به مناسبت شروع فوتبال اروپا-وصف حالي از گزارشگران فوتبال صداسيما ايران
فوتبال هاي ناب اروپا از جمعه شب شروع شد و هيجان،استرس،كري خوني،عشق به اون روزي كه قراره فوتبال پخش بشه تا همه كارامون رو كنسل كنيم و بشينيم ٢ساعت فارق از همه دنيا تيماي مورد علاقمون رو تشويق كنيم استارت خورد.
فوتبال هايي كه ما با بدبختي ميبينم و ارزو ميكنيم كه دوتا شبكه فقير مالي كشورمون پخش كنن.هرچند رايگان اما بشخصه حاضرم پول هنگفتي تقديم صداسيما كنم تا با كيفيت هرچه تمام فوتبالمو ببينم.
اما جدا از همه اين حرفا برسيم به چاشني اصلي فوتبالمون،گزارشگر.
موردي كه داره روز به روز از كيفيتش ضعيف و ضعيف تر ميشه.گزارشگرهايي كه سنشون بالاتر ميره و كيفيتشون پايين.
احتمالا ٩٠درصد فوتبال دوستاي ايراني با اين نظر موافق باشند كه ٢ گزارشگر فوتبالمون اطلاعات و تلفظ دقيق دارن.
اصلا معيار و ملاك يه گزارشگر خوب واسه يه بيننده تلويزيون ايراني چيه؟
كارشناس نيستم كه بين المللي نظر بدم ولي اون چيزي كه اكثر ما ميدونيم اول از همه اينه كه در جريان بازي باشه و بمونه و ثانيه به ثانيه بازي رو تفسير كنه.بازي چلسي برنلي اقاي گزارشگر بعد از ٣ دقيقه متوجه شد كه بازيكن چلسي كارت قرمز گرفت!!!
ملاك بعدي اطلاعات دقيق و به روز باشه با يه منبع معتبر.آقاي گزارشگر(م.ا)كه در بيشتر گزارش بازي هاش،ميفرمايند به گفته خيليا(!!)در نظرسنجي كه گرفتن(!!)ايشون اشاره اي به منابع و شخص نميكنن.
ملاك بعدي كه شايد احساسي و مهم باشه،استفاده درست از لحن و ولوم صداست كه چه زماني بدرستي براي ابراز شادي و ناراحتي به كار برده بشه.جديدا آقاي گزارشگري بدليل حجم انتقادات وارده،جمله توووووي دروازه را بشدت هرچه تمام تر بيان ميكند.
ملاك بعدي مهم،اطلاعات ورزشي از تيم،بازيكن و حواشي اوست كه اكثر گزارشگران ما هرچه دارند از ويكي پدياي فارسي و سايت هاي فارسيست.
بي طرف بودن گزارشگر و اغراق نكردن به تيم مورد علاقه خودش كه براي نمونه اقاي گزارشگر(م.س)بشدت از تيم بارسلونا در تمامي بازيهايش استفاده ميكند.
و اما ملاكي مهم و حساس كه بشدت نياز ميشود و ضعف فراواني در گزارشگران ما وجود داره،استفاده از اصطلاحات،جملات قصار،توصيف هاي زيبا و بيادماندنيست،كه از گزارشگران انگليسي بگير تا عربي به خوبي استفاده ميكنند. اما از حق نگذريم هست گزارشگري كه در گزارش هاي خودش به خوبي جملات زيبا استفاده ميكند.و اي كاش سعي بر تقليد لحن و جملات او نكنيم.
يا چرا سوتي هاي بزرگي در طي بازي ميشنويم؟
هرچند در معروفترين شبكه ها ورزشي هم اين اتفاق رخ ميدهد اما انقدر فشار زندگي و كار برروي گزارشگر ما هست كه اين اتفاق ها و سوتي ها ازش سر بزند.
اي كاش سيستم نظرسنجي برگزار ميشد تا گزارشگر مورد علاقمون رو خودمون انتخاب كنيم.
ضعف بزرگي در گزارشگري مسابقات فوتبال احساس ميشود.نياز به استعداد ويژه كه اكثر ملاك هاي مارا داشته باشد،حس ميشود.كسي كه جوان و عاري از غم و مشكلات زندگي و عشق به فوتبال باشد.
عشق به فوتبال اكثر گزارشگران ما رو به اتمام است.و شايد درد بد گزارش كردنشان همين باشد.
به اميد حل اين درد در حال بزرگ شدن فوتبال دوستان ما.
اميرمحمد پورحسيني دهكردي