طرفداری- سادیو مانه، وینگر باشگاه لیورپول در خصوص وضعیت بدنی و همچنین دوران حضورش در این تیم به گفتگو پرداخت.

صحبت های او را با دیلی میل می خوانید:

در خصوص پیروزی فصل گذشته در استادیوم امارات مقابل آرسنال و گلزنی اش

آن بازی را به خوبی به یاد می آورم. به یاد دارم که روی گلی که زدم، انرژی زیادی صرف کردم. توپ در گوشه به من رسید و دفاع حریف (کالوم چمبرز) به من نزدیک شد. من ابتدا سعی کردم که تند حرکت نکنم زیرا می دانستم در سرعت از او می توانم پیشی بگیرم. مدافع به من نزدیک شد و به سرعت او را جا گذاشتم و دیگر فاصله مان از یکدیگر به حدی شد که نمی توانست من را بگیرد.

سرعت بالای او 

این طبیعت بازی من بوده و چیزی نیست که روی آن کار کرده باشم و این را خدا به من هدیه داده است. زمانی که در مدرسه بودیم، مرتبا در مسابقات دو شرکت می کردم و در آن ها خوب بودم. من حتی در فواصل طولانی نیز به خوبی می دویدم. من به باشگاه بدنسازی می روم و دوبار در هفته روی عضلات شکم کار می کنم و این مسئله بسیار مهم است. من تمرینات را بسیار سریع به اتمام می رسانم زیرا بدن خود را به خوبی می شناسم. من یک سرآشپز دارم که برنامه غذایی برایم تعیین کرده تا غذاهای سالم بخورم. کلا نوشیدنی نیز نمی خورم و هرگز در زندگی این را امتحان نکرده ام. هیچ گاه نیز سمت دود نرفته ام.

من دوست دارم همیشه با تیمم پیروز شوم. فرقی نمی کند راست یا چپ یا وسط بازی کنم. من یک مهاجم هستم و می خواهم به زمین رفته و با گلزنی به تیمم برای پیروزی کمک کنم. 

 الحاجی دیوف که یک بازیکن بزرگ در نظر او بوده که در لیورپول جلوه خوبی ندارد.

او اولین بازیکن مورد علاقه من در فوتبال بود. من دیدار تیم ملی سنگال در جام جهانی با فرانسه را به یاد دارم که به همراه دوستانم مدرسه را ترک کردیم تا فوتبال را در خانه تماشا کنیم. الحاجی در سنگال یک قهرمان بوده و هنوز هم وقتی می روم او را می بینم. قهرمان بودن او در لیورپول؟ فکر نمی کنم!

مصدومیت ها و عمل جراحی او قبل از شروع فصل جدید

شما به عنوان یک فوتبالیست حرفه ای باید برای هرچیزی آماده باشید. در این حرفه بالا و پایین ها وجود دارد. وقتی مصدومیت فصل پیش برایم رخ داد، دوران سختی سپری کردم. می خواستم که آماده باشم و به تیمم کمک کنم. باید راهی پیدا می کردم تا به سرعت بهبود یابم. مادرم کنارم بود تا به این دوران را سپری کنم. یک هفته در تعطیلات بودم و پس از آن یک هفته به سنگال رفتم ولی در این مدت نیز با پزشک معالجم در ارتباط بودم.