
فیلمی که نبینی عمرت بر فناست
۱٬۲۵۶ بازدیدسهشنبه ۲۴ مرداد ۱۳۹۶ - ۱۱:۲۹
این مطلب توسط کاربران طرفداری ارسال شده است و دیدگاه طرفداری نیست.
Papillon
پاپیون فیلمی سینمایی در ژانر درام، جنایی و سرگذشت نامهای به کارگردانی فرانکلین شافنر است. این فیلم محصول سال ۱۹۷۳ فرانسه و آمریکاست و بر اساس رمانی واقعی از آنری شاریر به همین نام و با بازی استیو مک کوئین و داستین هافمن ساخته شدهاست
اگر چه «شافنر» برای ساخت فیلم «پاتون» موفق به دریافت جایزه اسکار شد، اما بیشتر مخاطبان حرفه ای سینما، وی را به خاطر پرشورترین ساخته هنری اش یعنی «پاپیون» به خاطر خواهند سپرد.آن چه «پاپیون» را پس از گذشت سال ها از ساخته شدنش، تا این حد سرزنده و پرشکوه مطرح می کند، مجموعه کاملی از همه مولفه ها برای تولید چنین اثر جاودانه ای است. نخستین نکته ای که توجه تماشاگر را معطوف به خود می کند، داستان جذاب زندگی «هنری شاریر» است که وی آن را براساس زندگی خودش در کتاب ۶۰۶ صفحه ای «پاپیون» به نگارش درآورده است. او قربانی یک دسیسه نامعلوم شده و به اتهام واهی قتلی که هرگز مرتکب آن نشده است، به حبس ابد با اعمال شاقه در یکی از مستعمرات فرانسه محکوم شده است. داستان بین خواسته های درونی «هنری» و فضای غیرانسانی زندان، در تلاطم است.
آزادی خواهی و ارتباط تنگاتنگ آن با شخصیت «هنری» و نام خاص و جذابش «پاپیون» -که آن را به سبب خالکوبی پروانه بر روی بدنش به دست آورده است- از معصومیت و آزادگی وی خبر می دهد. متن کتاب آن قدر جذاب و گیراست که هر کارگردان خلاق و جست وجو گری را برای تبدیل آن به یک پروژه سینمایی وسوسه می کند. این جاست که تلاش فیلم نامه نویسان برای هر چه تمام عیارتر شدن فیلم نتیجه می دهد. باید اذعان کرد که «پاپیون» جزو معدود آثار سینمایی اقتباسی است که پس از ساخت و نمایش، با اعتراض نویسنده یا طرفداران کتاب وی، مواجه نشد. این خود سند دیگری بر دقت زیاد گروه سازنده آن به ویژه «فرانکلین جی. شافنر» است.علاوه بر فیلم برداری استادانه «فرد جی. کوئنکمپ» که از نقاط قوت فیلم است، مولفه دیگری که باید آن را نمادی برای شناسنامه اصیل فیلم «پاپیون» در نظر گرفت، موسیقی اعجاب انگیز «جری گلد اسمیت» است. جاری بودن موسیقی دلنشین در لحظه لحظه های فیلم ما را وادار می کند با ابراز احساسات هنرمندانه و سرشار از عاطفه این آهنگ ساز بزرگ که همراه با لحن غمناکی است در نهایت نیز در این همه احساس گرایی ناب فیلم «پاپیون» غرق شویم.«پاپیون» تا پای جانش برای اثبات حقانیت آزادی بشر می جنگد، اما «دگا» خسته از تلاش بی حاصل، به حصر بی آزار رضایت می دهد. این جاست که این فاصله تفکربه کمک موج های دریا می آید تا دست آخر مرثیه خوان جدایی ۲ دوست باشد. «پاپیون» به دریای آزادی می پیوندد و «دگا» به ناچار و ناامید از فردا، در زندان خویشتن باقی می ماند. «پاپیون» شخصیتی است که هیچ چیز نمی تواند عشق او به آزادی را از بین ببرد در حقیقت «پاپیون» اثری است که به ستایش زندگی و آزادی می پردازد.سکانس ملاقات «پاپیون» با «دگا» در جزیره و هراس اولیه «دگا» از دیدن «پاپیون» و فرار او به سمت کلبه اش، همراه با موسیقی پرمفهوم فیلم یکی از به یاد ماندنی ترین سکانس های تاریخ سینماست. شاید اسف انگیزترین سکانس نیز آن جاست که مادر روحانی «پاپیون» را به ماموران تحویل می دهد. پاپیون بعد از رسیدن به ساحل و دستگیری «دگا» و دکتر می گریزد. اما توسط بومیان منطقه اسیر می شود و سپس تصویر نوعی پروانه را که نماد آزادی است مانند روی سینه اش برای رئیس قبیله می کشد و در قبالش مروارید Papillonدریافت می کند که نشان دهنده درک بومیان از آزادی است.در سکانس پایانی فیلم «پاپیون» که نهایت ناامیدی بشر را می رساند، «استیو مک کوئین» لبه صخره می نشیند و به این می اندیشد چرا قایقی را که ساخته بود، موج دریا نابودش کرد. به موج ها نگاه می کند! نگاه می کند و نگاه می کند. در نهایت نیز متوجه می شود همان موج باعث آزادی او پس از سال ها اسیری می شود. آیا ما هم به اشتباهات زندگی مان این طور می نگریم؟


