اختصاصی طرفداری- فصل جدید فوتبال ایران از فردا دوباره آغاز می شود. 16 تیم برتر فوتبال ایران، هفته به هفته به مصاف هم می روند تا در پایان، یک تیم جام قهرمانی را بالای سر ببرد. تیمی که قهرمان شود تا یک سال آقای فوتبال ایران است. تا یک سال با سر بالا به دیگر تیم ها نگاه خواهد کرد.
مدعیان، مثل همیشه مشخص هستند. آبی ها و قرمز های پایتخت، با تمام مشکلات مالیِ همیشه همراه خود، جان تازه گرفته و سرحال به نظر می آیند. زرد های اصفهانی دوباره ققنوس وار، آماده فتح قهرمانی دیگری هستند. ذوبی ها، استاد قهرمانی در لیگ برتر را به خدمت گرفته اند تا بلکه تیم جوانشان را به جایی برساند. در دیار تبریز، اگرچه مشکلات سرخ های تراکتور، امید را برای درخشش این تیم کمرنگ کرده است، اما تی تی ها همچنان دل به حضور پرشورها در ورزشگاه و صندلی های یکپارچه سرخ شده جهنم یادگار امام بسته اند. گسترشی ها مرد قانون و تبصره فوتبال ایران را به عنوان مدیرعامل خود می بینند. در شمال، سپیدرود پر هوادار دوباره گیلان و رشت را صاحب نماینده در سطح اول فوتبال ایران کرده است.
در جنوب، آبادانی ها آماده تر از همیشه به نظر می رسند. حضور برزیلی های پر تعداد در تیم کمالوند، آبادان ایران را برزیلی تر از همیشه کرده است. فولاد، کم کم آماده حضور در استادیوم اختصاصی خود می شود. استقلال خوزستان دوباره ویسی را بر روی نیمکت خود می بیند. در خراسان، پدیده، جانی تازه گرفته است و در ورزشگاهی مدرن، به دنبال ساخت تیمی مدرن است. اکبر میثاقیان، بازیکنانش را به دیزی سرا می برد و سیاه جامگان را دوباره آماده گربه سیاه بودن مقابل بزرگان فوتبال ایران می کند. پارس جنوبی تازه وارد به لیگ برتر، آماده است تا دوباره نام بوشهر را در فوتبال ایران سربلند کند. تیم های دیگر پایتخت نیز، هر یک به نحوی آماده گرم کردن تنور لیگ برتر هستند. نفت بی پول با درخشان، سایپای جدید با علی دایی و پیکان جوان با مجید جلالی.
لیگ برتر ایران از فردا آغاز می شود. دوباره شور و هیجان و هیاهو در شهرهای متخلف ایران بر پا می شود. دوباره پنج شنبه و جمعه ها چراغ فوتبال داخلی روشن می شود. فوتبال برای بسیاری از ایرانی ها فراتر از کیفیت فنی و مسائل تاکتیکی پیرامونش است. فوتبال دوستان ایرانی، اگرچه می دانند که لیگ برتر ایران حرفه ای نیست و در سال های آتی نیز حرفه ای نخواهد شد، اگر چه می دانند که در برف و کوران و سرما، احتمالا یک مسابقه کسالت بار را خواهند دید، اگر چه می دانند که اعتصاب و تمرین نکردن های تیم های مختلف را در ادامه مشاهده خواهند کرد، اگر چه می دانند که بی برنامگی ها، لغو شدن ها و تعطیلی های پیاپی در لیگ پیش رو را احتمالا نظاره گر خواهند بود، اگر چه می دانند فوتبال ایران، فوتبال اروپا نمی شود، باز هم به انتظار دیدن یک فصل دیگر، بلیت های بعضا گران را خواهند خرید و پرچم ها را آماده خواهند کرد.
نمی دانم با من موافق هستید یا خیر؟ فوتبال ایران با تمام مشکلاتش، ارزش انتظار برای یک فصل پر حرارت دیگر را داشته است. حداقل ارزش صبر کردن برای حواشی عجیب و غریب گاها پیرامون خود را. میخ طویله های ورزشگاه تختی مشهد و مصاحبه فیروز کریمی را به یاد دارید؟



