حقیقتش اینه که نمیدونم جالب اینه که من تا ۱۴ سالگی فن بارسا بودم و حالم از یووه به هم میخورد ولی یه شب داشتم تلویزیون نگاه میکردم از قضا داشت بازی یووه سلتیک رو نشون میداد از رو بیکاری نشستم بازی رو ببینم دیدم بازیکنای یووه به شکل عجیبی از ته دل بازی میکنن اونقدر از ته دل که برای یه بچه ی ۱۴ ساله هم کاملا محسوس بود انگار بازیکنا واسه بازی کردن تو یووه یه پولیم داده بودن یارگیری لیختشتاینر با اون تعصب تو کرنرا واکنشای جیجی تو شبی که با وجود برد ۳-۰ دروازش به توپ بسته شده بود فریادای آنتونیو کونته رو نیمکت دلبری مارکیسیو که هر کاری خواست تو اون بازی کرد دوندگی بی امان ووچینیچ و ماتری هبچکدوم از بازیکنا جز بوفون رو درست نمیشناختم ولی بعده بازی یهو به خودم اومدم دیدم به شکل عجیبی به این تیمه علاقه مند شدم از همون لحظه تا الآن هیچ عشق فوتبالی بالاتر از یووه تجربه نکردم قشنگ شد یه بخش عظیمی از دغدغه های زندگیم چقد بهم گفتن آخه یووه تیمه که تو طرفدارشی ولی با این حرفا صرفا به عشقم به یووه افزوده میشد امروز خبر اومد که امکان خروج مارکی وجود داره همون ستاره ی شب علاقه مند شدنم به یووه بونوچی رفت ویدال رفت توز رفت پوگبا رفت با رفتن مارکی دیگه واقعا از فوتبال زده میشم این تیم دیگه رنگ یووه ی کونته رو نداره قطعا قوی تره ولی عشقی که اون تیم داشت تو تاریخ بی نظیر بود ای کاش مارکی بمونه چون با رفتنش یووه برام دیگه اون بت سابق نیست یا علی