نیکلای استاروستین بزرگترین پسر خانواده بود، او سه برادر دیگر داشت که ورزشکار بودند. آنها یا فوتبالیست بودند یا در رشته هاکی روی یخ بازی می‌کردند. برادران استاروستین در تیم بزرگ شوروی یعنی اسپارتاک مسکو بازی می‌کردند. این باشگاه با تلاش های نیکولای و ایوان آرتمف در سال 1922 به وجود آمده بود. در سال‌های ۳۰ و اوایل ۴۰ در تیمی که از دیگر حریفانش قدرتمندتر بود به شهرت دست یافتند. این برتری با حضور لورنتی بریا وجود داشت. او مرد شماره دو ژوزف استالین بود و رییس پلیس مخفی و باشگاه دینامو مسکو بود. بریای گرجستانی پیش از رسیدن به این جایگاه در زمان جوانی برابر استاروستین بازی کرد. هر دو در بازی با هم رقابت داشتند. بریا به قصد انتقام بازی می‌کرد چون علاوه بر رقابت موجود، برابر اسپارتاکی قرار می‌گرفت که همیشه عناوین را از چنگ دینامو در می‌آورد. استاروستین در سال ۱۹۴۲ با ۴۰ سال سن دیگر بازی نمی‌کرد اما رییس باشگاه اسپارتاک بود و یکی از بزرگترین ستاره‌های کشورش به حساب می‌آمد. از طرفی بریا یکی از منفورترین چهره‌های تاریخ کشورش محسوب می‌شد. او زمانی که در دفتر خود حضور نداشت تا برای حفظ وحشت در کشور تبعید افراد را تایید کند در شهر با لیموزین خود می‌گشت و به دنبال دختران جوان بود تا آنها را بدزدد و از آن ها سوءاستفاده کند.

بریا یک روز صبرش به پایان رسید و تصمیم گرفت، استاروستین را به جرم دست داشتن در قتل استالین دستگیر کند. او پس از یافتن عکسی که شش سال پیش در جریان مراسمی در میدان سرخ گرفته شده بود به این نتیجه رسید. در آن روز برای خشنودی استالین مراسمی به نام "روز ورزش" برگزار شد. قرار بود در جریان این مراسم اسپارتاک و دینامو برابر هم قرار بگیرند اما در آخرین لحظه تیم دینامو از این کار منصرف شد چون یکی از بازیکنانش به سمت استالین ضربه زد و به همین خاطر از انجام بازی برابر رهبرشان می‌ترسید. به همین خاطر بازیکنان اصلی و نیمکت نشین اسپارتاک برابر هم قرار گرفتند. بازی مورد پسند استالین قرار گرفت و او دستور داد نیمه سوم هم برگزار شود. این اتفاق به شدت بریا را عصبانی کرد. او پس از سال‌ها عکسی از این بازی پیدا کرد که یکی از افراد عنوان‌دار استالین دیده می‌شد. او این شخص را کسی عنوان کرد که قصد داشت به دستور براداران استاروستین، استالین را به قتل برساند.

هر چهار برادر محاکمه و به زندان سیاسی فرستاده شدند اما به خاطر محبوبیت زیاد توانستند از اعدام رهایی پیدا کنند. آن ها تا سال 1953 در زندان و اردوگاه های کار اجباری ماندند. وقتی از زندان بیرون آمد، مدتی به عنوان مربی تیم ملی فوتبال شوروی کار کرد و بعد به عنوان رئیس اسپارتاک انتخاب شد. او از 1955 تا 1996، ریاست این باشگاه را بر عهده داشت.

دهم آوریل سال ۱۹۹۱ اسپارتاک مسکو در مرحله رفت نیمه‌نهایی جام باشگاه‌های اروپا در مسکو سه بر یک مغلوب المپیک مارسی شد تا امیدهایش برای صعود به فینال رنگ ببازد. رویای شوروی برای فتح معتبرترین جام باشگاهی جهان بازهم به حقیقت نرسید و به فاصله کمی پس از آن بازی دیگر کشوری به نام شوروی وجود نداشت.

آن روز در استادیوم اسپارتاک مرد سالخورده‌ای بازی را تماشا می‌کرد که شاید بیش از هرکسی امید به تحقق این رویا داشت. رییس باشگاه اسپارتاک نیکولای استاروستین. مردی که تقریبا در تمام ۷۵ سال کشور شوروی جزو برجسته‌ترین شخصیت‌های ورزشی این کشور بود. شاید آن روز در استادیوم کمتر کسی می‌دانست که داستان زندگی این مرد سالخورده چه ماجرای عجیب و پر فراز و نشیبی‌است.