سلام ای روشنای باور من چه قابل دارد ای ایران، سر من؟! خزر را دوست دارم مثل بابا خلیج فارس اما، مادر من! ... غزل می گویم و می جوشم از نو خدا می آورم، می نوشم از نو چروک و کهنه ای، اما، خلیجم اتویت می کشم، می پوشم از نو