برایت می نویسم، سال هاست که برایت می نویسم ، بی آنکه بپرسی و بی آنکه بدانی سالهاست تو را نگاه می کنم ، بی آنکه نگاهی به من کنی ، سالهایی زیادیست اما از تو نوشتن سخت تشنه ام کرد که دوباره از تو یاد کنم ، یادکنم از روز نخست دیدار تو ، روز نخست دیدار ما ... نمی دانم از کجا این داستان شروع شد ولی از هر کجا من فقط و فقط خواهان این داستان بودم ،خواهان نوشتن از تو... برایت می نویسم سالیانه درازی است که برایت می نویسم. تقدیم به تمام هوادرانی که همیشه در کنار اسطوره هایشان بودند.