرانسه و ایتالیا باعث کمرنگ شدن هویت ملی فوتبال کشورهای اروپایی شده است نتیجه بارز آن افول تیم ملی انگلستان در عرصه بین المللی است در صورتیکه مردم انگلستان لیگ برتر را سرآمد لیگهای اروپایی میدانند عملا خروجی این لیگ چیزی جز ناکامی و ناامیدی برای آنان درپی نداشته است. در آینده به نقش حمایتی باشگا های بزرگ آلمان ازجمله بایرن مونیخ از تیمهای فاقد توان لازم برای جلوگیری از ورشکستگی خواهیم پرداخت."//حالا از دوستان مانشافتی میخوام شما با قانون 51% موافقید یا ما هم باید به سوی$$$گرایش پیدا کنیم///توماس مولر به یادتیم ..........