رفتم فیلم ترسناک دانلود کنم ببینم که چشمم خورد به دو تا کامنت ، بیشتر از فیلم از کامنت ها وحشت کردم :) فیلم Dead Awake 2016 بود گفتم تو این قحطی فیلم ترسناک خوب امتیاز این بد نیست فیلمش هم درباره بختک و این صحبت ها بود گفتم شاید خوب باشه حالا کامنت ها چی بودن :)
یکیش این بود
"داداش اگه رو تو بختک افتاده من جنو ویدم خودم از بچه تا ۳ ساله پیش با هام بود الانممشکل اعصاب و روان دارم هیچوقت سمتاینجور چیزا نرید یا سعی نکید احظار کنید یا اصن در موردشونمطلب بخونید یا تحقیق کنید هیچوقت اینکارو نکید. بخدا منزندگیمسر همین چیزا نابود شد من ۲.۳ با تو بچگیدیدمو خودمرفتمدنبالشو مقصر خودمبودم. اگه تو از پشت پنجره دیدیش من میومد کنارممیخوابید اگه پس میزدمش نمیزاشت تا صبح بخوابم بیشتر موقع ها باهام بود زنم بود قیافشو نمیگم چطور بود چوناصن بعد دنیای اونا با ما فرق داره هم از نظر زمان هم مکان. اصن جسم نیست بیشتر موقع ها معلق بود بین زمینو هوا. ولی با این وجود اون میتونست لمس کنه منو وسایلمو بخدا شبا کنارم میخوابید نفس میکشد تو صورتم منماوایل بیشتر موقع ها قفل میکردمولی بعدش دیگه عادی شده بود واسم. همه شهرای ایرانو رفتم که یه دعایی طلسمی چیزی بهم بدن هر کی یه چیزی دادو گفت فلان کارو کن ولی هیچ اثری نداشت این که میگن وقتی جندیدی بگی بسم الله الرحمن الرحیم یا دها بخونی میره همش چرتو پرته. تنها بهم میگفت اگه ازدواجکنیزنتو دیوونه میکنم اذیت میکنم ۲ بار خود کشی کردم زندگیم به معنی واقعی جهنم بود تا اینکه خالم یه آقایو از اهواز آورد اون آقا هم میدیدش وقتی رفت تو اتاق من تنهایی که با اون حرف بزنه دیدم یهو اومد کنار من جنه به کسیم نمیگفتمدیگه که این کنار منه یا با شماها اونماینجاس. جنه اومد کنارم یهو ازم رد شد انگار آب یخ ریختن روم بعد اون آقاهه از اتاقم اومد بیرون گفت اگه تو این خونه بمونی همیشه باهاته. گفت من قفلش کردمبه این خونه نتها راه همینه بعد سه ماه بعد خو نه رو فروختیم اومدیم این خونه که الان هستیمدیگه خدارو شکر ندیدمش اون مردام هر کاری کردیمحتی پول بلیطشم نگرفت. ولی خونوادم مخصوصا خواهرم خیلی اذیت شد. منالان لکنت دارم اکثر شبا خوابشو میبینم داروی تشنج مصرف میکنم هیچی برام لذت بخش نیست با اینکه ۳ سال گذشته ولی هنوزم برق اتقمو روشن میذارم بذور میتونم بخوابم و خیلی چیزای دیگه که گفتنش درست نیست تو رو خدا دنبال اینجور چیزا نرین شوخی نگیرین وقتیم تنهایین اگه یه اتفاق قیر طبیعی واستون رخ داد خودتونو بزنین به اون راه رو اتفاقای غیر طبیعی فوکوس نکید. فیلم ترسناکم خواستید ببینید توی روز ببینید من خودم نمی تونم ببینم ولی خواهر زادمدوست داره.ببخشید سرتونو درد اوردم دلم گرفته بود. موفق بااشید"
دومیش هم این بود
"دقیقا همچین تجربه ای را من ۳ سال پیش در خواب داشتم منزل ما طبقه همکف می باشد همچین عجوزه ای منتهی از لحاظ قیافه ترسناک تر بود صورت کشیده تر و چانه باریکتر و چشمان کاملا سبزی داشت (ایکاش در این فیلم هم رو قیافه عجوزه بیشتر کار میکردن) پنجره اتاق خوابم با دیوار کوچه در حد دو قدم فاصله داره اعجوزه از کوچه پرید روی دیوار و مستقیم به من خیره شده بود ناگهان از روی دیوار پرید طرف پنچره و با دست و پاهاش به حفاظ پنچره چسبید در این حالت فاصله من تا اون به اندازه یک وجب شد وقتی فاصلش با من انقدر نزدیک شد من میخواستم از ترس سکته کنم منتهی دلخوشی وجود حفاظ پنچره بود باعث شد دلگرم بشم به خودم میکفتم حفاظ هست ولی هیچ حرکتی نمیتونستم بکنم که نمیدونم چی شد که سوره الحمدالله کامل تو خواب با صدای بلند خوندم همینطور که داشتم سوره را میخواندم گویا تو خواب داشتم داد میزدم همین باعث شد خانومم که در قسمت پذیرایی منزل خوابیده بود از خواب بیدار بشه و متوجه حال من بشه و شروع کنه منو به صدا کردن حالا من در خواب صدای خانومم میشنفتم منتهی بیدار نمیتونستم بشم ولی در خواب دیدم خوانومم به سمت در ورودی خوانه دوید عجوزه هم متوجه این شد که خانومم قصد قفل کردن در ورودی را داره حفاظ را ول کرد و بسمت در ورودی منزل پرید عجوزه که ازم دور شد از خواب بیدار شدم خیس عرق شده بودم ولی یک حس مبارزه داشتم انگار که در یک مبارزه برده باشم و به خودم میگفتم اگه بازم برگرده دیگه از قیافش نمیترسم یکجورایی اماده شده بودم برای دیدار دوبارش البته بگم شبش دل و جگر گوسفندی خورده بودم از ان به بعد شبها غذا سبک تر خوردم و خدا را شکر دیگه هم ملاقاتش نکردم."
.
.
خلاصه دیگه از دیدن فیلم نترسیدم :)