شب گذشته باز هم به لطف مدیریت باشگاه بارسلونا،بارسا سوپرکاپ اسپانیا را به رقیب سنتی خود واگذار کرد.اما این یک باخت معمولی نبود و حائز نکات مهم و عجیبی بود.اولین نکته این که آخرین باری که بارسا در یک تورنمنت رفت و برگشت ال کلاسیکو را باخته بود به شخصه به یاد نمی آورم و حداقل هشت سال بود که این اتفاق نیفتاده بود.دومین نکته این که بعد از حدود ده سال در یک ال کلاسیکو رئال مادرید درصد مالکیت توپ بیشتری از بارسلونا داشت (هر چند که مقداری ناچیز بود 52 به 48 اما به هر حال این اتفاق پس از مدت ها و سال ها افتاد) و سومین نکته مهم و عجیب این بود که بارسا بعد از 24 بازی رسمی موفق نشد در کلاسیکو دروازه رئال را باز کند.اما در ابتدای مطلب اشاره به مدیریت بارسا کردیم;این دفعه می خواهیم از منظری دیگر موضوع را بررسی کنیم نه به صرف خرید بازیکنان گران و ناکارآمد و سایر اشتباهات کادر مدیریتی بارسا. فصل گذشته با وجود این که لوئیز انریکه مارتینز از ماه ها قبل پیش از اتمام فصل تصمیم قطعی خود برای ترک پست سرمربیگری بارسا را اعلام کرده بود و مدیران باشگاه ماه ها و مدت ها زمان داشتند برای پیدا کردن گزینه ای مناسب و درخور باشگاه بزرگی همچون بارسلونا اما باز هم به سراغ آسان ترین و اصطاحا دم دست ترین گزینه ممکن رفتند.والورده ای که هرچند دو سال سابقه بازی در بارسا را داشت اما هیچ وقت تیمی بزرگ را هدایت نکرده بود.علت اصلی باخت بارسلونا در سوپرکاپ کمبود بازیکن نبود بلکه اشتباهات و استراتژی غلط مربی بود.فراموش نکنیم که بارسا با همین (دقیقا همین) مجموعه بازیکنان حدود چهار ماه پیش همین تیم رئال مادرید را در همین ورزشگاه برنابئو در یک بازی برتر و حماسی 3-2 مغلوب کرده بود (در آن بازی هم نیمار به دلیل محرومیت حضور نداشت) پس مشکل بازیکنان نبودند. در بازی رفت علی رغم اشتباه مرگبار جرارد پیکه و مسلما به دنبال آن اشتباه، افت روحی بازیکن، پیکه را تعویض و یا حداقل منطقه مورد پوشش وی را عوض نکرد و الکس ویدال هم در سمت راست دفاعی بارسلونا عملکردی بسیار ضعیف داشت و بارسا هر سه گل را از آن ناحیه دریافت کرد.آقای والورده حتی بعد از دریافت گل دوم باز هم اقدام به اصلاح اشتباهات تیمش نکرد و گل سوم را دقیقا به همان سبک دریافت کرد تا کار برای بازی برگشت بسیار دشوار شود.اما دیشب بارسا نیاز به جبران نتیجه و حداقل زدن سه گل داشت اما باز هم تصمیم عجیب والورده امیدهای بارسا برای بازگشت را نقش بر آب کرد.والورده نیمه اول را با ترکیب 3-5-2 وارد زمین شد.ترکیبی که بسیار عجیب و برای بارسا نامانوس است و بارسا اصلا به این ترکیب عادت ندارد.باشگاه بارسلونا سالیان سال است که 4-3-3 بازی می کند و این فورمیشن وارد DNA بارسا شده و سایر باشگاه هایی که از این سیستم استفاده می کنند از روی دست بارسا تقلید کرده اند.4-3-3 ای که در مواقع لزوم و برای هجوم به 3-4-3 تبدیل می شود اما 3-5-2 !!! اما به هر حال این ترکیب یک آزمایش بود و ممکن بود موثر باشد و مهم ترین توجیه این ترکیب از کار انداختن و خنثی کردن خط هافبک رئال بود اما با گذشت بیست دقیقه از زمان بازی ناکارآمدی این ترکیب به وضوح مشخص شد (ده دقیقه اول بازی که خیلی عجیب بود!) چه این که نه سرخی روبرتو هافبک راست طبیعی است و نه جوردی آلبا به بازی در این منطقه زمین عادت دارد و آندره گومز که انگار کلا توی بازی نبود! و تمام بار میانه زمین بر دوش بوسکتس و راکیتیچ بود.پس از گذشت چند دقیقه و خوردن گل اول ناکارآمدی این سیستم مشخص شد و آقای والورده می توانست ترکیبش را اصلاح کند اما او ترجیح داد تا دقیقه 50 این کار را نکند تا تیمش گل دوم را بخورد و از لحاظ روحی دچار فروپاشی شود.نکته عجیب تر این ترکیب که اصلا جواب نداد لیونل مسی به صورت غریزی برای کمک به خط هافبک اضافه می شد و در نیمه زمانی دوم نیمه اول بارسا دقایقی را با ترکیب 3-6-1 می گذارند! بارسا نیاز به زدن سه گل داشت و قطعا می بایست با سه مهاجم بازی می کرد اما در نیمه اول تقریبا مهاجم نداشت ! (مسی به هافبک اضافه می شد و سوارز هم که مدت هاست افت شدیدی کرده و اصلا موثر واقع نمی شود) اما نیمه دوم با تعویض سمدو به جای پیکه آقای والورده تصمیم به اصلاح و ترمیم اشتباهاتش گرفت و با اضافه شدن سرخی روبرتو به خط حمله و آمدن دفاع راست تخصصی فورمیشن تیم به 4-3-3 تغییر یافت و بعد از آن بود که روند بازی برای بارسا بهتر شد و شروع به خلق موقعیت کردند و حتی دو توپ به تیرک دروازه برخورد کرد.سمدو با حضورش در دفاع راست به بازی بارسا توازن داد.جلوی حملات رئال از چپ و مارسلو ایستادگی می کرد و به حمله هم به خوبی اضافه می شد.(بازی رفت هم اگر سمدو با ویدال تعویض شده بود شاید نتیجه بازی رفت هم چیز دیگری بود)اما اشتباه دیگر والورده بازی دادن به آندره گومزی بود که کلا بازیکن موثری نیست و در کل اردوی پیش فصل هم حضور نداشت و حالا که بازی کرد باید زودتر از این ها تعویض می شد اما تا دقیقه 70 انگار بارسا ده نفره بازی می کرد و تعویض بی تاثیر و بد بعدی تعویض آلبا با دینیه بود.مشکل بارسا وجود آلبا و عدم حضور دینیه بود؟!! اتفاقا آلبا شب خوبی را به شخصه می گذراند و به جای این تعویض بی تاثیر و خنثی می توانست زودتر پاکو آلکاسر که حداقل یک مهاجم تخصصی هست را به ترکیب اضافه کند تا بلکه فشار را به حریف بیشتر کند. بارسا سوپرکاپ را باخت و بد هم باخت اما دلیل اصلی آن در وهله اول مربی بود نه بازیکنان.والورده تجربه و کاریزمای لازم را برای هدایت تیمی مثل بارسلونا را ندارد (همان مشکلی که بعد از دوران باشکوه پپ گواردیولا، تیتو ویلانووا و تاتا مارتینو هم داشتند)در دوران سه ساله لوئیز انریکه اگر انریکه مشکلاتی از لحاظ تاکتیکی و شخصیتی داشت اما کاریزمای لازم را برای اداره بارسا داشت و کارنامه بسیار موفقی هم از خود بر جای گذاشت.پیش بینی من این است که حتی با اضافه شدن بازیکنانی مثل کوتینیو و دمبله بارسا در فصل پیش رو مشکل خواهد داشت.این بارسلونایی که در این دو بازی و با این مربی دیدیم احتمالا بازی های آسان با تیم های کوچک و متوسط را به راحتی و بعضا پرگل مغلوب خواهد کرد اما در بازی های بزرگ و متعاقب آن کسب جام توفیق چندانی نخواهد داشت. امیدوارم که پیش بینیم اشتباه از آب درآد! امیر ذوقی 26/5/1396 amirzowghi@gmail.com