بیش از باخت، نوع باخت یونایتد برای هواداران این تیم سنگین بود؛ خالی از روح، بی برنامه و بزدلانه. منفی گرایی تیم مویس در مقابل حریف نه چندان قدرتمند خود، خلاصه عملکرد فصل یونایتد تا بدین جای کار است. اگر عملکرد او در طی ده فصل حضورش در اورتون مقابل چهار بزرگ فوتبال انگلستان برای اثبات منفی گرایی او کافی نیست، مصاحبه تیم هاوارد در خصوص شیوه جدید تیم اورتون در این فصل موید این نکته است. او در آن مصاحبه از خصوصیت مارتینز تعریف کرده بود که بر خلاف مویس که مربی واکنش گری است، به شکل فعالانه بر روی تیم خود تمرکز دارد و بر روی نقاط ضعف و قوت تیم خود کار می کند، نه اینکه در مقابل چه تیمی قرار خواهد گرفت. چیدن تیم خود بر اساس حریف، یا همان واکنش گر بودن، به هیچ عنوان یک انتقاد نیست، کما اینکه مورینیو نیز یک مربی منفعل است، اما در تیم مویس، گویی او بین ادامه راه یونایتد و خود مردد است. بهترین بازی تیم او، برد ابتدای فصل مقابل آرسنال آماده بود، همان بازی ای که فیل جونز مامور مهار اوزیل شده بود، همان بازی ای که مویس به راه خودش وفادار ماند. اما متاسفانه عملکرد یونایتد با فراز و نشیب فراوانی همراه بوده است. هیچ آماری نشان نمی دهد که تیم مویس در سال 2014 بهتر از تیم مویس در برد ابتدای فصل مقابل سوانزی بازی می کند. تنها به نظر می رسد او هرچه بیشتر در عظمت جانشینی سر الکس فرگوسن غرق می شود. گری نویل در ستونش در روزنامه دیلی میل خطاب به همه معترضان به مویس، تقاضای آنان برای اخراج وی را عجولانه و مغایر با فلسفه باشگاه خوانده بود. البته نویل درست می گوید، حتی دوهرتی که تیم را به دسته پایین تر نیز برد، اخراج نشد. اما سوالی که می پرسم این است؛ اگر مربی به فلسفه باشگاه وفادار نماند چه پیش می آید؟ فلسفه باشگاه بر بازی تهاجمی، سریع و جسورانه، بر روی ققنوسانه برخاستن از جای، بر روی نا امید نشدن تا آخرین لحظه بنا شده است. چیزی که تیم مویس آن را تاکنون نشان نداده است. در واقع مویس تاکنون جز نومیدی چیزی نشان نداده است. روند مشخصی در عملکرد او وجود نداشته است. هر انتخاب خوب با چند انتخاب بد همراه شده است، هر رویکرد مثبتی با چندین رویکرد منفی همراه شده است. سرسختی اسکاتلندی، غرور و میل برای موفقیت و توانایی ایجاد محیطی خانوادگی و بی حاشیه برای تیم، قطعا یکی از دلایل انتخاب مویس بوده است. اما با توجه به صحبت های چند روز گذشته فن پرسی، او در حال از دست دادن رختکن است و این شاید میخی بر تابوت حضور او در الد ترافورد باشد. فرگی ایرادهای فراوانی داشت، اما به راستی فلسفه مجسم باشگاه بود؛ بی دلیل نیست که نام فرگی تا ابد با این باشگاه گره خورده باقی خواهد ماند. آیا فرگی در آینه مویس خود را می دید؟ نویل درست می گوید، در فلسفه باشگاه نیست که مربیانش را سریعا اخراج کند، اما بیش از آن، امید مویس به فرگوسنی است که در هیئت مدیره حاضر است. نظر شما چیست؟ مدیران یونایتد باید چه کنند؟