من 1980 میلادی به دنیا آمدم در بحبوحه ی جنگ و تغییر حکومت و برای من مهاجرتهای دور و نزدیک ... بی ثباتی داخلی و از بیرون هم جهان به سرعت رو به تحول ... سلطنت مستقر دانش و تکنیک عصر طلایی مدرنیسم و پدیدار شدن عقل ارتباطی از درون عقل ابزاری ... جهان با سرعت سرسام آور و عالی و البته ترسناک کوچک و کوچکتر میشد و مرزها معنای کلاسیکشان به مثابه ی دیوار و افتراق را از دست میدادند ...
برای من جام 86 مکزیک خاطره ایست از تلویزیون 20 اینچ سیاه و سفید Grundic و با مصیبت آنتن با متد سیخ و چنگال ... بیشتر از فوتبالی که در زمین می دیدم همهمه ی مارادونای دیوانه در زمزمه ی اطرافیان برایم جالب بود واقعن کسی نمیدانست این تکنیک وحشی و منحصر به فرد کجا مهار میشود که نشد و فوتبال آن روزگار مترادف بود با دیه گو آرماندو مارادونا و بس
وقتی از جام 90 و اولین اجساس پرشور طرفدار بودن حرف برنم درک آن برای هوادار این روزگار شاید آسان نباشد ...در آن سالها پخش مستقیم یک بازی ولو فینال جام جهانی به ندرت و همراه با تردید بود مشخصا بازی استقلال-پرسپولیس تا سالهای میانی دهه ی 70 در بهترین حالت با یک نیمه تاخیر از تلویزیون و البته معمولا از رادیو زنده پخش میشد همینطور بازیهای تیم ملی در تهران شاید پخش زنده یا با تاخیر داشت ولی در بازیهای خارج از خانه رادیو بود و شااااید چند ثانیه اخبار ورزشی فردا
پخش زنده دربی اسپانیا و ایتالیا و فینال جام در جام اروپا و جام یوفا که سهل است حتا جریان کامل آنها هرگز پخش نمیشد ... باورتان میشود روزهای 1شنبه و دوشنبه برای اعلام نتایج لیگهای اروپایی در اخبار ورزشی که نهایتا 3-4 دقیقه بود میخکوب تلویزیون بودیم و فردا توی مدرسه آن گلها را که اغلب نام زننده شان را نمیدانستیم با بچه های مدرسه با ذوق و شوق تعریف میکردیم ... همین ورزش و مردم بهرام شفیع البته بود که یکشنبه حدود 10 شب شروع میشد و از اول برنامه با طمطراق مکرر وعده ی چند دقیقه "یک بازی زیبای اروپایی" {معمولا هم اولش نمیگفت کجا با کجا!!) می داد و مینشستی تمام واترپلو و شمشیربازی و اسکواش میدیدی تا آخرش مثلا بازی بارسلونا-سوسیه داد 4 هفته ی پیش رو برای بیست دقیقه ببینی و سیراب بشی از فوتبال اروپایی ...
رسانه های مکتوب ما کیهان ورزشی بود و دنیای ورزش که هفتگی چاپ میشدند و هردو هم شنبها در می آمدند ماهنامه ی دانش ورزش هم بود البته که بیشتر به جنبه های علمی و فنی متمرکز بود... من مشترک دنیای ورزش بودم و این مجله ی جادویی با کاغذ گلاسه و تعدادی صفحه ی رنگی و یک یا دو پوستر داخلی و خارجی مهمترین دریچه برای من به جهان فوتبال بود دنیای ورزش دوشنبه ها در پاکت دربسته با پست برایم می آمد با قیمت بیست تومان! و هر دوشنبه تمام عشقم مجله ای بود که هنگام بازگشت از مدرسه پشت در خانه انتظارم را میکشید... برای کسی که میخواهد تصویر روشنتری بیابد بگویم به عنوان نمونه مسابقات کالچیو (لیگ ایتالیا) در چند خط توضیح داده میشد و سپس جدول لیگ برای نمونه به این صورت نوشته میشد :
1-میلان 22 امتیاز 2-ناپولی 21 امتیاز 3-یوونتوس 20 ... همین! حتا جدول کامل وجود نداشت و همین چند خط افقی همه ی اطلاعات از رده بندی مسابقات بود...
...
جام 90 بر همین اساس رنسانس رسانه ای برای فوتبال بود پخش مستقیم بسیاری از بازیهاآنهم با اعلام قبلی و طبق برنامه تیتراژ فوق العاده جام و تلویزیونهایی که از مدیوم سیاه و سفید به سمت جادویی رنگها در حال دگردیسی بودند از این تورنمنت یک رویداد ویژه ساخت ...