نبود دو ضلع مثلث بارسا و اینیستا به عقیده اکثر تماشاگران بازی بارسا - بتیس به شدت به بارسا ضربه زده بود. ولی تا چه اندازه این ادعا درست است؟ در این متن با تحلیل بازی تیم بارسلونا به نقش مهم این سه بازیکن پی می بریم.
رئال بتیس بر خلاف تیم هایی که با بارسلونا رو به رو می شوند، فاصله خط هافبک و دفاعشان بسیار زیاد بود و بین این دو خط فقط یک هافبک دفاعی حضور داشت. اما با وجود بازیکنی مانند مسی بسیار کم شاهد حرکت در بین این دو خط بودیم. خوب دلیلش چه بود؟
وقتی توپ در مالکیت بارسا در نیمه زمین خودشان بود، بتیس خط هافبک چهار نفره اش را روی خط نیمه قرار می داد و از ورود توپ به یک سوم دفاعی خودشان جلو گیری می کردند. در صورتی که توپ با یک پاس طولی بلند از این خط رد می شد، هافبک دفاعی این تیم روی بازیکن صاحب توپ فشار می آورد و با تاخیر حاصل از این تاکتیک، دوباره تیم بتیس با دو لایه چهار نفره عقب تر از توپ دفاع می کرد. بعد از این که بارسا متوجه این نقشه شد، به بازیکن بین دو خط دفاع و هافبک دستور داد با پاس های تک ضرب یا دو ضرب رو به جلو، مانع تجمع پشت توپ بتیس شوند.
در صحنه گل اما تیم بتیس باز شده بود و آرایش دفاعی خود را از دست داده بود و دروازه بان بتیس با انتخاب اشتباه مقصد پاس(جایی که هافبک های بارسا حضور داشتند و امکان پاس در عمق و انتقال سریع به حمله وجود داشت) گل اول را به بارسا هدیه داد. بارسایی ها درست همین منطقه استراتژیک در حملات یعنی پشت محوطه را هدف قرار دادند و مسی که از هافبک دفاعی یارگیرش رها شده بود با یک و دو، گل اول بارسلونا را ساخت.
اما واقعا انتخاب دروازه بان بتیس اشتباه بود و باید توپ را به کناره ها ارسال می کرد؟
تیم ارنستو والورده هنگامی که توپ به کناره های زمین و نزدیک خط اوت می رفت، با یک نفر روی توپ فشار می آورد و بازیکن صاحب توپ را به لب خط هدایت می کرد. سپس با اضافه شدن سه نفر دیگر و بستن راه های پاس و همین طور فشار روی توپ، توپ را پس می گرفت. در این نقشه روبرتو با جنگندگی بیشتری نسبت به اینیستا عمل می کند و عجیب نیست که او در این بازی حضور داشت. روبرتو به دلیل قابلیت های زیادش در خطوط مختلف تنوع بیشتری به خط حمله می داد و در یک لحظه تبدیل به وینگر تیم در سیستم ۱-۲-۳-۴ و چند لحظه بعد هافبک تیم در ۳-۳-۴ بود. روبرتو در بازی سریع رو به جلو هم بسیار بهتر از اینیستا عمل می کند و علاوه بر توانایی اش در پاس به فضا، در کورس و استارت ها هم سریع است.
برگردیم به نقشه پرس بارسلونا نقشه ای که در یک دقیقه هم ضعفش و هم امکاناتی که به تیم می دهد آشکار شد. دقیقه سی و هشت آلبا مثل همیشه به بازیکن صاحب توپ لب خط نزدیک شد و بوسکتس و روبرتو سریع به سمت این منطقه حرکت کردند. ولی وینگر بتیس آلبا را دریبل کرد و خط دفاع بارسا که برای پوشش فضایی که بوسکتس رها کرده بود جلو رفته بود، از عمق دفاع غافل شد و وینگر بتیس با پاس در عمق مهاجمشان را صاحب توپ کرد ولی ماسکرانو با مهارتش و البته کمی خوش شانسی توپ را تکل کرد. به قول مالدینی اگر مجبور به زدن تکل شوید حتما اشتباهی مرتکب شده اید.
همین توپ به لب خط عرضی نزدیک به دروازهٔ بتیس رفت و دلوفئو با پرس بازیکن بتیس و استفاده هر چه بهتر از خط عرضی در توپ گیری، صاحب توپ شد و با یک پاس روبرتو گل دوم بارسا را زد. در صحنه گل نمی توان نقش آلکاسر در باز کردن فضا با کشیدن یارگیرش را نادیده گرفت. به این ترتیب سه بازیکن نه چندان محبوب بارسا در این بازی با یک جنگندگی در پرس و همکاری بسیار خوب باعث به ثمر رسیدن گل دوم بارسلونا شدند.
در نیمه دوم هم بارسلونا با فشار روی توپ از یک سوم میانی، بستن کانال های کناری و فاصله کم بین خطوط بازی را مدیریت کردند و به پیروزی رسیدند.
اما نکات قابل توجهی که کمتر دیده شدند را میتوان دوندگی و سرعت بالای دلوفئو در پرس و حملات سریع، پوشش های فوق العاده بوسکتس و اضافه شدن به لب خط طولی برای باز پس گیری توپ با دوندگی زیاد و انعطافی که روبرتو به سیستم بارسلونا هدیه داده بود، دانست.
تیم بارسلونا در این بازی به معنای واقعی یک (تیم) بود. تیمی با از خود گذشتگی های بازیکنانش در پاس ها، در باز کردن فضا در صورتی که می توانست با یک حرکت از دست یارگیرش رها شود و خودش گلزنی کند(گل دوم و حرکت آلکاسر) و در دوندگی و جنگندگی برای پرس توپ و فضا.
منبع : کانال تاکتیکال آنالیز