با کسب اجازه از دوست عزیزم سعید بارسا!! *مدیریت سیاه در سالهای پایانی یک نسل طلایی* هر کس قلم مرا بشناسد میداند همیشه ترجیح داده ام فوتبال و اتفاقات پیرامونش را از پشت عینک خوشبینی نگاه کنم... اما اینبار موج ناامیدی آنقدر قدرتمند سراغم آمده که هر چه به آینده نگاه میکنم بهانه ای برای خوش‌بینی پیدا نمیکنم... الکلاسیکوی دیشب، نتیجه ی سالها کار و حرکتِ دو نوع مدیریت، در دو تیم بارسا و رئال بود. مدیریت پرز در کنار مدیریت بارتومئو شادی خاص پرز بعد از گل سوم، علاوه بر تلخی، با معنا بود کوبیدن مشت های پرز بر دیواره ی نوکمپ، شبیه کوبیدن دستهای مربی یک بوکسور بر کناره ی رینگ بود در حالی که شاگردش درون رینگ حریفش را از پای در آورده است پرز عاشق رئال است و تشنه موفقیت تیم محبوبش، پرز در دنیای فوتبال یک سیاستمدار عاشق است که برای موفقیت تیمش و رسیدن به هدفش، هر وسیله ای را توجیه میکند او لابی میکند با دستهای پشت پرده عصرانه میخورد برای آوردن ستاره ها به تیمش از ردیف کردن اسکناس هایش، هراسی ندارد برای تیمش تجارت میکند برای تیمش میجنگد و... تا آنجا پیش میرود که با یک مربی نه چندان بزرگ و با تکیه به ستاره ها و نیمکت فوق العاده ای که کنار هم ردیف کرده است، رویای دفاع از قهرمانی UCL را عملی میکند و حالا بی گمان مدعی اول قهرمانی در معتبرترین جام اروپا برای سومین بار پیاپی است درست در نقطه مقابل پرز، بارتومئو قرار دارد که بر خلاف پرز عاشق بارسا نیست و انگار اولویت اولش موفقیت بارسا نیست او یک تاجر است اما تاجری که برای خودش تجارت میکند نه برای تیمش شاید بهتر است قدمی جلوتر برویم و بگوییم که بارتومئو حتی تاجر هم نیست بلکه یک دلال است او در حالی که بارسا محتاج و تشنه ی چند ستاره است، به دنبال خرید و فروش بازیکنانی برای به دست آوردن سود خویش است مدیریتِ پر از ابهام و سرشار از سؤالش، دارد هر روز سرعتِ رسیدنِ نسلِ طلایی بارسا به خط پایان را بیشتر میکند... نابودی شبه خائنانه ی لاماسیا در کنار نخریدن بازیکنانی در سطح بارسا، چه معنایی جز خیانت دارد؟؟؟ حال یا خیانتی ناآگاهانه که شبیه دوستی خاله خرسه و به طور کلی، احمق هاست یا خیانتی آگاهانه، که البته من بارتومئو را بیشتر شبیه احمق ها میبینم در هر صورت این عملکرد، هیچ نتیجه ای ندارد جز نابودی تدریجی بارسا... پرز چه نیمکت ثروتمندی برای رئال فراهم کرده است و بارتومئو نیمکت بارسا را به چه فقر و فلاکتی انداخته است بارسایی که حالا با آمدن کوتینیو و دمبله هم یک تیم ناقص است چون نه مدافع کنار درست و حسابی دارد نه هافبک طراح و ما هر چقدر کوتینیو و دمبله را آبی و اناری کنیم و در ترکیب ثابت بارسا به میدان بفرستیم باز هم فایده ای ندارد بارتومئو یک رئیس است برای برداشتن قدمهایی رو به عقب بارتومئویی که مغرورانه برای خرید وراتی به پاریس رفته بود اما چند روز بعد انگشت بر دهان شاهد رفتن نیمار در آغوش الخليفي بود به تمام این نکات تاریک، چهره ی سرد و خالی از کاریزمای والورده را هم اضافه کنید... دلم بهانه ای میخواهد برای امیدوار شدن، چراغی برای روشن کردن این آینده ی مبهم و پایانی در اوج، برای یک نسل طلایی *علیرضا زاهدی* @PersianFCB is.gd/9iCTYf