اختصاصی طرفداری- قدِ بلند، دستان کشیده، سرعت تشخیص و انعطاف پذیری تمامی فاکتورهای فیزیکی است که هر دروازه بانی آرزوی داشتن آن ها را دارد. ناصر حجازی سنگربانی بود که در فوتبال همه این فاکتورها را داشت. او با همین ویژگی ها به شهرت رسید اما در کنار آن ها روح بلند، مردمی بودن، خودساخته بودن و صراحت کلام او را به مرزی از محبوبیت رساند که لقب اسطوره را به او بدهیم.
ناصر حجازی در 28 آذرماه سال 1328 در خیابان آریانای تهران متولد شد. پدر او اهل تبریز و مادر او از اهالی ابهر بود. برادران و خواهران ناصر علاقه ای به ورزش نداشتند. برخلاف آن ها، ناصر علاقه زیادی به ورزش داشت و خصوصاً به بسکتبال و والیبال عشق می ورزید. او حتی به تیم جوانان بسکتبال نیز دعوت شد. اما جرقه حضور در ورزش فوتبال برای حجازی مانند دیگر فوتبالیست ها از زمین های خاکی زده شد. در آن زمین های خاکی در پست هافبک بازی می کرد.
ناصر حجازی در دوران دبیرستان
حجازی از حسین دستگاه، معلم ورزش دوران دبیرستان، به عنوان مشوق اصلی زندگی فوتبالی اش یاد می کند. در دبیرستانِ محل تحصیل او مسابقات منطقه ای برگزار می شد که با مصدوم شدن دروازه بان، ناصر جای او را گرفت و در همان مسابقه استعداد دروازه بانی خود را نشان داد. به عضویت همین تیم دبیرستانی درمی آید و در سال 1343 و در یک بازی منطقه ای دیگر فردی به نام هویدا او را برای تیم دسته دومی نادر می پسندد.
نادر اولین باشگاه رسمی دوران فوتبالی ناصر حجازی است که با آن به تیم ملی جوانان و بزرگسالان ایران نیز رسید. او در دوران حضورش در نادر بسیار به تاج علاقه مند بود و شدت این علاقه به حدی بود که در بازی های تاج به استادیوم می آمد.
حضور ناصر حجازی در ورزشگاه امجدیه برای تماشای دربی تهران (سال 1348)
حجازی چند ماه پس از حضورش به عنوان تماشاگر در ورزشگاه امجدیه به آرزویش می رسد. رایکوف، سرمربی وقت تاج، در سال 1348 او را از نادر به تیم خود می آورد. اولین بازی تدارکاتی و رسمی او به ترتیب با اتلتیکو مینیروی برزیل و پاس تهران است. در بازی دوستانه با اتلتیکو او در ترکیب اصلی قرار می گیرد.
اولین حضور ناصر حجازی با پیراهن استقلال مقابل تیم اتلتیکو برزیل (سال 1348-ورزشگاه امجدیه)
در همان سال 1348 جامی با عنوان جام دوستی در ایران برگزار می شود. رایکوف سرمربی وقت تیم ملی این بار به جوانانی نظیر مهدی مناجاتی، همایون شاهرخی و ناصر حجازی اعتماد می کند. اردشیر لارودی، روزنامه نگار برجسته ورزشی، درباره حضور حجازی در آن جام می گوید: ناصر حجازی در آن بازی ها گل هم خورد و کار خارق العاده ای هم در آن بازی ها انجام نداد، ولی هر کسی که سر سوزنی با شناخت بازیکن و مقوله هایی نظیر آن سروکاری داشت، کاملاً آدم متفاوتی را در درون دروازه می دید.
در مردادماه 1348 تیم ملی ایران برای برگزاری 5 بازی دوستانه راهی شوروی می شود. رایکوف (حدود یک سال، رایکوف مربیگری تاج و تیم ملی را با هم بر عهده داشت) این بار هم به حجازی اعتماد کرده او را در چهار بازی اول درون دروازه قرار می دهد اما گویی هنوز دستان حجازی به دستکش های تیم ملی عادت نکرده بود. در چهاربازی پشت سرهم ایران شکست های سنگینی می خورد و در پنجمین مسابقه رضا قفل ساز درون دروازه می ایستد.
شهریورماه 1348 اولین بازی رسمی حجازی در «جام اکو ترکیه» در برابر پاکستان رقم خورد که آن بازی با نتیجه 4 بر 2 به سود ایران خاتمه یافت. نوار ناکامی های حجازی ادامه دارد. در دومین بازی ناصر 4 گل از ترکیه در نیمه اول دریافت می کند. پس از این بازی است که جراید به شدت به رایکوف و دروازه بان ایران می تازند. کیهان صراحتاً می نویسد که تیم ملی جای بچه های بی تجربه نیست و فرامرز ظلی باید در درون دروازه می ایستاد. اما رایکوف قویاً به ناصر اعتماد دارد. حشمت مهاجرانی در این باره می گوید: رایکوف اعتقاد داشت استعداد خوب، لیاقت و شایستگی، تکنیک بالا و قد و قواره لازم آن چیزی است که دروازه بان باید داشته باشد و طبیعتاً در زمان خود مرحوم حجازی با حضور دروازه بانان خوبی نظیر منصور رشیدی، کریم بوستانی، رسول کربکندی، راهبر و نبوی ترافیک بسیار شدیدی در پست دروازه بانی وجود داشت اما اعتقاد دارم گاهی فوتبالیست هایی وجود دارند که خود را به تیم ملی تحمیل کنند و حجازی یکی از آن ها بود.
حجازی در اولین فصل حضورش در استقلال قهرمانی در جام منطقه ای ایران (تنها لیگ ایران در آن زمان) و جام میلز هندوستان را تجربه می کند. اما در 21 فروردین 1349 روزی رویایی برای حجازی در تاج رقم می خورد. استقلال در حضور ناصر 2-1 هاپوئل رژیم صهیونیستی را شکست داده و قهرمان آسیا می شود. تاج قهرمانی جام باشگاه های ایران را نیز در همین سال به همراه حجازی بدست می آورد.
تیم ایران در مرحله انتخابی المپیک 1972 مونیخ
اردیبهشت 1351 بالاخره وقت خودنمایی در تیم ملی هم فرا می رسد. ایران در مرحله انتخابی المپیک 1972 مونیخ باید در پیونگ یانگ به مصاف ابرقدرت آسیا و یکی از قدرت های برتر آن زمان جهان یعنی کره شمالی برود. 70 هزار تماشاگر آمده اند تا مصاف ایران و کره شمالی را در زمین خاکی ورزشگاه پیونگ یانگ به تماشا بنشینند. آن ها از برد تیم خود مطمئن هستند. اما حجازی روزی رویایی را برای ایران رقم می زند. بازی با درخشش حجازی 0-0 خاتمه می یابد. پروین در مورد این بازی می گوید: ما خیلی از کره شمالی می ترسیدیم. همان موقع از جام جهانی آمده بودند. فکر می کنم که آقای حجازی یکی از خاطرات فوتبالش را در آنجا گذراند. ما باید 15 بر صفر شکست می خوردیم. هر طوری که کره ای ها ضربه می زدند ناصر آن را دفع می کرد. کیهان بعد از بازی تیتر می زند: مردی که از هیچ، همه چیز ساخت.
استقبال بی نظیر از ناصر حجازی بعد از بازی با کره شمالی (فرودگاه مهرآباد- سال 1351)
دو روز بعد کاروان ایران به فرودگاه مهرآباد می رسد. چندین هزار نفر از مردم از خوشحالی سر از پا نمی شناسند. جمعیتی باورنکردنی به استقبال حجازی می آیند. آن ها با فریادهای «ناصر دوسِت داریم، ناصر دوسِت داریم» و «ناصر بیا اینجا، ناصر بیا اینجا» از دروازه بان خود استقبال می کنند و کت و پیراهن او را هر یک از هواداران به سوی خود می کشند. حضور نیروهای امنیتی نیز فایده ای ندارد. ازدحام جمعیت باعث می شود تا حجازی کراوات، کت و ساعت خود را گم کند. ساعتی که نامزدش بهناز شفیعی به او هدیه داده بود.
یک هفته بعد مردی 16 ساله ساعت را به باشگاه تاج تحویل می دهد. حجازی با دیدن ساعت بسیار خوشحال می شود و یک پیراهن تاج و عکسی از خود را به عنوان هدیه به آدرس همان فرد می فرستد.

ناصر حجازی در کنار مژدهی، عبداللهی و حاج قاسم (سال 1351 ورزشگاه امجدیه)
حماسه ساز کره به المپیک مونیخ نمی رود اما در سال 1351 قهرمانی جام ملت های آسیا به همراه ایران را تجربه کرده و همراه با تاج قهرمانی باشگاه های تهران و جام دوستی را بدست می آورد.
سال 1352 سال قهرمانی جام اتحاد با تاج است. چهار تیم تاج، پرسپولیس، عقاب و پاس در این جام حضور داشتند. تاج با پاس 0-0 مساوی می کند و عقاب را 1-0 از پیش رو برمی دارد. در فینال آن ها پرسپولیس را با گل محمدرضا عادلخانی 1-0 شکست می دهند و قهرمان می شوند. حجازی با عملکرد فوق العاده خود گلی دریافت نکرد و بهترین بازیکن فینال این رقابت ها شد.
حجازی در ترکیب اصلی تاج در جام اتحاد (دربی سال 1352)
در این سال اتفاق فوق العاده دیگری نیز برای حجازی رخ می دهد. آتیلا به دنیا می آید. اما به دنیا آمدن فرزند حجازی نیز حال و هوایی فوتبالی دارد.
شب قبل از تولد آتیلا، ایران و شوروی در جام ایران کاپ در ورزشگاه آزادی روبروی یکدیگر صف آرایی می کنند. ایران با گل طالبف از فاصله 35 متری 1 بر 0 از روسیه شکست می خورد. اما صبح روز بعد منصور رشیدی اولین کسی است که خبر تولد آتیلا را به ناصر می دهد. او از خوشحالی در پوست خود نمی گنجد و مهاجرانی تلاش می کند تا رضایت فرانک اوفارل، سرمربی وقت تیم ملی را برای یک روز مرخصی جلب کند. اما پاسخ اوفارل منفی است و تنها اجازه چند ساعت مرخصی را به حجازی می دهد.

حجازی به بیمارستان سجاد تهران می رود و یک نیمروز را در کنار همسر و فرزند خود سپری کرده، بعدازظهر همان روز به اردوی تیم ملی بازمی گردد.
در سال 1353 تاج به همراه ناصر حجازی قهرمان جام تخت جمشید می شود. در 24 شهریور 1353 ، ایران به فینال بازی های آسیایی تهران می رسد. آن ها باید در مقابل اسرائیل صف آرایی کنند. اما دررفتگی دست ناصر حجازی و درد ناشی از آن احتمال حضور او در این بازی را به صفر رسانده است. مهاجرانی از همسر حجازی می خواهد تا با او برای بازی در این دیدار صحبت کند. ناصر مجاب می شود. حجازی با دست بانداژ شده در درون دروازه می ایستد و کلین شیت می کند. ایران 1 بر 0 اسرائیل را شکست داده و قهرمان بازی های آسیایی تهران می شود.
سال 1354 ایران با دروازه بانی منصور رشیدی و نیمکت نشینی حجازی قهرمان جام ملت های آسیا می شود. اما سال 1355 سال قدرت نمایی دوباره ناصر و صعود ایران به جام جهانی 1978 آرژانتین است. ایران در مرحله مقدماتی رقابت ها هیچ گلی دریافت نمی کند. در مرحله نهایی و در 8 بازی حجازی فقط 3 گل می خورد. او با عملکرد درخشان خود همه را به تحسین وامیدارد. عطاء الله بهمنش او را فرشته نجات ایران معرفی می کند. اردشیر لارودی دراین رابطه می گوید: صعود به جام جهانی 1978 آرژانتین یک کار نشدنی بود که با ناصر شدنی شد.
همچنین در تیرماه سال 1355 تیم ملی ایران راهی المپیک مونترال می شود. در مرحله گروهی ایران با کلین شیت ناصر حجازی کوبا را از پیش رو برمی دارد. اما در مقابل لهستان مدعی آن روزها 3 بر 2 شکست می خورد و در مرحله یک چهارم پایانی با نتیجه 2 بر 1 مغلوب اتحاد جماهیر شوروی می شوند. اما در اهمیت حضور ایران همان بس که این آخرین المپیکی است که فوتبال ایران به خود دیده است.
حجازی در لباس شهباز
در سال 1356 حجازی از تاج به شهباز می رود. وی درخشش خود را در لباس این تیم هم نشان می دهد تا آنجا که جایی ثابت برای خود در ترکیبِ هفته روزنامه ها باز می کند. سال 1357 سال اوج قدرت شهباز است. آن ها صدرنشین می شوند و بالاتر از پرسپولیس می ایستند اما تظاهرات انقلاب اسلامی این لیگ را با 12 بازی نیمه کاره می سازد.
ناصر حجازی در تیم منتخب هفته روزنامه ها
قبل از جام جهانی پیشنهادی از پاری سن ژرمن (که آن زمان باشگاهی تازه تاسیس بود)، سنت آتین و برخی باشگاه های اروپایی برای ناصر حجازی و حسن روشن می رسد اما حشمت مهاجرانی به آن ها می گوید بعد از جام جهانی فرصت های بسیار خوب دیگری برای ترانسفر شدن خواهید داشت و به همین خاطر این پیشنهادها از سوی حجازی رد می شود.
پیشنهاد ناصر حجازی از سنت آتین فرانسه
در خردادماه 1357 تیم ملی ایران باید راهی جام جهانی 1978 آرژانتین شود. ناصر حجازی در فرودگاه مهرآباد از سوارشدن بر هواپیما سرباز می زند. دلیل آن مشخص است؛ وعده های کامبیز آتابای، رئیس وقت فدراسیون فوتبال محقق نشده و حجازی نیاز مبرمی به پول دارد. پادرمیانی حشمت مهاجرانی هم برای جلوگیری از این کار ناصر فایده ای ندارد. حجازی به مهاجرانی می گوید: وقتی فدراسیون به قولش عمل نکرده و همسر من را برای کشیدن چک بی محل قرار است به زندان ببرند، به جای اینکه در آرژانتین در درون دروازه تیم ملی بایستم ترجیح می دهم در تهران محافظ خانواده ام باشم. مهاجرانی در رابطه با آن روز می گوید: چون می دانستم ناصر هیچ وقت دروغ نمی گوید و واقعاً از ته قلبش صحبت می کند وامی را برای ناصر مهیا کردم. با رفع این مشکل حجازی قدم در خاک آرژانتین می گذارد.
ایران در بازی اول خود در جام جهانی با 3 گل از هلند شکست می خورد. البته 2 گل از 3 گل از روی نقطه پنالتی به ثمر می رسد. روزنامه ها می نویسند اگر حجازی نبود 33 شوت هلندی ها سرنوشت را اندوهبار می کرد. در بازی دوم، ایران با اسکاتلندی که ستاره ای چون کنی دالگیش ، آرچی گمیل، کنی برنز، جان رابرتسون، لو ماکاری و جو جوردن را در اختیار دارد مساوی می کند. تک گل اسکاتلند روی اشتباه آندرانیک اسکندریان و گل به خودی او به ثمر می رسد. حجازی در رابطه با آن گل می گوید: توپ در دست خودم بود و خیلی راحت می توانستم آن را بگیرم، چون جو جوردن از پشت آندرانیک را شارژ کرد، جوردن به من خورد و توپ از دستم رها شد و وقتی می خواستم روی توپ شیرجه بزنم اسکندریان هل شد و توپ را به اشتباه وارد دروازه خودمان کرد. حجازی در نیمه دوم با عملکرد فوق العاده خود گلی دریافت نکرد تا دانایی فرد گل تساوی ایران را به ثمر برساند و نخستین امتیاز ایران با حذف اسکاتلند مدعی همراه باشد.
پس از جام جهانی وعده مهاجرانی تحقق می یابد. منچستریونایتد به حجازی پیشنهاد می دهد و او به سمت انگلستان و شهر لندن پرواز می کند. اما در ایران انقلاب شده و در فرودگاه هیتروی لندن پاسپورت های ایرانیان یکی پس از دیگری برگشت می خورد. شفیعی، همسر حجازی در این رابطه می گوید: وقتی هواپیما در لندن به روی زمین نشست از هواپیمای ما فقط 5 یا 6 نفر اجازه ورود دریافت کردند و من و ناصر هم جزو آن ها بودیم.
حجازی در فرودگاه هیتروی لندن
حجازی با منچستریونایتد تمرین می کند. مسئولان منچستریونایتد خواهان عقد قرارداد با او می شوند اما ناگهان از ایران نامه ای فرستاده می شود که حجازی باید برگردد چون رضایت ما را برای این انتقال ندارد! منچستری ها یک هفته به حجازی مهلت می دهند. اما در بهبوهه انقلاب فدراسیون فوتبال بسته بود و حجازی این فرصت طلایی را به همین سادگی از دست داد. البته یک ماه بعد از آن رضایتنامه سرانجام صادر می شود اما منچستر به دلیل تعلل مقامات ایرانی دروازه بان خود را جذب کرده و دیگر نیازی به حجازی ندارد.
حجازی در بازگشت به ایران در قامت تیم ملی برای راهیابی به المپیک 1980 مسکو می جنگد. یک آمار خارق العاده دیگر رقم می خورد. ایران از 5 بازی خود در مرحله گروهی تنها 2 گل دریافت می کند و با اقتدار در صدر گروه خود می ایستد. در دیدار نهایی انتخابی حجازی مقابل سنگاپور هم کلین شیت می کند و ایران با برد 4 بر 0 یک بار دیگر به المپیک صعود می کند. اردشیر لارودی در رابطه با عملکرد حجازی در این مسابقات می گوید: ناصر حجازی ایران را به خوبی فرماندهی کرد، تیم ایران پوست انداخته بود و خیلی از بازیکنان قبلی تیم ملی حضور نداشتند. یک فرد باید آن تیم را سرپا نگه می داشت و او همان ناصر حجازی بود. اما این بار مقامات ایران المپیک مسکو را تحریم می کنند (به جز ایران، کشورهای زیادی از جمله آمریکا، آلمان غربی و ژاپن این بازیها را به دلیل اعزام نیرو از جانب اتحاد جماهیر شوروی به افغانستان، تحریم کرده بودند) تا ایران در عقده حضور در این رقابت ها بماند.
حجازی با تیم ملی در جام ملت های آسیا سال 1359 شرکت می کند اما آن ها در مرحله نیمه نهایی مغلوب کویت می شوند. دیدار با کویت آخرین دیدار حجازی با پیراهن تیم ملی بود چراکه عجیب ترین حکم تاریخ فوتبال ایران انتظار او را می کشید.
مصطفی داودی رئیس سازمان تربیت بدنی طرحی را مصوب کرد که به موجب آن بازیکنان بالای 27 سال از بازی در تیم ملی ایران منع شدند و این پایانی بر حضور ناصر حجازی در دروازه تیم ملی فوتبال ایران بود.
دوره بازگشت ناصر حجازی به جمع آبی پوشان پایتخت فرا می رسد. اما دیگر خبری از تاج سابق نیست. نام باشگاه به استقلال تغییر کرده و تمامی مستقلات باشگاه نیز ضبط شده است. از آنجاییکه لیگی در آن سال ها برگزار نمی شد، حجازی و یارانش در زمین های خاکی که ارامنه به آن ها هدیه داده بودند تمرین می کردند. در غیاب پورحیدری، بازیکنان استقلال از حجازی خواستند تا مربیگری تیم را بپذیرد و او هم به شرط برقراری نظم و انضباط در تیم این پیشنهاد را پذیرفت. حجازی همزمان مربی، دروازه بان و کاپیتان تیم بود.
تیم استقلال تهران در سال 1361
دربی 1361 اولین دربی حجازی در زمان سرمربیگری استقلال! پرسپولیس با گل غلامرضا فتح آبادی پیش می افتد. حسن روشن که با اصرار حجازی قبل از مسابقه دربی به استقلال آمده بود، وارد زمین شد و گل مساوی روی حرکت او و ضربه نهایی بهتاش فریبا به ثمر رسید تا این دربی با نتیجه 1-1 خاتمه یابد. در پایان آن سال استقلال نایب قهرمان جام باشگاه های تهران شد.
ناصر حجازی در دربی سال 1362
با بازگشت پورحیدری، ناصر حجازی سکان هدایت استقلال را به وی سپرد. دربی معروف سال 1362 فرا می رسد. خیل انبوه جمعیت شاید به بیش از 120 هزار نفر هم می رسید. حضور تماشاگران روی پروژکتورها ریسک خطر را برای روشن شدن آن ها بالا برد. از حجازی و پروین می خواهند که با بلندگو از تماشاگران بخواهند تا از پروژکتورها پایین بیایند.
حملات پرسپولیس پردامنه است اما عقابی چون ناصر حجازی در درون دروازه ایستاده! ناصر محمدخانی، علی پروین، حمید درخشان و محمد مایلی کهن هرچه می زنند حجازی دفع می کند. استقلال با ضربه سر منجر به گل پرویز مظلومی این دربی حساس و پرتماشاگر را 1-0 می برد و در پایان همان سال حجازی و استقلال جام قهرمانی را بر بالای سر می برند.
دربی سال 1362: پرواز استثنایی حجازی در جدال با محمدخانی
حجازی سال 1364 هم با عملکرد فوق العاده خود در فینال در مقابل ضربات امیر قلعه نویی و مرتضی یکه در شاهین مقاومت کرده و استقلال قهرمانی جام باشگاه های تهران را تجربه می کند. اما سال 1365 سال آغاز اختلاف او با عباس کردنوری سرپرست وقت استقلال است. آتش این اختلاف تا آنجا بالا می رود که کردنوری پس از دربی سال 1365 که به باخت 3-0 استقلال از پرسپولیس منجر شد، حجازی را از تیم کنار می گذارد.
حالا حجازی تنهاتر از همیشه است. جنگل های لویزان محل تمرینات اختصاصی او بود تا اینکه تصمیم می گیرد تا از طریق یک رابط به کشور هندوستان برود. پیکان سبز خود را می فروشد و با 500 دلار راهی هندوستان می شود. با عکس هایی از جام جهانی و یک سری بازی های مهم دوران فوتبالی در هندوستان به دنبال تیم می گردد اما همه چیز طبق انتظار او پیش نمی رود. اتاق کثیف مسافرخانه هندی هم نتوانست در مقابل اراده حجازی ایستادگی کند. ناصر تمریناتش را با تیم محمدان کلکته آغاز می کند اما نه از دستمزد خوب خبری بود و نه از پیشرفت! حجازی به تهران برمی گردد.
شفیعی، همسر حجازی با دیدن روحیه او تصمیم می گیرد شخصاً با رئیس باشگاه محمدان کلکته صحبت کند. آن ها ناصر را با قیمتی نسبتاً بالاتر جذب می کنند. آمیکو، مهاجم نیجریه ای که در هندوستان حضور داشت زمینه انتقال حجازی را به محمدان بنگلادش فراهم می کند و به او می گوید که نمی گذارد در این شرایط سخت زندگی کند. حجازی به بنگلادش می رود و با تیم محمدان بنگلادش قرارداد امضا می کند.
وقتی مربی هندی محمدان از مقام ها و دوران حرفه ای ناصر آگاه می شود، سکان هدایت تیم را به دست حجازی می سپارد. وی مرتضی یکه و بیژن طاهری را به بنگلادش دعوت می کند. خداحافظی حجازی از میادین فوتبال در همان کشور بنگلادش انجام می شود. مدیرعامل محمدان به ناصر حجازی می گوید: حالا که در ایران برای تو بازی خداحافظی نگذاشته اند، ما در بازی با ابوهانی این کار را انجام می دهیم. آتیلا حجازی درباره این بازی می گوید: تیم محمدان فقط باید بازی آخر را می برد تا قهرمان بنگلادش شود. ابوهانی یک گل جلو افتاد و دروازه بان محمدان دچار مصدومیت شد. پدرم لباس پوشید و خود درون دروازه قرار گرفت. حجازی در آن بازی چند موقعیت عالی را از ابوهانی گرفت و در نهایت محمدان با نتیجه 3 بر 2 پیروز و قهرمان شد. هوادارانِ محمدان حجازی را روی دوش خود به این طرف و آن طرف می بردند و به این شکل خداحافظی دراماتیک حجازی رقم خورد. بیژن طاهری در رابطه با حضور حجازی در بنگلادش می گوید: ناصر را در بنگلادش خیلی دوست داشتند، حتی محمد ارشاد، رئیس جمهور وقت این کشور عاشق ناصر حجازی بود و در بازی با پرسپولیس به رختکن آمد و با ایشان صحبت کرد.
این پایانی بر دوران دروازه بانی ناصر حجازی است. او دومین دروازه بان قرن آسیا و چهل و یکمین دروازه بان شایسته فوتبال جهان است. رکورد 837 دقیقه بسته نگه داشتن دروازه را به نام خود ثبت کرد و از این حیث رتبه صد و سی و یکم جهان را به خود اختصاص داد.
سال بعد از قهرمانی، در جام باشگاه های آسیا، محمدان باید در مقابل پرسپولیس صف آرایی می کرد. روز بازی مدیرعامل تیم به حجازی می گوید می خواهم به بچه ها بگویم از پرسپولیس کمتر گل بخورند تا آبرویمان نرود. حجازی از این کار جلوگیری کرد و به بازیکنانش می گوید: بچه ها، پرسپولیس اصلاً تیم نیست و می توانید به راحتی آن ها را شکست دهید. آن بازی را محمدان با گل های طاهری و مهاجم خارجی خود 2-1 از پرسپولیس برد و بهترین نتیجه تاریخ کشور بنگلادش رقم خورد. بیژن طاهری در رابطه با این بازی می گوید: پس از پایان بازی، ما به منزل حجازی رفتیم. ولی حجازی به اندازه ما خوشحال نبود. وقتی از او پرسیدم که از برد در برابر پرسپولیس خوشحالی جواب داد نه، برای اینکه ایران به بنگلادش باخته است. محمد زادمهر می گوید: مصاحبه بعد از این بازی ناصر حجازی برای من خیلی جالب بود چون فهمیدم که ایشان تا چه اندازه انسان ملی گرایی هستند. آقای حجازی در پایان گفتند؛ درست است که من باید حرفه ای تیم خود را ارنج می کردم و پرسپولیس را می بردم ولی دوست داشتم در مقابل پرسپولیس یک تیم دیگر بازی می کرد که نماینده ایران حذف نشود.
محمدان در سه دوره بعدی جام باشگاه های آسیا نیز به دوره یک هشتم نهایی صعود کرد. ناصر با همه سختی های حضور در بنگلادش ساخته بود. از خوردن آب و موز در بنگلادش خود را به موقعیتی رساند که حالا تیم های ایران به او پیشنهاد مربیگری می دادند.
حجازی در سال 1371 پیشنهاد سرمربیگری تیم شهرداری کرمان را قبول کرد تا این تیم را به سطح اول فوتبال ایران بیاورد. در این راه موفق نیز بود اما فدراسیون وقت فوتبال ایران با سه امتیاز بی دلیلی که به سپاهان داد مانع از حضور شهرداری در لیگ اول ایران شد.
در سال 1372 بانک تجارت با رقمی معادل دو برابر دستمزدِ شهرداری کرمان، ناصر حجازی را به خدمت گرفت. حجازی بازی علی دایی را دید و او را به بانک تجارت آورده و به سطح اول فوتبال کشور معرفی کرد. علی دایی در همان سال به تیم ملی دعوت شد و چند سال بعد به هرتابرلین و بایرن مونیخ رفت و اکنون برترین گلزن ملی جهان است.
حجازی سال 1373 به سپاهان رفت و در سال 1374 با ماشین سازی یک قرارداد مشروط بست. شرط هم این بود که اگر پیشنهادی از طرف استقلال و تیم های خارجی برسد، امکان فسخ قرارداد وجود داشته باشد. ماشین سازی متحول شده بود. همین تحول زمینه ساز شد تا داریوش مصطفوی قول مربیگری تیم ملی ایران را به حجازی بدهد اما ناگهان قرعه سرمربیگری به نام محمد مایلی کهن افتاد. دست بر قضا استقلال به حجازی پیشنهاد داد و ناصر به استقلال پیوست.
استقلالِ آن روزها هم در بحث امکانات و هم جذب بازیکن اصلاً در وضعیت جالبی نبود. فتح الله زاده می گوید: ناصر با تمام وجودش استقلالی بود و چون استقلال را خانه خودش می دانست برای این تیم شرط و شروط نمی گذاشت. با کمترین ها می ساخت. حجازی استقلال را در سال 1376 قهرمان جام خزر و جام پرچم ترکمنستان کرد. سال 1377 سال جوانگرایی استقلال با حجازی بود. او امیر قلعه نویی را از درون تیم به روی نیمکت آورد و دستیار خود کرد. در همین سال، استقلال قهرمان لیگ ایران شد. حجازی با استقلال رکورد 32 بازی بدون باخت را ثبت می کند و در تاریخ ماندگار می شود.
در سال 1378 حجازی محبوبیت فوق العاده ای نزد هواداران پیدا کرد. علیرضا اکبرپور می گوید: هیچ وقت ندیده بودم برای تمرین تا این اندازه تماشاگر بیاید. دو تا سه هزار نفر فقط به عشق ناصرخان در تمرین حضور می یافتند. کنفدراسیون فوتبال آسیا حجازی را به عنوان مربی ماه آسیا معرفی می کند.
در شروع فصل مدیر باشگاه لورکوزن آلمان به تهران می آید و در تمرینات استقلال حاضر می شود و می گوید: حجازی می تواند در بوندسلیگا مطرح شود. سرمنشأ این جمله را باید در سفر فتح الله زاده و حجازی به آلمان جستجو کرد. علی فتح الله زاده در این باره می گوید: من و حجازی به آلمان سفر کرده بودیم. به باشگاه لورکوزن رفتیم و در جلسه فنی، ناصر حجازی از یک نکته فنی آن باشگاه ایراد گرفت و پای تخته رفت و درستی حرف خود را آنجا ثابت کرد. کریستوف دام، سرمربی مطرح آلمانی با اشاره به ناصر حجازی می گوید: در ایران یک مربی می شناسم که قابلیت حضور در اروپا را دارد.
در شروع فصل حجازی دستیار خود امیر قلعه نویی را از کادر مربیگری کنار می گذارد. حالا استقلال در آسیاست و هواداران از حجازی می خواهند تا بعد از قهرمانی لیگ، ستاره سوم آسیایی را برای آن ها به ارمغان آورد. استقلال در پلی آف نیروهای هوایی را از پیش رو بر می دارد. در مرحله گروهی الهلال عربستان و العین امارات را شکست می دهد و به عنوان تیم دوم راهی مرحله نیمه نهایی می شود. در نیمه نهایی آن ها باید در مقابل دالیان چین قرار می گرفتند. بازی در وقت های عادی با نتیجه 3-3 پایان می یابد و در وقت های اضافی گل علی موسوی ورزشگاه را منفجر می کند.
اردیبهشت 1378 روز فینال فرا می رسد. چشم بادامی های ژاپنی در قالب تیم گامبا اوزاکا به تهران می آیند. آزادی مملو از تماشاگر می شود. تیم ژاپنی در همان نیمه اول با 2 گل از استقلال پیش می افتد. گل سیروس دین محمدی در دقیقه 66 امیدها را زنده می کند. اما در روز درخشش دروازه بان جوبیلیو ایواتا، علی موسوی، مهاجم استقلال یکی از بدترین روزهای دوران بازیگری اش را تجربه می کند و موقعیت های صددرصد را تبدیل به گل نمی کند. اردیبهشت 78 تلخ تمام می شود. شاید اگر حجازی از گستاخی های برومند می گذشت و او را در فینال کنار نمی گذاشت تا یحیوی ناآماده در درون دروازه بایستد جام بر بالای سر استقلالی ها بود اما حجازی مرد زیرپا گذاشتن اخلاق و سکوت در برابر بی اخلاقی نبود.
حجازی به لیگ ایران امید می بندد. اما هفته بیست و ششم لیگ آزادگان تمام معادلات او را به هم می ریزد. استقلال بازی 3-1 برده در مقابل سایپا را 4 بر 3 می بازد و طی حکمی از سوی مدیرعامل استقلال، حجازی برکنار می شود. در این بازی زرینچه از دستور تاکتیکی حجازی سرباز زد و تمرد کرد. به همین دلیل از آن دیدار تا به امروز بحث کم کاری بازیکنان استقلال مقابل سایپا وجود داشته اما هیچگاه به اثبات نرسید.
پس از برکناری از استقلال، حجازی با عقد قراردادی به ذوب آهن می پیوندد. سعید رمضانی و رحمان رضایی را به سطح اول فوتبال ایران معرفی می کند. اما مسئولان ذوب آهن نمی گذارند تا حجازی کشت خود را درو کند و با او قطع همکاری می کنند. حجازی از ذوب آهن تیمی ساخت که تا سال ها در لیگ ایران به عنوان یک مدعی قلمداد می شد.
حجازی و پروین؛ سرمربیان ذوب آهن و پرسپولیس در کنار یکدیگر
تیم های بعدی حجازی، استقلال رشت، ماشین سازی تبریز و استقلال اهواز هستند. امیر قلعه نویی از دستیاری حجازی در استقلال اهواز به سرمربیگری استقلال می رسد.

سال 1384 و انتخابات ریاست جمهوری! سالن ثبت نامِ نامزدها مردی را به خود می بیند که آشناست. او ناصر حجازی است. می گوید از معین مشهورتر و از محسن رضایی محبوب ترم. فلسفه حضور او اما چیز دیگری است. او می خواست ثابت کند همانطور که سیاسیون در فوتبال دخالت می کنند، یک ورزشی هم می تواند در سیاست دخیل باشد.
حجازی به لیگ دسته اول می رود و با نساجی قائم شهر قرار می بندند. مردم قائم شهر هیچگاه آن روزها را از یاد نمی برند. اوضاع مالی نساجی در آن برهه مانند همیشه اسفناک بود و او با این شرط به نساجی می آید که معوقات و مطالبات قبلی بازیکنان نساجی پرداخت شود. حجازی در بدو حضورش در نساجی می گوید: من در این فوتبال به خیلى از خواسته هایم نرسیدم ولى اگر به نساجى نمى آمدم همیشه حسرت مى خوردم چرا که تماشاگرانى دارد که استقلال را به یاد من مى اندازد. اما مشکلات مالی تیم همچنان پابرجا می ماند و حجازی وقتی می بیند که بازیکنانش در مشکلات حاد مالی دست و پا می زنند و توافقات او با باشگاه زیرپا گذاشته شده از سرمربیگری تیم استعفا داده و به تهران بازمی گردد.
سال 1386 حجازی در زمان مدیرعاملی فتح الله زاده به استقلال بازمی گردد تا به همراه او یک بار دیگر خاطرات آسیایی خود را با استقلال زنده کند. او پژمان منتظری را به استقلال می آورد و می گوید از پژمان چیزهای زیادی در آینده خواهید شنید و روزی بهترین مدافع ایران خواهد شد. باخت در هفته دوم مقابل ملوان کافی بود تا هیئت مدیره آن روزهای استقلال در مورد برکناری حجازی صحبت کنند. دربی فرا می رسد و استقلال با گل روانخواه 1 بر 0 پیش می افتد اما گل محسن خلیلی در دقیقه 83 بازی را به تساوی می کشاند. هفته دوازدهم و بعد از باخت به سایپا، هیئت مدیره استقلال تشکیل جلسه می دهد و به حجازی می گوید یا مدیرفنی باش یا برو! حجازی به روی سکوها می رود و 3 برد پیاپی کسب می کند. هیئت مدیره اما کاری با این بردهای متوالی ندارد و فیروز کریمی را جایگزین وی می کند و بدین ترتیب رویای تازه حجازی با استقلال به سرانجام نمی رسد.
به رسم کنار گذاشته شدن در دوران بازیگری، این بار در عرصه مربیگری هم حجازی برای ادامه عمر فوتبالی سودای جدایی از ایران سرمی دهد. نام او آنقدر بزرگ است که مدیرفنی دی استرادا اسلواکی باشد. او با دی استرادا تا نیمه نهایی جام حذفی اسلواکی هم می رود اما بیماری مجال این همکاری را از او می گیرد.
سرطان ریه، کابوسی بود که به سراغ اسطوره آمد و خیال تمام شدن نداشت. پُست های فرمایشی در استقلال یکی پس از دیگری به حجازی پیشنهاد می شد. اما دیگر فایده ای نداشت. هرچند که حجازی در همین پست های فرمایشی هم فعال عمل می کرد و اولین نفری بود که در تمرین استقلال حاضر می شد.
تصویر نامه سر الکس فرگوسن به حجازی
سِر الکس فرگوسن با ارسال نامه ای به حجازی روحیه می دهد و در آن می نویسد: وقتی شنیدم حال شما خوب نیست متاسف شدم. به این فكر افتادم كه پیغام بازیكنان و دستیارانم را برسانم. دوست دارم بدانی كه همه جا به فكر تو هستیم. شخصا به خاطر همه فداكاریها و تلاشهایت برای باشگاه تشكر میكنم. این فداكاریها بسیار ارجمند است. میدانم كه ماههای اخیر را به سختی پشت سر گذاشتی اما مطمئن باش كه با دعاها و افكار ما آرامش پیدا خواهی كرد.
حجازی در جریان تماشای بازی استقلال و پاس همدان از حال می رود و با آمبولانس او را به بیمارستان کسری می رسانند. او به کما رفته بود. سرانجام حوالی ساعت 11 صبح روز دوشنبه دوم خردادماه اسطوره پر می کشد. این بار پرواز برای گرفتن توپ های دروازه ورزشگاه امجدیه و آزادی نبود بلکه برای رهایی از درد سرطانی بود که تا آخرین روزهای عمر در مقابل آن مقاومت کرد.

روز تشییع جنازه، آزادی تابو می شکند. این بار بانوان هم هستند. عشق به حجازی زن و مرد نمی شناسد. همان هایی به بدرقه او می آیند که حجازی در موردشان گفته بود: مسئولینِ من همین مردم هستند. ناصر حجازی لقب های زیادی دارد. از مرد خوب فوتبال ایران تا جهان پهلوان عرصه فوتبال. اما بهترین صفتی که می تواند جان کلام را در مورد دروازه بان اسطوره ای ایران ادا کند، دو کلمه ای است: ناصر حجازی. این واژه معادل دیگری ندارد.



