نمیدونم باید چی بگم. سخته گفتن و نوشتن ازش سخته... امروز بدترین خبری که ممکن بود شنیدم. خداحافظی کاپیتان پویول از بارسا. مردی که تا قبل از افتش و مصدومیتای پشت سر همش خیال من از دفاع راحت کرده بود و مردی که مدتهاست دلم برای اون بازیاش تنگ شده. مظهر تعصب و جنگندگی. کسی که تکرار نمیشه. هیچ وقت فراموش نمیشی. هیچ وقت بازیات تو قلب دفاع بارسا از یادم نمیره. که چطور با قلبت با دلت با روحت با تمام وجود و تعصب برای تیم بازی میکردی. یادم نمیره که با صورت شوت کارلوس از رو خط در آوردی. با قلبت دروازه خالیو نجات دادی. از تکل زدن و از جنگیدن نترسیدی. از مصدومیت برگشتی و با آرنج در رفته از زمین اومدی بیرون. با وجود مصدمیت ال کلاسیکو بازی کردی و با برانکارد اومدی بیرون. تو الکلاسیکو گل زدی و بازوبندتو بوسیدی. چیزی که تمام عشقت بود. وجودتو براش گذاشتی. برای تیمت برای عشقت . برای تعصبت. تصور بارسا بدون تو سخترین کار ممکنه. وقتی که به بارسای سال دیگه فکر میکنم و تو توش نمیبینم . حسرت می خورم و می سوزم . غم وجودم میگیره. ای کاش ای کاش ای کاش ای کاش ای کاش حداقل با لباس بارسا از فوتبال خدافظی کنی. تصورت تو لباس دیگه سخت نیست زجرآوره... اشکم دراومد تا همینارو نوشتم ولی میدونم قلبت همیشه با بارسا میتپه هرجا رفتی هرجا بودی موفق باشی Chauvinist