اختصاصی طرفداری - حرف آخر را اول بزنیم: سریع بازی کردن! بازیکن صاحب توپ پس از پاس دادن باید یک استارت سی متری در طول بزند. ایجاد برند تبدیل دفاع به ضدحمله در فاز انتقال از دفاع به حمله. تبدیل طول به چهاربخش و چهار بازیکن از چهار پست مختلف در این چهار لاین حرکت سریع بدون توپ را انجام می دهند و این یعنی ایجاد چهار فضا و این یعنی چهار فشار یک طرفه و همزمان یک فشار چهار طرفه. فاصله دریافت تا انتقال توپ برای هر بازیکن در جریان ضدحمله کمتر از یک ثانیه است. هر بازیکن صاحب توپ در جریان ضدحمله چهار گزینه برای ارسال پاس دارد. اول پاس طولی، دوم پاس طولی، سوم پاس طولی، چهارم پاس مورب. در جریان ضدحمله خط قرمزی در مورد شعاع حرکتی وجود ندارد حتی برای عقب ترین بازیکنان چینش. بله رئال با آشنایی به قواعد حرکت سریع و ضدحمله بازی کرد و پیروز شد. به سبک اوسین بولت بازی کرد و پیروز شد. سریع و کامل و آزاد و پرانرژی و خلاق. فوتبال اوسین بولتی، پیروزی اوسین بولتی.
سوپرکاپ اولین بازی رسمی والورده بود و خوب بعد از دوران کرایوف با غلظت کمتر و پس از دوران پپ با واکاوی عمیق تر همواره به محض شروع به کار مربیان جدید در نیوکمپ یک سوال پرسیده می شود: آیا بارسلونا پاس می دهد؟ و اینجا باید این پاسخ داده شود. مگر می شود بارسلونا پاس ندهد؟ همانطور که تیم های کرایوف و پپ پاس دادند، تیم های فن خال و رایکارد و تاتا و انریکه نیز پاس دادند و البته تیم والورده هم با کمال افتخار همین کار را می کند. اما این شباهت تمبرها و تاکتیک ها در دل خود تفاوت بسیار مهم و طلایی داراست که تفاوت در میزان افتخارات بین این مربیان را موجب شده است.
بله در مورد مسئله "جستجوی راه حل" حرف می زنیم. پاس دادن به منظور رسیدن به فضای هدف گذاری شده و ضربه از آن نقطه؟ یا پاس دادن به منظور پاس دادن دوباره و دوباره و دوباره تا پیدا شدن یک فضا برای ضربه زدن؟ معتقدم پپ کاملا متوجه بود که تیمش چرا پاس می دهد و کاملا به ایده های ترکیبی خودش برای گل زدن اعتقاد داشت. اما پس از آن نه. و مربیان بعدی بیشتر و بیشتر متکی به پاس و لحظه بودند تا بتوانند راه حل را پیدا نمایند و خوب والورده!
بله والورده تفاوت هایی در بازی مالکانه ایجاد کرده بود. از کاهش پاس های تکراری در فضاهای تکراری گرفته تا افزایش بازی های ترکیبی ضربدری و مثلث محور در میانه زمین برای حذف خط هافبک حریف با یک تمپ. اما همچنان مسئله جستجوی راه حل لنگ بود و خوب این مهم شاید در نگاه اول جذاب به نظر برسد چون تماشاگر مدام بارسلونا را درحالت فشار و تهاجم می بیند ولی مانند یک بمب ساعتی عمل کرده و هرچه که دیرتر به آن رسیدگی شود انرژی حمله کردن را از تیم می گیرد. در ضمن سردرگمی آشکار و لو دادن توپ را موجب می شود و از همه مهمتر برابر ستون های دفاعی مستحکم تیمی مانند رئال که بازیکنانش می توانند نود دقیقه بدون اشتباه برابر شما اعمال دفاعی را انجام دهند، به بار نخواهد نشست.
آنچه که در این بازی تفاوت ایجاد کرد همین تفاوت استراتژی ها و آشنایی به قواعد کامل اجرای استراتژی بود و خوب یک نود دقیقه دیگر در پیش است و یک فرصت تاکتیکی دیگر البته برای والورده.



