طرفداری - خوان لاپورتا، رئيس اسبق و موفق بارسلونا به تازگی مصاحبه مفصلی با بن هیوارد، نویسنده بخش اسپانیای وب سایت بین المللی گل داشته است. لاپورتا در این مصاحبه به نقاط ضعف هیئت مدیره کنونی پرداخته و دلایل انتقاداتش از آنها را توضیح میدهد. قسمت اول این مصاحبه را ساعتی پیش خواندید و در ادامه میتوانید قسمت دوم آن را ملاحظه کنید.
برای من، خوان گمپر، کوبالا و یوهان کرایوف مهمترین شخصیتهای تاریخ بارسلونا به شمار میروند. آنها بودند که انقلابی در باشگاه به پا کرده و یک دوره جدید را رقم زدند. درباره یوهان، او از این نظر برای من اهمیت دارد که در زمان بازیگری، فوتبال را به یک هنر تبدیل کرده بود و لالیگای فصل 1973/74 را پس از 14 سال که بارسا هیچ جامی نبرده بود، به ما هدیه داد. آن زمان ما شگفتانگیز بازی میکردیم و قهرمان هم شدیم. اتفاقات خوب زیادی در آن زمان برای بارسا رخ میداد اما مهمترین چیز، سبک بازی تیم بود. بعدها و این بار به عنوان مربی، یوهان چهار لالیگای پیاپی و یک قهرمانی اروپا برای ما به ارمغان آورد. او الهام بخش تمام نسلها بود. یکی از کسانی که از یوهان الهام گرفت، خود من بودم که زمانی که به باشگاه آمدم، کاملا تحت تاثیر سبک فوتبال مدنظر یوهان، دیدش نسبت به این بازی و حتی فلسفهای که او زندگی میکرد قرار گرفته بودیم. به خاطر همین چیزهاست که ما هواداران بارسلونا باید قدردان کرایوف باشیم و من هم به همین دلیل او را به عنوان رئيس افتخاری باشگاه منصوب کردم. پس بله برای من، کرایوف مهمترین شخصیت تاریخ بارسلوناست. فلسفهای که کرایوف با خودش به بارسا آورد، یک سبک و فرمول ثابت شده است که همواره جواب میدهد. مثل فرمول تهیه کوکا کولا که هیچ وقت از کار نمیافتد، فلسفه فوتبالی کرایوف نیز هیچ وقت از کار نمیافتد.
چرا بارسا نمیتواند بازیکنان بزرگی چون وراتی را متقاعد به آمدن کند؟ واضح است چون آنها اعتباری ندارند. وجهه بسیاری بدی در تمام دنیا دارند. پیشتر به خوبی به یاد دارم که بازیکنان حتی حاضر بودند با وجود گرفتن دستمزد پایینتر راهی بارسا شوند. چرا؟ چون از اینکه میتوانستند کنار بازیکنانی چون رونالدینیو، دکو و بعدها مسی، ژاوی و اینیستا بازی کنند، هیجان زده بودند. باید هم هیجان زده میشدند. از طرف دیگر، بارسا وجهه بسیار خوبی در دنیا به خاطر همکاری با یونیسف داشت. بارسا به خاطر تاریخش، همواره باشگاه جذابی بوده و اهداف هر ساله باشگاه نیز بر این جذابیت میافزاید. به همین خاطر بازیکنانی بودند که میخواستند به بارسلونا بیایند. حتی همان طور که گفتم، با دستمزد پایینتر. آنهایی هم که در تیم بودند، ادامه می دادند. آنها حتی یک لحظه هم به جدایی فکر نمیکردند چون در بارسا خوشحال بودند. نه فقط به خاطر وضعیت خوب باشگاه و شهر بارسلونا. بلکه من متوجه شده بودم که آنها از وجهه بارسلونا در دنیا هم راضی بودند. اما حالا چه؟ حالا بارسلونا رئيسی دارد که متهم به چندین تخلف است. رئيس سابق که رئيس فعلی را کنترل میکند، در زندان است. نام یونیسف از جلوی پیراهن برداشته شد. زنجیرهای از تصمیمات این چنینی که ضربه مهلکی به وجهه بارسا در دنیا وارد کرده است.
با ژاوی که گفته بود بارسا به خواب رفته موافقم. بازیکنانی بودند که سبک بازیشان کاملا به بارسا میخورد و باید برای ما بازی میکردند اما حالا در مادرید هستند. و این به خاطر همان دلایلی است که بالاتر گفتم. ما اعتبارمان را از دست دادهایم. هیجان در بارسا کم شده و آن قدرتی که بازیکنان مستعد را به سمت ما میکشاند، از بین رفته است. بدتر از آن، باشگاه حالا از جوانان خودمان هم استفاده نمیکند. اتفاقی که "باید" در بارسا همواره رخ بدهد. بنابراین کاملا با ژاوی موافقم. حرفهای او درست است و بارسا به خواب رفته و با توجه حجم انبوه کارهایی که گروه مدیریت فعلی انجام می دهند، باید امیدوار باشیم این خواب با یک کابوس تمام نشود.
مقایسه کنید. زمانی که ما بودیم، مادرید هرگز قهرمان اروپا نشد. حالا آنها سه بار قهرمان شدهاند. این یعنی آنها بهتر از ما کار میکنند. و این دقیقا همان دلیلی است که به خاطر آن خواهان استعفای هیئت مدیره کنونی هستم. چون وضعیت کنونی باید هر چه سریعتر عوض شود. چون اگر این اتفاق نیفتد و بارسا به همین منوال ادامه دهد، دورهای میآید که مادرید فرصت بسیار خوبی برای تداوم بخشیدن به قهرمانیهایش خواهد داشت. اگر طرح بندیتو به نتیجه برسد، برای ریاست کاندیدا خواهم شد. اگر انتخابات بعدی سال 2021 برگزار شود، مطمئن نیستم.
اما من هم که نباشم، امثال پیکه، پویول، ژاوی، بوسکتس و آندرس لیاقتش را دارند که همواره در کنار باشگاه باشند. بیایید امیدوار باشیم لئو نیز همیشه با بارسا مرتبط باشد. روزی که او تصمیم بگیرد کفشهایش را بیاویزد - که همان طور که گفتم خیلی از آن روز فاصله داریم - امیدوارم ارتباط او با بارسلونا قطع نشود. ژاوی اما متفاوت است. او میخواهد مربی شود و کیفیت سرشاری هم برای این کار دارد. پیکه هم کاملا لایق ریاست است و همین را میخواهد. کارلس هم که در کار مدیریت ورزشی است و بیشتر به یک ایجنت و نماینده میماند که در تمام دنیا رابط دارد. همه اینهایی که نام بردم، دانش و لیاقت فراوانی برای تضمین آینده کوتاه مدت باشگاه دارند.
حالا سرمربی تیم عوض شده و امیدوارم والورده به لاماسیا اعتماد کند. امیدوارم او از سبک و سیستم فوق العادهای که کرایوف اختراع کرد، استفاده کند. ارنستو خیلی خوب این سبک را میشناسد و امیدوارم بازیکنانی را به خدمت بگیرد که با این سبک هماهنگ باشند. با بازیکنانی که ما داریم، دوست دارم باشگاه یک تیم بسازد. سال گذشته مادرید نیمکت بهتری داشت و به همین خاطر قهرمان لالیگا شد. اما انتظار من از بارسا تا وقتی مسی بازی میکند، در بالاترین میزان است چون با مسی هر چیزی ممکن است.



