صورتهای بلمز داستانی ماورایی و عجیب و غریب بود که سالهای متوالی در خانهای در اسپانیا رخ داده و طبق گزارشات همچنان ادامه دارد. این داستان برای اولین بار در سال 1971 آغاز شد، وقتی اهالی خانه تصاویر اسرارآمیزی را در کف سیمانی خانه پیدا کردند.
نقشی که هرازگاهی نمایان شده و خود به خود پس از چند روز از بین میرفت. هنوز هم پس از گذشت 43 سال هیچ پاسخ قانعکننده و قابل قبولی برای این پدیده به دست نیامده و محققان زیادی همچنان تحقیقات خود را در این رابطه ادامه میدهند. خانه صورتهای بلمز امروزه یکی از پرطرفدارترین مکانهای دیدنی در اسپانیا به حساب میآید که هر ساله هزاران نفر بازدیدکننده و خبرنگار را از سراسر دنیا به آنجا میکشاند.
سالها بود که خانواده گومز در این خانه قدیمی کوچک در شهر بلمز اسپانیا زندگی میکردند، این خانه در واقع متعلق به خانواده «ماریا گومز» بود که پس از مرگشان به او رسیده بود و حالا او به همراه همسر و پسرش در آن ساکن شده بودند.
در 23 آگوست 1971 وقتی ماریا در حال رفتن به آشپزخانه بود، ناگهان با صحنه وحشتناکی مواجه شد. صورتی روی زمین سیمانی آشپزخانه نقش بسته بود، در حالی که تا آن زمان هرگز چنین چیزی در آنجا وجود نداشت. زمانی که تلاشهای شوهر ماریا، جان و پسرش میگوئل برای پاک کردن صورت بینتیجه ماند، آنها آن قسمت از زمین را به کمک کلنگ به طور کامل کنده و تخریب کردند و جای آن را با کفپوش سیمانی دیگری پوشاندند.تنها چند روز از این ماجرا گذشته بود که بار دیگر نقش صورت بر روی زمین و درست در همان قسمت نمایان شد، تمام این اتفاقات اسرارآمیز درست مدتی پس از خوابهای عجیب میگوئل صورت گرفت. به گفته میگوئل، او مدتها بود که شبها خوابهای عجیب و ترسناکی میدید و بسیاری از آنها را میتوانست در روز به صورت نقاشی ترسیم کند.
در این زمان بود که این خانواده شهردار را خبر کرده و مشکل خانه خود را با او در میان گذاشتند. پس از بررسیهای بسیار، شهردار و چندین محقق مختلف این قسمت از زمین خانه را به طور کامل برداشته و برای تحقیقات بیشتر به آزمایشگاه منتقل کردند. با اینکه آن قسمت از زمین کاملا جدا شده و به جای دیگری منتقل شده بود اما باز هم صورتها در مکانی در همان نزدیکی پیدا شدند.
آیا آن چهرهها کار خود ماریا پریرا نبوده؟
به نظر چنین نمیرسد، چرا که ماریا تا زمان مرگش در همان خانه ساده زندگی کرد و هیچ بهره اقتصادی از این موضوع نبرد.
طرفداران ماورا طبیعه معتقد بودند کار، کار ارواح است! چرا که تغییرات چهرههای ظاهر شده متناسب با روحیات ماریاست.