راشل کوری فعال حقوق بشر و عضو آمریکایی جنبش اتحاد جهانی ISM ( حمایت از انتفاضه فلسطین با روش های غیر خشونت آمیز ) بود که در طول انتفاضه الاقصی به عنوان یکی از فعالان این جنبش به نوار غزه رفت. راشل هنگامی که بلدوزر نیروهای اسرائیل در نوار غزه قصد تخریب خانههای فلسطینیان را داشت و وی میخواست راه بلدوزر را سد کند، توسط بلدوزر زیر گرفته و به شهادت رسید
راشل کوری فرزند کریگ و سیدنی کوری در المپیای واشینگتن بزرگ شد. از دبیرستان کپیتال فارغ التحصیل شد و سپس در دانشگاه اور گرین استیت کالج تحصیلات خود را ادامه داد. او در ابتدای ورود به دانشگاه به عضویت جنبش اتحاد جهانی ( ISM ) درآمد.
پس از فارغ التحصیلی به منظور شرکت در تظاهراتی که از سوی این جنبش برگزار شده بود به خاورمیانه، منطقه نوار غزه مسافرت کرد. پس از حضور در غزه دوره آموزش دو روزه مقاومت غیر خشونت آمیز و سپر انسانی را گذراند.
در ایمیلهایی که به خانوادهاش فرستاد، مسائلی را که شاهد آن بود شرح داد و از ناامیدی خود در مورد آنها سخن گفت.
در ۱۴ مارس ۲۰۰۳ در مصاحبه با شبکه خبری میدل ایست گفت:
احساس میکنم که شاهد نابودی سیستماتیک توانایی مردم برای بقا هستم. گاهی اوقات هنگام شام خوردن با مردم هستم و حس میکنم که انبوهی از تجهیزات نظامی اطراف ماست و قصد نابودی مردمی را دارند که با آنها در حال صرف شام هستم.
دو روز بعد يكشنبه ۱۶ مارس ۲۰۰۳ راشل کوری ۲۳ ساله همراه ۸ تن از دوستانش [ پنج آمريكايی و سه انگليسی ] از اعضای ISM كه برای حمايت از مردم فلسطين به سرزمين های اشغالی سفر كرده بودند . آنها به محله " السلام " رفح رفته و سعی میكردند كه از اقدام يك دستگاه بولدوزر نظامی رژيم صهيونيستی، در ويران كردن خانه يك فلسطينی، جلوگيری كنند. راشل در برابر بولدوزر می ايستد و از راننده می خواهد كه آن را متوقف سازد. راشل پيراهن پرتقالی شبرنگی به تن دارد كه از دور هم قابل تشخيص است. اين فعال صلح، با بلندگوی خود با راننده بولدوزر صحبت می كند. بقيه دوستانش نيز در فاصله ۲۰ تا ۱۵ متری راشل، با فرياد از راننده بولدوزر میخواهند كه توقف كند. اما بولدوزر همچنان به سوی راشل حركت ميكند، راشل روي يك تل خاك می رود؛ اما بولدوزر ۶۰ هزار كيلويی به او امان نمی دهد، بدن راشل را به زير می كشد، تيغه بولدوزر او را در خاک دفن می كند. در همين زمان دوستان راشل فرياد میكشند و به راننده بولدوزر اشاره می كنند كه توقف كند! بولدوزر چند متر جلوتر میايستد. بيل فولاديش را كاملا پايين می آورد و به سمت عقب حركت میكند تا خوب مطمئن شود كه بدن راشل را درهم شكسته است. پس از اين جنايت هولناك، نظاميان اشغالگر هيچگونه كمكی به راشل نمی كنند. چند دقيقه بعد، يك آمبولانس فلسطينی به محل حادثه میرسد و راشل را به بيمارستانی در رفح منتقل می كند. راشل همانجا جان میدهد. فرداي روز شهادت راشل، ارتش اسرائيل ۹ غير نظامی فلسطينی از جمله سه كودك را به شهادت رساند و در ادامه شکایات پدر و مادر راشا نیز هرگز اثربخش نبودند تا آنها این شکست قضایی را روز بد حقوق بشر نام نهند