پرده اول : 19 اسفند 95 بود که در یک بازی رویایی بارسلونا (با درخشش نیمار)نتیجه باخت تحقیر آمیز 4 بر 0 را با نتیجه 6 بر 1 به سود خود تمام کرد و یکی از بزرگترین کامبک های تاریخ و بزرگترین کامبک سال اخیر رو رقم زد اما کامبکی که نتیجه ای نداشت و حتی بارسا به نیمه نهایی لیگ قهرمانان هم نرسید. پرده دوم : کمتر از 6 ماه بعد با پیشنهاد بارسا برای وراتی در حالی که صحبت از عدم حضور او در تمرینات بود ناصرالخلیفی نه تنها وراتی رو تهدید به از دست دادن جام جهانی پیش رو کرد و او را ماندگار در تیم بلکه ستاره دوم و تاثیرگذار و جوان ترین و تکنیکی ترین عضو msn رو به خدمت گرفت ،یک کامبک خارق العاده یا فراتر چرا که او حتی وراتی رو هم از دست نداد (ولی این که نتیجه این کامبک مثل کامبک بارسا با شکست مواجه خواهد شد یا در آینده پی اس جی قهرمان لیگ قهرمانان خواهد شد رو زمان تعیین خواهد کرد ) پرده سوم : نقطه مشترک هر دو کامبک نیمار و طرفین ماجرا یعنی بارسا و پی اس جی است. بارسا که به دنبال خرید هافبک و برطرف کردن نقطه ضعف خود بود حالا باید جای خالی یکی از نقاط قوت خود رو پر کنه ، والورده نشون داده که در تمرینات پیش فصل و بازی های دوستانه با سیستم 4-3-3 بازی خواهد کرد و تغییر دادن سیستم ممکنه در هفته های ابتدایی باعث از دست دادن لیگ در انتها باشد شاید اگر والورده مربی با اقتدار و با دیسیپلینی مانند فنخال (نیمکت نشین کردن دخیا تا زمان روشن کردن آینده خود و تمدید با منچستر) یا حتی انریکه (نیمکت نشین کردن مسی در فصل اول مربیگریش در زمان اختاف با مسی) مشکلات کمتری گریبان بارسا رو میگرفت اما در بازار وینگری جز دمبله (که او هم 80 درصد فصل را سمت راست بازی کرده) وجود ندارد و با خرید دیبالا یا کوتینیو باید دست به تغییر سیستم و هماهنگ کردن بازیکن ها بزند شاید تنها نکته مثبت برای بارسا گرفتن پول زیاد و این که بازیکنی برای آمدن به بارسا ترسی از نیمکت نشین شدن برای msn ندارد . بارسا هنوز یکی از بهترین های جهان است ولی در حالی که در دو سال پیش حال و روز بهتری داشت موفق به رسیدن به نیمه نهایی لیگ قهرمانان نشد و به نظر امسال کار سخت تری برای موفقیت دارد. (لطفا در نظرات به یکدیگر احترام بذارین و توهین نکنید ممنون)