اولین تماس از بارتومئو بارتومئو:ناصر جان وراتی رو ۶۰ می خرم میدی؟ ناصر الخلیفی: الوات(وات)من وراتی رو نمی فروشم بارتومئو:ممنون ناصر اگه نظرت عوض شد به زنگ پایان تماس اول تماس دوم (۱۰دقیقه بعد) دوباره از بارتومئو بارتومئو:ناصر جان وراتی ۶۱ می خرم میدی؟ ناصر الخلیفی:الوات(وات)وراتی نمی فروشم بارتومئو:ممنون ناصر جان اگه نظرت عوض شد به زنگ پایان تماس دوم بارتمئو هر روز تعداد تماس هایش را بیشتر می کند(به طوری که آخرین روز او بیش از ۳۰۰ بار به ناصر الخلیفی زنگ زده) و پس از یک ماه پیشنهادش را به ۱۰۰ میلیون یورو می رساند پس از تماس های بی شمار بارتومئو اعصاب الخلیفی خورد می شود به بارتومئو زنگ می زند بارتومئو بسیار خوشحال تلفن را جواب می دهد و می گوید:ناصر جان وراتی رو دادی خدا موفقت کنه خیلی دوست دارم ناصر الخلیفی : چی می گی عامو ؟ وراتی رو نمی فروشم زنگ زدم بگم بند آزادسازی ۲۲۲ میلیون یورویی نیمار رو فعال می کنم بارتومئو با گریه تلفن رو می بنده و به تعداد بی شمار بار از رییس لالیگا کمک می خواهد رییس لالیگا چند محاصبه می کنه ولی هیچ اتفاقی نمی افته ‌پس از این بارتومئو بی شمار بار به ناصر الخلیفی پیامک می فرستد که تو را به رییس فریپلی مالی شکایت می کنم ولی ناصر الخلیفی هیچ اهمیتی به این پیامک ها نمی ده و بزرگترین پاتک تاریخ رو می زنه یعنی نه وراتی رو میده و نیمار رو هم میگیره